به نام خداوند بخشاينده و مهربان
حضور رياست محترم جمهوري ايالات متحده آمريكا جناب آقاي باراك حسين اوباما
با سلام و تبريكاتي صميمانه به خاطر برگزيده شدن جنابعالي به عنوان رئيس جمهور كشورتان ايالات متحده آمريكا. من صميمانه آرزو مي كنم كه خداوند بزرگ جنابعالي را در اداره كشورتان آنگونه كه هر انسان والا آرزويش را دارد ياري نمايد. طبيعتاً اين، آرزوي اتخاذ پاك ترين و صلح آميزترين راه كاري است كه ميتوان بدان جامه عمل پوشانيد.
من پس از پيروزي جنابعالي به عنوان رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا تفسير زير را در چهاردهم آبان 1387 نوشتم. امروز آن را با تغييراتي جزيي خطاب به جنابعالي خواهم نگاشت. اميد است در دوران رياست جمهوري شما شاهد سخنان، عملكرد و رفتاري صلح آميز از سوي ايالات متحده آمريكا نسبت به ساير جهان از جمله كشورم ايران باشيم.
من بر اين باور هستم كه نو محافظه كاران و نظريه پردازان خودبزرگ بين ايالات متحده آمريكا با اتخاذ سياستهاي جنگ طلبانه و متكبرانه به مدت هشت سال جهان را به عرصه تاخت و تاز نظامي و تهديدهاي گوناگون خود قرار دادند. اشغال و به ويراني كشانيدن كشورهاي افغانستان و عراق و ارتكاب جنايتهاي تكان دهنده در حق مردم بي دفاع و بي گناه كشورهاي نامبرده، پايمال ساختن حقوق شهروندي و تحميل مخارج هنگفت اين جنگها بر مردم خود و ديگر ملتها موجب افت و كاهش جدي و جبران ناپذير وجه دولت ايالات متحده آمريكا در جهان و در ميان مردم خود شد.
سياستهاي غلط دولت بوش بحران اقتصادي سنگين و نفس گيري را بر جامعه آمريكا تحميل ساخته است. كشور شما كه در دوران رياست جمهوري بيل كلينتون كسر بودجه اي نداشته و از اقتصاد بسيار شكوفايي هم برخوردار بود، در برابر بحران اقتصادي ايجاد شده از سوي دولت بوش، به زانو در آمد، تا جايي كه بوش از "سرمايه داري دمكراتيك" سخن به زبان آورد تا بلكه به حساب مردم و با جيب ديگران به گونه اي خود را از زير بار اين بحران برهاند. اما زندگي درسهاي فراموش نشدني خود را همواره همراه دارد. اين بار درس، درسٍ "حساب" بود و نتيجه اين حساب پس دهي چيزي جز از دور خارج شدن كامل و هميشگي نومحافظه كاران از عرصه سياست و انتخاب جنابعالي به عنوان رئيس جمهور نبود.
سياه پوستان و ديگر رنگين پوستان مبارزات سخت، طولاني و خستگي ناپذير خود را عليه بي عدالتي و تبعيض نژادي تحميل شده از سوي سفيد پوستان ادامه داده اند. ثمره مثبت اين مبارزات در مقاطعي تاريخي خود را به گونه اي و در گستره اي از زندگي اجتماعي و سياسي جامعه آمريكا آشكار نموده و در پايان مجموعه دستگاه دولتي ايالات متحده آمريكا را به اتخاذ رويكردي بنيادين درعملكرد و سياستگذاري وادار ساخته است. انتخاب جنابعالي، باراك حسين اوباما در انتخابات سال 2008 مستثني از اين حكم تاريخي نيست. مجموعه عملكرد خونين و زشت دستگاه سياسي نظامي ايالات متحده آمريكا در دهه هاي گذشته ضربات جبران ناپذيري را به اعتبار اين كشور وارد ساخته و زمان آن فرا رسيده بود كه براي ترميمش كاري كرد كارستان كه مي توانست هم پذيرش شكستي مقطعي و آبرومندانه در برابر مبارزات مردمي باشد كه با گوشت و پوست و استخوان خود طعم تلخ تبعيض را چشيده بودند و هم باز گرداندن آبروي از دست رفته. چه كسي بهتر و انسان تر از باراك اوباماي سياستمدار، كوشا، مردمي، سخنور و فرهيخته و شايسته آغاز گر دوراني نوين در سياست، رويكرد و عملي درست، انساني و صلح آميز در تاريخ دويست و پنجاه ساله ايالات متحده آمريكا. جنابعالي مي توانيد زخمهاي برداشته از دهه ها ظلم، ستم و نابرابري بر مردم را التيام بخشيد و همزمان اعتبار از دست رفته را به ايالات متحده بازگردانيد. چنين شد كه مردم با بوجود آوردن اين فرصت تاريخي كه ثمره رنج ها و مبارزاتشان بود، يكپارچه به پاي خاستند نماينده راستين خود را به كاخ سفيد فرستادند و با اوباما باري ديگر پاي بر صحنه جهاني گذاردند. از جنابعالي اين توقع جدي هست كه بر اين انتخاب و اين خواست پاسخي شايسته راي دهندگان خود دهيد. در قياس بايد گفت كه اين مقطع از تاريخ مبارزات مردم آمريكا كه با پيروزي جنابعالي در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 تبلور يافت با ديگر مقاطع پيروزمند تاريخي مردم اين كشور همخواني بدون چون و چرايي دارد.
جنابعالي رئيس جمهور محبوب و منتخب اكثر مردم اين كشور وارد كاخ سفيد شده ايد. آيا شما انتخاب خود توسط مردم را با اعمالي مردمي پاسخ خواهيد داد و يا اينكه جنابعالي نيز خداي ناخواسته دنباله رو سياست هاي مانده از پيش خواهيد بود؟ آيا دستان پشت پرده سياست خارجي ايالات متحده آمريكا جنابعالي را خواهند گذارد كه زخمهاي كهنه و مانده بر پيكر ايالات متحده را التيام بخشيد يا اينكه شما هم تحت فشار آنان سياستي مغاير با خواست مردمتان را برخواهيد گزيد؟ اينان پرسشهايي هستند در ذهن و دغدغه اي در خاطر. طبيعتاً انتظار از جنابعالي بسيار است. اما حد اقل آنچه كه از شما در مجموع انتظار مي رود خارج ساختن هرچه زودتر نيروهاي نظامي ايالات متحده آمريكا از عراق و افغانستان است. جنابعالي با اتخاذ چنين تصميم و سياستي خواهيد توانست بر بختك بحران موجود چيره شده، اقتصاد بيمار آمريكا را بهبود بخشيده و نخستين گام را در راه عادي سازي روابط خود با كشور ما ايران بگشاييد. ما ايرانيان اميدوار هستيم كه جنابعالي سياستي واقع بينانه و به دور از تنش و دخالت در امور كشور ما را پيش گيرد. اگر چه شما پيش از اين سخن از اين رانده بوديد كه مانع از دست يابي ايران به سلاح هسته اي خواهيد شد. اما اين ادعاها، به شهادت همه بازرسان بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي بي پايه بوده و نامي جز فرافكني بدان اطلاق نمي شود. بايد توجه نمود اين خود ايالات متحده آمريكا است كه كماكان به متحول ساختن سلاح هاي هسته اي دست مي زند و اگر قرار است سخني در باره سلاح هسته اي به ميان آيد پيش از همه روي سخن با خود شما آمريكائيان خواهد بود.
بايد توجه كرد دو اتحاديه اروپا و آفريقا شكل گرفته اند. اتحاديه ها و پيمان هاي منطقه اي ديگر نيز شكل گرفته و يا در حال شكل گيري هستند. بدون ترديد اتحاديه خاورميانه يا به گفته خود آمريكائيان "خاور ميانه بزرگ" شكل خواهد گرفت. اميد اين است كه دولتمردان آمريكايي و در راس آن جنابعالي به اين امر واقف شويد كه خروج نيروهاي آمريكائي از خاورميانه و شكل گيري اتحاديه كشورهاي خاورميانه نه تنها زياني را متوجه شما نخواهد كرد بلكه در دراز مدت به سود شما هم خواهد بود. بدون ترديد نفت و فراورده هاي توليد شده در كشور ما و ساير كشورهاي خاور ميانه تنها مصرف داخلي نخواهد داشت و طبيعتاً به بازار جهاني عرضه خواهد شد. جنابعالي و دولت شما به اين امر واقف هستيد كه دوران تاراج منابع نفتي و به رايگان بردن آن با زور نيروي نظامي و ترفندهاي سياسي به پايان رسيده است. همانگونه كه دستان نامريي بازار نرخ كالاهاي آمريكائي را تعيين مي كند نرخ نفت و فراورده هاي نفت وشيمي( پتروشيمي) هم از اين امر مستثني نخواهد بود.
هنوز اندكي از ورود جنابعالي به كاخ سفيد نگذشته است كه جنابعالي اين هفته در اولين مصاحبه خود با رسانه هاي گروهي اظهار داشته ايد كه؛ «همانطور که در طول مبارزات انتخاباتی خود گفتم برای ما بسيار مهم است که از همه ابزارهای قدرت آمريکا از جمله ديپلماسی در روابط خود با ايران بهره ببريم.»
جنابعالي بلافاصله اظهار داشته ايد كه؛ «مردم ايران بسيار والا هستند و تمدن ايراني تمدن بسيار عظيم است.» و بلافاصله مغاير به چنين اعتقادي چنين بيان كرده ايد كه؛ «ايران به شکلی عمل کرده است که به سود صلح و آبادی منطقه نيست.»
پرسش من از جنابعالي اين است آيا اين ايالات متحده نيست كه پيشرفته ترين سلاح هاي هسته اي، ميكربي و بيولوژيك را در اختيار دارد و به شهادت اسناد و گزارشات رسانه هاي خود ايالات متحده آمريكا از آنها عليه مردم بيگناه جهان استفاده كرده است؟ اگر چنين است كه هست، پس سخنان شما در باره وعليه ما از چه روي است؟
جنابعالي در اين مصاحبه چنين اظهار داشته ايد كه؛ «اگر کشورهايي مانند ايران بخواهند مشت خود را باز کنند با دست گشوده ما روبرو می شوند».
من بر اين باور هستم جنابعالي انساني منصف هستيد از اين روي از شما صراحتاً مي پرسم خواهشمندم به روشني پاسخ دهيد! ما كدام اقدام را عليه شما انجام داده ايم كه فكر مي كنيد ما مشتمان به سوي شما دراز است؟ آيا اين ايالات متحده آمريكا نبود كه نظام صدام حسين را تا دندان مسلح ساخت و به مدت هشت سال با پشتيباني هاي بي وقفه و بي كم و كاست، مردم ما را به شهادت رسانيد و بخشي از شهرهاي ما را به ويراني كشانيد؟ بايد بگويم كه بيش از هفت نفر از اعضاي خانواده من بدست صدام و سلاح هاي آمريكايي به شهادت رسيده اند. آيا دولتمردان كشور شما نبودند كه توسط مشتي اوباش كودتاي 28 مرداد ماه سال 1332 را عليه دولت قانوني مصدق به انجام رسانيدند؟ آيا اين دولت ايالات متحده نبود كه هواپيماي مسافر بري اير باس ايران را بر فراز خليج فارس سرنگون ساخت و آبهاي نيلگون خليج فارس را با خون شماري از مردم بيگناه ما رنگين ساخت؟ آيا اين شما و ديگر كشورهاي غربي نيستيد كه تاريخ و فرهنگ ما را تحريف كرده و حتي در مدارس خود مانع از تدريس تاريخ غني و پر افتخار ما ايرانيان مي شويد؟ آيا اين فيلمسازان شما نبودند كه فيلماهايي چون 33 را ساخته و آنگونه كه لايق خود فيلمسازان و نويسندگان فيلم 33 است، مردم و كشور ما را دگرگون به نمايش درآوردند؟
جناب آقاي اوباما به راحتي مي توان فهرستي از همه اقدامات خصمانه ريز و درشت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي ايالات متحده عليه كشورم ايران را باز گو كرد. اما اين به خودي خود جز اينكه روابط ما را از آنچه كه هست تيره تر سازد كمكي نخواهد كرد. اقدامات يادشده عليه ما اتفاقي انجام نپذيرفته اند، دولتمردان كشور شما آگاهانه و برنامه ريزي شده اقدامات خصمانه يادشده را عليه ما شكل عمل داده اند.
من به روشني مي گويم كه ما ايرانيان هرگز تن به خواسته هاي غير منطقي هيچ كشور و دولتي نخواهيم داد. ما تحقيقات گوناگون هسته اي خود را در راه صلح همگاني ادامه خواهيم داد. ما در اداره امور ساير كشورها از جمله كشور شما امر و نهي نخواهيم كرد و به همين نسبت هم به كسي اجازه دخالت در امور كشور خود را نخواهيم داد.
كشور ما به شهادت تاريخ بيست و پنج هزار ساله خود به اندازه كافي در ساختمان جهاني آباد و بهتر مشاركت داشته است و كماكان به اين مشاركت ادامه مي دهد. شما نيز به جاي تهمت، افترا و دخالت هاي بيجا در كشور ما و پشتيباني از نظام هاي جنگ طلب، در راه صلح و دوستي با ما بكوشيد چه پيش از جنابعالي سخنان و عمليات خصمانه بسيار از سوي كشور شما شنيده و ديده ايم پس سخن و عملي نو به ميان و ميدان آوريد!
جنابعالي در مصاحبه خود اظهار داشته ايد كه در چند ماه آینده چهارچوب رویکرد آینده آمریکا با ایران را مشخص خواهيد كرد و تلويحاً نشان داديد كه چشم به راه انتخابات ایران خواهيد ماند. به نظر چنين مي آيد كه مشاورينتان گويا بر اين باور هستند كه ابراز برنامه اي درست، منطقي و صلح آميز پيش از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري ايران، از سوي جنابعالي نسبت به ايران مي تواند در انتخاب مجدد جناب آقاي محمود احمدي نژاد رياست محترم جمهوري كشورم موثر واقع گردد. تا آنجا كه من از سخنان شما در طي همه دوران مبارزات انتخاباتيتان درك كرده ام سرشت شما با چنين رويكردي به دور و بيگانه است. بايد بگويم كه اكثريت مردم كشور ما آقاي محمود احمدي نژاد را به عنوان رئيس جمهور محبوب خود انتخاب كرده و در دور دوم هم ايشان انتخاب خواهند شد. اگر چه من به نوبه خود شايد در انتخابات دوره دهم داوطلب شوم اما داوطلبي من نه به خاطر مخالفت با برنامه هاي آقاي احمدي نژاد بلكه در جهت تسريع، تكميل و تداوم آن خواهد بود.
در پايان باري ديگر آروزي خود را براي دوستي دو ملت ايران و آمريكا و تغيير راستين در سياستهاي دولت ايالات متحده آمريكا نسبت به كشورم ابراز مي كنم و به نوبه خود هرآنچه را كه در اين راه در توانم باشد به كار خواهم برد.
با احترام
منوچهر رضاوندي
8 بهمن 1387