بسم الله الرحمن الرحيم

برنامه پيشنهادي منوچهر رضاوندي

داوطلب رياست جمهوري اسلامي دوره هفتم جمهوري اسلامي ايران

براي اداره امور كشور                           خرداد ماه 1376 هجري شمسي

 

پيشگفتار

هم ميهنان ارجمند! كشور ما دوران بسيار حساس، خطرناك و سرنوشت سازي را از سر ميگذراند. مهين ما همواره با بحرانهايي روبرو بوده و هست كه در بهترين حالت نادانسته و بر بستر ناآگاهي، بي تدبيري و ناپختگيهاي سياستمداران و ديگر گردانندگان كشور، چه در حاكميت و چه در حاشيه، بر ما تحميل شده اند كه ناگزير موانع، دلسردي و روياروئيهاي بيجا و نامعقولي را بدنبال آورده اند كه از اين رهگذر دچار عقب ماندگيهاي مزمن و جبران ناپذيري گشته ايم كه عوامل ايجاد تاخير هرچه بيشتر در سازندگي كشور را ”توجيه پذير“ كرده و محملهاي لازم تشديد تضادهاي مصنوعي و مضر را براي زايش دوري ديگر از بحرانات فرساينده و ركود افزا فراهم كرده اند.

امروز پس از تجربيات تلخ تاريخي كه از سرگذرانيده ايم به درستي دريافته ايم كه كار و كوششي فراوان بايد تا از نظر فن و فن آوري هم سطح كشورهاي صنعتي جهان شويم. ميدانيم كه چه ميخواهيم، چه راه پر سنگلاخي را پيش روي داريم، چه نيروها و ذخايري را به خدمت گيريم و در تلاش و كوششيم كه چگونه دست يافتن بدانها را نيز بياموزيم.

ميتوان چنين گفت كه اولويتهاي جامعه ما نه بر سر ”چه ها“ كه بر سر ”چگونه ها “ است. چگونه ميتوان همه نيروهاي جامعه را در پيشبرد امور كشور شركت داد؟ چگونه بايد به عقب ماندگيهاي ذهني حاكم بر جامعه پايان داد؟ چگونه بايد روياروئيهاي نابخردانه را كنار گذارد و راه پيشرفت را هموار كرد؟ چگونه ميتوان همه را در پيشبرد امور كشور شركت داد و جايگاه روشن كردها، بلوچها، آذريها، تركمن ها و .....را در كابينه تضمين كرد؟

ميتوان و بايد با اجراي كامل برنامه پيشنهادي آن شرايط فوق العاده لازم را براي تسريع امر توسعه در كشور و باز گشت ناپذير كردن دوران ركود ايجاد كرد. اين برنامه همه عرصه هاي حيات كشور را در برگرفته و با در نظرگرفتن اولويتهاي جامعه ما به منظور تسخير آينده اي پيشرفته، درخور توجه و قابل رقابت با دنياي صنعتي تنظيم شده است. برنامه در چارچوب ساختارهاي گوناگون اقتصادي قابل اجرا است و روح حاكم بر آن هيجان انگيز و زنده است. راه را بر هرگونه انحصارطلبي، رشوه خواري، فساد، كم كاري، بي سازماني و ديگر پديده هاي منفي كه ناشي و نتيجه مستقيم عدم برنامه ريزي و هدفگذاريند ميبندد.

هم ميهن! هرچه كاملتر كردن اين برنامه در گذر بحثها و تبادل نظراتي همه جانبه و كارشناسانه  امكان پذير است. با ارئه نظرات خود به چنين امري ياري رسانيد؛ چه اين خود منجر به ارتقاء كيفيت شركت جويي مردم كشورمان در اداره امور جامعه شده و در نهايت راه را بر انحصارطلبي ميبندد.

اين برنامه مقدمه ايست كوتاه و فشرده بر برنامه اي جامع و دراز مدت كه اجراي آن تحقق آرزوهاي ديرين مردم كشورمان را ممكن خواهد ساخت. اين چيزي جز بالا بردن سطح رفاه مردم در دو عرصه مادي و معنوي آن نيست. بازدهي و سودآوري نظمي كه در راستاهاي گوناگون حيات كشور با اجراي كامل اين برنامه بوجود خواهد آمد، درآمد سرانه كشور را به سي ميليون ريال در سال خواهد رسانيد. اين هدفي است كه تنها در صورت سخت كوشي، وجود نظم و اراده اي آهنين، اجراي كامل قانون و برابري همه اعضاي جامعه در مقابل آن ميتوان بدان دست يافت.

 

مشاركت در انتخابات

اكثريت اعضاي تشكيل دهنده جامعه ما، در مجموع، داري شناخت و دركي خاص از حقوق اجتماعي خود هستند. بر پايه اين درك و شناخت و براي حفظ و گسترش اين حقوق حاكميت سياسي مناسب و درخور خود را انتخاب كرده اند. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان هر جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود، بسته به درجه اي از بلوغ، رشد و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش را ميتوان در نهادهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه مشاهده كرد. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا خود، عميقاً، ريشه در ميزان بغرنجي و تكامل آگاهي، دانش، فن، ادبيات، هنر، سازمان، سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد.

تحقق چنين هدفي در كشور ما مستلزم به كار گيري همه نيروهاي جامعه به دور از هرگونه تنش است. بدون ترديد كشور ما ايران در تماميت خود، نيازمند كار و انديشه هاي پوياي همه اندامهايش است. اين باوري است كه همه ما بايد بدان دست يابيم و در راستاي آن عمل كنيم.

 

مختصات برنامه

آزادي در ابراز انديشه و بردباري در شنيدن آن، اين امكان را فراهم ميكند كه مردم ما با اعتماد و  اتكا به نفس بيشتري در ابراز ديدگاه هايشان براي پيشبرد امور جامعه مشاركت كنند. پيشرفت ما در عرصه هاي گوناگون در گرو دخالت دادن طيف گسترده اي از نظرات افراد است كه ثبات و خلاقيت لازم را براي ارتقاء سطح دانش و فن در كشور، متضمن خواهد شد. شرط لازم تحقق چنين امري هماهنگ ساختن جريان و اجراي آن بر پايه برنامه ايست:

منسجم، مرتبط، واقع بينانه، متناسب و فراگير.

موفقيت اين برنامه مشروط است به:

تداوم، ارزيابي، ارزشيابي و فرايازي ” پيشرفت پايدار“ آن.

 

برنامه

عناوين:

1- حل مشكل كم آبي با واريز كردن آب خليج فارس به كوير.

2- رايگان كردن خدمات درماني و ايجاد نظمي پيشگيرانه.

3- ايجاد دگرگوني كيفي در نظام آموزشي كشور و رايگان سازي آموزش و آموزش عالي.

3/1- حذف كنكور و ايجاد شرايط لازم براي ورود همه دانشجويان به دانشگاه ها و مدارس عالي بدون امتحان ورودي.

3/2- در اختيار گذاردن كمك هزينه زندگي و تحصيلي دانشجويان برابر با ميزان درآمدشان در صورت استخدام تا سطح دكترا  بر پايه اشتغال دانشجويان به ميزان يك سوم دوران تحصيليشان در رشته مورد تحصيل.

3/3- ارتقاء سطح آموزش فن و فن آوري در مدارس ابتدايي، دبيرستانها و دانشگاههاي و مرتبط ساختن آن با صنعت كشور.

3/4- ترويج فرهنگ تحقيق و پژوهش و اختصاص دادن بودجه كافي بدان.

 4- كاهش تدريجي اتكاي بودجه كشور بر فروش نفت خام.

4/1- ايجاد صنايع پتروشيمي و صنايع جنبي نفت.

5- ارتقاء سطح كشاورزي و صنعت.

6- ايجاد شرايط مادي و معنوي لازم براي بازگشت همه ايرانيان خارج از كشور.

7- شكل گيري هرچه بيشتر سياست خارجي بر مبناي تحكيم صلح و امنيت بين المللي، دوستي ملل و در راستاي رشد و توسعه اقتصادي كشور.

 

1- حل مشكل كم آبي

كم آبي مشكل ديرين جامعه ما بوده و هست. بخشي از تمدن ديرين ما ايرانيان بر پايه تلاش در راه حل اين مشكل شكل گرفته است. احداث قنوات، سدها و بندها و به كارگيري ديگر شيوه هاي مهار، ذخيره، توزيع و انتقال آب آن بخش سنتي آبياري كشور است كه كماكان از آن بهره ميجوئيم. اما اين به خودي خود نيازهاي ما را در ايجاد كشاورزي مناسبي كه ما را از نظر توليد محصولات كشاورزي خودكفا نمايد، برآورده نميكند.

بهبود توليد كشاورزي در گرو داشتن ذخاير آبي، نگهداري آن و شبكه آبياري درخور و خودويژه است.

در اين راستا بايد دانست كه ميزان متوسط بارندگي در كشور ما از ميزان متوسط بارندگي در جهان، در مجموع بسيار پائين تر است. از طرفي وجود دامنه هاي پرشيب مناطق كوهستاني مهار آب را به شدت دشوار كرده است كه براي مهار آن بايد بيش از پيش از شيوه هاي سنتي سود جست. از طرف ديگر بخش وسيعي از كشور ما را كوير تشكيل داده است. ميزان رطوبت در اين نواحي به شدت پائين است. اين خود موجب ميشود كه مقدار ناچيز و بي موقع بارندگي در اثر و شدت تابش خورشيد تبخير گردد. واريز كردن آب خليج فارس به كوير موجب كاهش درجه حرارت منطقه و افزايش درجه رطوبت خاك ميگردد. اجراي اين طرح طبيعت بيش از نيمي از خاك ميهنمان را دگرگون ميكند كه خود گامي است بلند در راه حل مشكل كم آبي كشورمان.

 

2- بهداشت و درمان

جامعه ما چگونه و چه زماني خواهد توانست وارد  رقابت با كشورهاي پيشرفته از نظر صنعتي شود؟ عناصر لازم و مهياگر چنين خواستي كدامند؟ اگر ما بتوانيم، كه ميتوانيم، نظام آموزشي خود را آنگونه كه طرحش  ريخته ام به اجرا درآوريم، آنگاه نيازهاي ما در گستره هاي ديگر برآورده خواهند شد. آيا اين خود بخود نظام درماني و بهداشت ما را نيز دگرگون خواهد كرد يا آن نيز نياز به برنامه ريزي جداگانه اي دارد؟ پاسخ در هردو مورد مثبت است. دگرگوني نظام آموزشي نه تنها تاثير مستقيمي بر شيوه اداره نظام درماني ما دارد كه شيوه زندگي افراد جامعه ما را نيز متحول ميسازد. اين روشن است كه ارتقاء سطح دانش تك تك افراد جامعه و سلامت جسمي و رواني آنان داراي رابطه اي مستقيم هستند كه برآيند آن جامعه اي سالم و پويا خواهد بود. در راه دست يابي به چنين جامعه اي ما نيازمند خدمات بهداشتي و درماني و سازوكاري پيشگيرانه كاملاً رايگاني هستيم كه بودجه آن از محل ماليات بر درآمد مردم تامين خواهد شد.

روشن ساختن هرچه بيشتر چشم انداز نظام آموزشي و درماني كشور، به بحث گذاردن، طرح و برنامه ريزي آن و تجهيز همه نيروهاي لازم براي تدارك و اجراي آن از اولويت هاي برنامه من براي اداره كشور است. ارتقاء سطح دانش و فن، تندرستي و آسودگي خيال مردم،  شرط اول گام برداشتن در راستاهاي ديگر است.

 

3- آموزش و آموزش عالي

با در نظرگرفتن اين نكته كه نظام فرهنگي ما داراي پيوندهاي تاريخي متقابل و همه جانبه اي با سامانه هاي زير مجموعه خود است. ارتقاء كيفيت ساختاري و كاركردي اين زير مجموعه شرط هاي لازم پويايي مجموعه نظام فرهنگي ما را فراهم ميكند.

رده بندي شغلهاي پرمسئوليت و گماردن افراد مطلع، كارشناس، متعهد و پركار و در كنار آن اعتماد به كارشان، تشويق و قدرداني از زحمات آنها لازمه پيشرفت پايدار ما است.

تحقق راستين چنين امري در گرو داشتن نظام آموزشي كارايي است كه وظيفه تربيت پايوران لازم و درخور  اين گستره را بر عهده بگيرد. پايه ريزي چنين نظامي مستلزم اختصاص دادن بخش قابل توجهي از بودجه كشور بدان است كه اين هزينه در درازمدت جبران پذير خواهد بود. چنين نظام آموزشي باكفايتي پاسخگو به نيازهاي كشور در همه زمينه ها، بطور حتم در كل خود با صنعت، كشاورزي، درمان و ديگر رشته ها ارتباطي تنگانتگ خواهد داشت.

در اين راستا حد اقل مدرك تحصيلي براي تدريس در مدارس ابتدايي و ديبرستانها داشتن مدرك كارشناسي تربيت معلم يا داشتن كارشناسي در هر رشته اي باضافه گذراندن دوره دو ساله آموزگاري خواهد بود.

مدارس يك سره خواهند شد و دانش آموزان ناهار را در مدرسه صرف خواهند كرد. كتب و نوشت افزار به صورت رايگان در اختيار دانش آموزان قرار خواهد گرفت.

در عرصه آموزش عالي شرايط لازم براي ورود دانشجويان به دانشگاه ها و مدارس عالي بدون هرگونه آزمون ورودي مهيا خواد شد. هزينه تحصيلي دانشجويان برابر با حقوق دريافتيشان در صورت استخدام در همان مقطع، پرداخت ميشود و اينچنين تداوم تحصيل و تحقيق دانشجويان بدون داشتن نگرانيهاي تامين هزينه تحصيلي تضمين خواهد شد.

دوسوم وقت دانشجو در سر كلاس درس و صرف تحقيق ميشود و يك سوم باقي مانده عملي بوده و دانشجو بسته به رشته تحصيليش درگير كار واقعي و عملي درخارج از محيط دانشگاه خواهد شد.

 

4- نفت

تقريباً نيمي از بودجه كشور و بيش از نود درصد درآمد ارزي ما از محل فروش نفت برآورده ميشود. تكيه بودجه كشور به فروش نفت عملاً دست ما را در زمينه هاي ديگر بسته است. براي خارج شدن از اين مشكل،  تدريجاً،  توليد در رشته هاي ديگر بايد سهم مهمي ازتامين بودجه كشور را به خود اختصاص دهد. براي اين كار ما نياز به برنامه اي دقيق داريم كه طي مدتي نه چندان طولاني ميزان و تناسب لازم در تامين بوجه كشور را  از محل درآمدهاي توليدي در رشته هاي ديگر از جمله كشاورزي و صنعت، ايجاد نمايد. براي اين كار من در نظر دارم سالي پنج درصد از صادرات نفت خام كاهش داده شود و كسري بودجه، ناشي از اين كاهش، از محل فروش ديگر فراورده هاي كشاورزي و صنعت جبران گردد.

ايجاد و گسترش صنايع پتروشيمي نياز ما را به نفت خام صدچندان ميكند، چه اين زمينه ايست ديگر كه خود توسعه را در رشته اي ديگر ميسر ميسازد.

 

5- ارتقاي سطح كشاورزي و صنعت

رشد و توسعه اقتصادي كشور به معناي افزايش پايدار توليد خالص سالانه و ظرفيت توليد در گروه ايجاد مجموعه شرايط و دخالت دادن عوامل گوناگوني است كه با سخت كوشي، اتخاذ رويكردي نوين در برخورد و بررسي مسائل،  رويگرداني از نگرشهاي كهنه و منفي ميتوان بدان دست يافت. در اين راستا بايد توجه ويژه اي را به زمينهاي كشاورزي، آموزش كشاورزان، ايجاد تسهيلات، سياستگذاريها و ايجاد پيوند و هماهنگي پويا با صنعت و كشاورزي مبذول داشت.

وجود مراكز متعدد تصميم گيري در نهادهاي اقتصادي كشور، اگرچه پديده اي منفي و مستاصل كننده به نظر ميآيد، اما زمينه هاي مشاركت گسترده مردم را در تصميم گيري فراهم ساخته است. ميتوان با ارزيابي همه جانبه چنين ساختاري شيوه ها و كاركردهاي خودويژه آنرا شناسيايي كرد و آنرا در ايجاد مديريت شبكه اي به خدمت گرفت. در اين سمت و سو بخشهاي گوناگون كشاورزي و صنايع سنگين ضمن داشتن پيوندي پويا قادر به تامين مخارج كامل خود خواهند شد. بدين معني كه هر واحد توليدي خواهد توانست هزينه هاي خود را متحمل شده و بخش مهمي از ارزش افزوده را سرمايه گذاري نمايد. اينگونه ميتوان رشد اقتصادي را در واحد، بخش، منطقه و در نهايت در كل كشور تضمين كرد. در روند اين پيوند و ارتباط دروني است كه پايه هاي توسعه اقتصادي كشور استحكام خواهد يافت.

 

51 شرط هاي لازم

با كاهش نسبت جمعيت به زمين، سرمايه گذاري و پس انداز بخش قابل توجهي از سود به منظور سرمايه گذاري مجدد، استفاده از فن و فنآوري نوين، توزيع درآمد ملي در جهت فقرزدايي، تربيت نيروي كار ماهر و كارآمد، برنامه ريزي دقيق و ارتقاي كيفيت مديريت ميتوان توليد خالص سالانه و ظرفيت توليد را به گونه اي چشم گير افزايش داد.

سرمايه گذاري جدي در بخشهاي گوناگون كشاورزي نه تنها نيازهاي داخلي ما را در گستره هاي متفاوت برآورده خواهد كرد بلكه با به كارگيري مازاد آن در صنايع جنبي ميتوان ارزش افزوده بيشتري را ايجاد كرد. توسعه صنايع كشاورزي ميتواند نيازهاي ما را در شاخه هاي صنعتي فراوان ديگري رفع سازد. در طي اين روند انگيزه ها و زمينه هاي لازم و منطقي توسعه صنايع سنگين كشور فراهم خواهد شد.

52- زمينهاي كشاورزي

× آماده سازي و استفاده مناسب از زمينهاي زير سد،

× كاهش وابستگي به كشت ديم و مبارزه با شرايط نامطلوب اقليمي،

× شناسايي امكانات بالقوه پهنه هاي گوناگون كشورمان و بهره برداري معقول از امكانات بالفعل آن با به كارگيري فنون موجود در امر آبرساني، مهار و ذخيره آب،

× افزايش سطح كشت، متناسب و با رعايت نكات زير انجام ميگيرد؛

- رفع نيازهاي داخلي،

- ممانعت از فرسايش خاك و حفظ محيط زيست،

- حفظ طبيعت و بهبود آن،

- كشت يكپارچه زمينهاي خرد كشاورزي به منظور بلا بردن بازدهي و كاهش هزينه ها،

- شناسايي همه زمينهاي داير و باير، ثبت دقيق آنها بر اساس كيفيت، قابليت، تاريخچه بهره برداري و ديگر مشخصات و تجربياتي كه بر آنان انجام گرفته و ميگيرد. 

53- آموزش

× تربيت كارشناسان كشاورزي،

× ايجاد مدارس عالي كشاورزي در مناطق روستايي،

× پژوهش و ايجاد بانكِ تجربه شيوه ها و فنون گوناگون در جهت افزايش بازدهي كار و بهينه سازي در امور مربوط به كشاورزي،

× توسعه دانش ژنتيك، آب و خاك.

 

54- سياستگذاريها

× حمايت از توليد داخلي در مقابل محصولات مشابهي كه احتمالاً با كيفيت بهتر و ارزانتر وارد ميشوند،

× بهبود مديريت كشاورزي،

× مشخص كردن برنامه رشد و توسعه كشاورزي با جزئيات كامل بر پايه نيازهاي آني و آتي كشور،

× توسعه صنايع وابسته به كشاورزي به منظور توليد محصولات وابسته به كشاورزي و ممانعت از صدور مواد خام،

× ايجاد شرايطي مناسب كه بر بستر آن بتوان كشاورزان را متقاعد ساخت كه صرفاً از توليد محصولات زودرس چشم پوشند.

 

55- تسهيلات

× ارتقاي كيفيت بانك كشاورزي،

× ايجاد فرهنگ و زمينه هاي استفاده از بانك براي پس انداز، پرداخت و حواله و ........در روستا،

× ايجاد تغييرات كمي و كيفي لازم در عملكرد و ساختار شركت هاي بيمه و حمل و نقل به منظور پاسخگويي به نيازهاي امر توليد و توزيع در سطح نمونه هاي بين المللي،

× ايجاد شبكه مخابرات و ارتباطات رايانه اي مؤثر در سراسر كشور،

× در اختيار گذاردن وامهاي كم بهره،

× ايجاد شركتهاي تعاوني روستايي.

 

56- پيوند و هماهنگي صنعت و كشاورزي

بخشي از صنايع كشور ميتواند و بايد در ارتباط با و بر پايه رفع نيازهاي گوناگون كشاورزي توسعه يابند. اينگونه، انگيزه ها و زمينه هاي خلاقيت بيشتر و همه جانبه از سويي و ايجاد نيازهاي نو براي تداوم و تسريع صنعتي شدن كشور از سوي ديگر بوجود خواهند آمد. در اين جهت از صدور مواد خام، حدالمقدور، ممانعت به عمل خواهد آمد و صنايع وابسته به محصولات كشاورزي گسترش خواهند يافت.

 

6- ايرانيان خارج از كشور

طبق برآورد سازمان ملل بيش از 250 هزار نفر و بر اساس آمار تائيد نشده بيش از نيم مليون كارشناس با تجربه ايراني، به دلايل مختلف، در خارج از كشور مشغول به كار هستند. تربيت چنين نيرويي، جدا از مخارج بسيار هنگفت آن، حد اقل بيست سال به درازا خواهد كشيد. عاقلانه نيست كه به دلايل واهي و يا حتي در برخي موارد به دلايلي روشن بر اين نيروي جداً قابل ملاحظه چشم پوشيد. ميتوان و بايد همه شرايط مادي و معنوي بازگشت ايرانيان خارج از كشور را، در اسرع وقت، فراهم كرد.

 

7- سياست خارجي

تنها در شرايط صلح و امنيت بين المللي ميتوان به حد اكثر رشد و توسعه اقتصادي دست يافت كه اين خود در هرگستره اي بدون تبادل دانش، تجربه و فن و فن آوري و وجود مناسباتي برابر حقوق و انساني، بين ملل گوناگون امكان ناپذير است. سياست خارجي ما در چنين راستايي تعريف شده و شكل ميگيرد.

 

نيازهاي ديرين، برخوردهاي نوين

ميزان آگاهي، دانش، سازمان يافتگي، سازمان دهي، سازگاري، قانون پذيري و انظباط كاري اعضاي جامعه ما نقشي تعيين كننده در اجراي موفقيت آميز برنامه هايمان دارد. پذيرفتن و عمل در جهت مركزيتي قرار دادي، كه برگرفته از رفع نيازي شكل ميگيرد، در انجام، تداوم، فرايازي و پايان دادن موفقيت آميز هر برنامه و طرحي عناصر لازم تحرك و تحول از مرحله اي به مرحله ديگرند. در روند انجام و تكميل هر طرح مشكلات و نارسائيها شناسايي شده و بلافاصله راه برون رفت از آنها جستجو ميگردد. در جريان اين حركت ميتوان به كشف هاي نازه اي دست يافت و پيشرفت جامعه را در عرصه هاي گوناگون تضمين كرد. تجسم شرايط مناسبي كه بر بستر آنها چنان پيشرفتي حاصل ميگردد به سادگي به ما نشان ميدهد كه رويارويي با روح پيشرفت بيگانه است، بي ثباتي خود ناشي از روياروييهاي نابخردانه است.

ادامه رويارويي موجب دشمني، ممانعت در مشاركت ديگران در پيشبرد امور جامعه، دلسردي و رويگرداني اعضاي جامعه از انديشيدن، عمل و خلاقيت ميشود. از تجربه هاي ديروز و كارآزموده ها استفاده نكردن جامعه را به دوباره سازيهاي بيهوده و در نتيجه به اتلاف وقت، ذخاير و منابع ميكشاند.

ما در چرخه اي از تاريخ و در لحظه اي از آن قرار داريم كه نميتوانيم و به هيچ وجه برايمان به صرفه نيست كه لحظه و يا نيرويي را ناديده بيگيريم. بايد براي هرآنكه و براي هرآنقدر كه در توان دارد ارزش قائل شد. بايد راه را براي ابراز انديشه هاي نو،  براي پيشرفت و ترقي باز گذاشت.

برنامه هاي دولت، كشور را تا به امروز پيش برده اند. دستاوردها، كمي ها و كاستيهايش را بايد همزمان و در كنار يكديگر مورد ارزيابي واقعبينانه قرار داد. امروز به دلايل بديهي ما نيازمند اجراي برنامه هاي تازه تري از نظر كيفي هستيم تا بتوانيم در كوتاه ترين زمان خود را براي عصري آماده سازيم كه استفاده سرسام آور از سه عنصر اطلاعات، ماده و نيرو رايانه هاي نسل تازه تري را در عرصه اي پزشكي، آموزش و پرورش، صنعت و ..... به خدمت گرفته است. روند شتاب آلود و هول انگيز پيشرفت، تسخير جهان ناشناخته ها، تجربه هاي اعجاز انگيز انسان در عرصه هاي مختلف و بيشمار زندگي، جايي را براي وقت تلف كردن باقي نگذارده است.

امروز نياز به دگرگونيهاي فوري و عميق در برنامه ريزي براي پيشرفت كشور بيش از هر زمان ديگري خود را نمايان ساخته است. بايد به اين نياز هرچه زودتر پاسخي مثبت داد. داوطلب شدن من براي رياست جمهوري كشورم با برنامه اي همه جانبه و عملي برخاسته از اين نياز و پاسخ بدان است.

لازم به ذكر است كه جامعه آينده اش را برپايه دستاوردهايش از گذشته بنا ميسازد، كم بها دادن به دستاوردها، فداكاريها و سخت كوشيهاي ديروز همانقدر مخرب و نا اميد كننده است كه چشم فروبستن بر كمي ها، كم كاريها و گرايشهاي منفي در جامعه. ميتوان و بايد هرچه زودتر پي ريزي آينده اي روشن، پيشرفته و در خور نام ايراني را آغاز كرد.

والسلام

منوچهر رضاوندي

داوطلب رياست جمهوري، دوره هفتم، جمهوري اسلامي ايران

اول مرداد ماه يكهزار و سيصد و هفتاد و چهار شمسي

1374/5/1





ما نيازمند حركتي پرشتاب هستيم. برنامه پيشنهادي من براي اداره امور كشور اين مهم را مد نظر قرار داده است.

با من همراه شويد تا دست در دست يكديگر توسعه كشورمان را از آنچه كه هست  فراتر بريم.

طرح بيكاري زدايي بيكاران كشور  را در كمترين زمان شاغل ميسازد.

طرح حذف كنكور و ديگر آزمونهاي دست و پاگير و تنش افزا راه را براي كسب دانش، مهارت و دست يافتن به نگرشهاي  بالنده ميگشايد.

طرح دولت ناظر راه را براي انتقادهاي سازنده  و لازمه تحول كشور هموار ميسازد و فرصت راستيني را براي شركت همه جانبه همه مشتاقان اداره امور كشور ميگشايد.

با من همراه شويد تا با همه توان ساختمان ايراني آباد تر را پيش بريم.

خداوند پشت و پناهتان