.
.
.
.
.
.
به نام خداوند بخشنده مهربان
آزموده را آزمون خطا است
حضور رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
با عرض سلام و ادب
جناب آقاي رئيس جمهور توجه بفرمائيد كه غرب در مجموع علاقه اي به آنچه در بسته
پيشنهادي آمده است ندارد (متن
بسته پيشنهادي در زير آمده است). آنچه آنان بدان توجه دارند ادامه بي حرمتيها و
صدور امر و نهي هائيست كه خود را در انديشه مردم جهان صلح طلب و ما را غير از
آنچه كه هستيم جلوه دهند. مردم جهان به پوشالي بودن صدور چنين دستورات و امر و
نهي هايي واقفند و آنچه ما بايد بدان توجهي جدي مبذول داريم همانا حفظ عزت و
احترامي است كه طي 25 هزار سال تاريخ خود بدست آورده ايم. سخنراني اوباما رئيس
جمهوري ايالات متحده آمريكا كه امشب، پنجشنبه شب نهم مهر ماه 1388 در عكس العمل
به نشست نمايندگان كشورمان با به اصطلاح كشورهاي پنج + يك انجام گرفت قابل توجه
است چه وي بلافاصله آغاز به صدور دستورات از پيش آماده شده خود نمود و بايد گوئي
هايش را به گونه اي بر زبان مي آورد كه انگار از ما خطايي سر زده است و ما
شرمنده از خطاي خود و تحت
فشار آنان به سر ميز مذاكره كشانيده شده ايم.
در حسن نيت سردمداران نظام جمهوري اسلاميمان با ارائه بسته پيشنهادي هيچگونه شكي نيست. در ظلم ستيزي و فرهنگ سازي مردم سرزمين عزيزمان ايران ترديدي وجود ندارد. خصلتها و بافرهنگ بودن مردم ما را خود غربيان در درازناي تاريخشان بر زبان آورده اند. اينان كه خود بر كوهي از سلاح هاي هسته نشسته اند و هر روز نسل تازه اي از سلاح هاي كشتار جمعي را توليد مي كنند براي پرده پوشي بر اعمال و جنايات رنگارنگشان در عراق و افغانستان مظلوم، افكار عمومي را با فعاليتهاي فن و فناوري هسته اي ما مشغول سازند.
سخن از عدالت، احترام به حقوق ملتها ، جلوگيري از خشونت و نظاميگري، جلوگيري از تروريسم و عوامل ايجادکننده و تقويتکننده آن و .و و...... براي آنان بي معنا است. سير رويدادها در جهان اين ادعاي مرا به اثبات رسانيده است. در ظلم ستيزي در حسن نيت و شريف بودن جنابعالي نه ترديدي است و نه خشي و از همين روي است كه در گوشه و كنار جهان مردم نام فرزندانشان را نام شما بر مي گزينند و دست دعايشان براي تندرستي و بقاي شما بر آسمان است. همين مردم، غرب امروز را با همه ظلمها و بي حرمتيهايش آزموده است ديگر نيازي به آزمون نيست بلكه نياز به فردي ظلم ستيز چون شما است. نياز به مردان و زناني است كه حرمت انساني، عدالت، شجاعت در برابر زورگويان و مهرباني را پيشه خود كرده اند. مردم ما و جهان به اين واقعيت ديرزماني است پي برده اند كه آزموده را آزمون خطا است. من بر اين باور هستم كه پس از صدور فرمانها و امر ونهي هاي امروز اوباما در مقابل حسن نيت و عدالت جويي ما خروج از پيمان به اصطلاح منع گسترش هسته اي در دستور روز قرار گرفته است.
برايتان در ساختمان ايراني آبادتر از خداوند متعال پيروزيهاي بيشتري را آرزومند هستم.
با احترام
منوچهر رضاوندي
نهم مهر ماه 1388
متن كامل
بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران
با تاکيد بر ضرورت پايبندي به اصول عدالت قانونگرايي به
رسميت شناختن حقوق ملتها احترام به حق حاکميت کشورها تحکيم صلح و ثبات منطقهاي
و جهاني پرهيز از انحصارگرايي و تهديد احترام به دموکراسي ارزشهاي انساني و
فرهنگ ملتها و با اعلام برائت از بيعدالتيها و بيقانونيهاي اعمال شده نسبت به
حقوق ملتها:
جمهوري اسلامي ايران معتقد است طيف وسيعي از موضوعات نظير مسائل امنيتي تحولات
منطقهاي و جهاني انرژي هستهاي تروريسم دموکراسي و ... وجود دارد که بهطور جدي
ظرفيت زيادي را براي همکاري دارا ميباشد. اين مباحث در کنار موضوعاتي نظير
مبارزه با مواد مخدر و حفظ محيط زيست مسائل اقتصادي تکنولوژيک تجاري و بهويژه
انرژي فرصتها و زمينههاي بسيار خوبي را براي همکاريهاي سازنده فراهم ميآورد.
لذا با توجه به تحولات حادث در سطح منطقهاي و جهان ارائه طرحي نو و تکامل يافته
از تعامل ضرورت مييابد.
هدف اصلي جمهوري اسلامي ايران در دور جديد مذاکرات توافق همهجانبه مبتني بر
حسننيت دسته جمعي براي تحقق همکاريهاي بلندمدت طرفين و تحکيم صلح و امنيت
پايدار منطقهاي و بينالمللي مبتني بر عدالت ميباشد. ما بر اين باوريم که اين
مذاکرات ظرفيت آن را دارد که در ادامه از ساير دولتهايي که براي همکاري حول اين
بسته ظرفيتها و علايق لازم را دارند نيز دعوت به عمل آيد. نتيجه اصلي دور جديد
مذاکرات توافق درباره «تعهدات دستهجمعي» در زمينه همکاريهاي اقتصادي سياسي
منطقهاي ـ بينالمللي هستهاي و امنيت انرژي است. لذا ما آمادگي داريم مذاکرات
همهجانبه و فراگيري را بر مبناي موضوعات ذيل آغاز نماييم:
الف) موضوعات سياسي و امنيتي:
1ـ دفاع از حقوق و کرامت انسانها و احترام به فرهنگ ملتها از مهمترين
دغدغههاي جامعه بشري است که گفتگو براي تحقق شايسته آن ضرورت دارد.
2ـ گفتگو درباره تقويت ثبات و تحکيم صلح عادلانه و پيشرفت مردم سالاري در جهان
و منطقه بر مبناي:
ـ احترام به حقوق ملتها و منافع ملي آنها؛
ـ کمک به حاکميت ملي کشورها بر مبناي روشهاي مردمسالارانه؛
ـ جلوگيري از خشونت و نظاميگري؛
ـ جلوگيري از تروريسم و عوامل ايجادکننده و تقويتکننده آن.
بر اين مبنا جمهوري اسلامي ايران آماده گفتگو براي همکاري در جهت تقويت ثبات و
تحکيم صلح عادلانه و پيشرفت مردمسالاري در مناطقي است که از بيثباتي نظاميگري
خشونت و تروريسم رنج ميبرند. اين همکاري ميتواند در نقاطي از جهان به خصوص
خاورميانه بالکان آفريقا و آمريکاي جنوبي شکل گيرد. همکاري براي کمک به مردم
فلسطين در جهت يافتن طرحي جامع پايدار دموکراتيک و عادلانه براي حل موضوع 60
ساله فلسطين ميتواند نمونهاي از اين همکاريها باشد.
3ـ مبارزه با تهديدهاي مشترک امنيتي و گفتگو براي تحقق همکاري دسته جمعي جهت
مبارزه با عوامل ايجاد کننده و تقويتکننده تهديدهاي امنيتي ذيل:
ـ تروريسم؛
ـ مواد مخدر؛
ـ مهاجرتهاي غيرقانوني؛
ـ جرائم سازمان يافته.
ب) موضوعات اقتصادي:
1ـ همکاري در زمينه انرژي و امنيت آن در عرصههاي توليد عرضه انتقال و مصرف.
2ـ همکاري در زمينه تجارت و سرمايهگذاري.
3ـ کمک عمومي به رفع فقر از کشورهاي ضعيف و تلاش براي کاهش فقر و فاصله طبقاتي.
4ـ کاهش آسيبهاي ناشي از نوسانات شديد قيمتها و باز تنظيم مناسبات پولي و مالي
جهان براي حمايت از کشورهاي جهان.
ج) موضوع هستهاي
در ارتباط با موضوع
هستهاي ايران آماده است در يک نگرش جامع و به عنوان عضوي فعال و موثر از (ان پي تي
)و آژانس موضوعات ذيل را در دستور کار قرار دهد:
اطمينان بيشتر از عدم انحراف فعاليت هستهاي کشورها؛
2ـ ايجاد کنسرسيوم غنيسازي و توليد سوخت هستهاي در نقاط مختلف دنيا از جمله
ايران؛
3ـ همکاري مشترک براي دستيابي و بهرهگيري از فناوري صلحآميز هستهاي و تسهيل
بهرهمندي عموم کشورها از آن؛
4ـ تحقق خلع سلاح هستهاي و تعيين کميتهاي براي پيگيري اين موضوع؛
5ـ تقويت نظارت آژانس بر فعاليت هستهاي کشورها؛
6ـ همکاريهاي مشترک در ايمني و حفاظت فيزيکي هستهاي.
د) جمهوري اسلامي ايران در چارچوب اين بسته آماده شروع مذاکراتي جدي و هدفمند براي
نيل به نتيجهاي مشخص ميباشد. اين مذاکرات ميتواند پس از دورهاي مشخص (حداکثر 6
ماه) مورد ارزيابي قرار گرفته و درباره ادامه آن تصميمگيري شود.
|
|
تداوم ساختمان ايراني آبادتر دولت نهم حول محور تحقق بخشيدن به مطالبات بر زمين مانده مردم شكل گرفت و در اين راستا نيز عمل كرد. رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت در سال 1386 نسبت به سال 1383 را به بيست در صد افزايش داد. با طرح ايجاد بنگاه هاي اقتصادي زودبازده توانست نرخ بيكاري را از 9/11 درصد در بهار 1384 به 6/9 در صد در بهار سال 1387 تقليل دهد و متوسط حقوق بازنشستگان را كه در سال 1383 برابر با 139هزارتومان بود به مبلغ 458هزار تومان در سال 1387 افزايش دهد كه در صد رشد آن برابر با 229 در صد است. دولت به منظور رفع، تبعض، بي عدالتي و واپس ماندگي هاي مانده از پيش در بخش هاي گوناگون كشور سياست تمركز زدايي و نظارت نزديك در برنامه ريزي را با سفرهاي استاني آغاز كرد، كه نسبتا ًمنجر به تقليل كاغذ بازيهاي اداري شده و بر بستر چنين شيوه اي از اداره كشور، چابك و روانتر به معضل تبعيض و بي عدالتي ها برخورد نمود. دولت نهم اينچنين با تكيه بر آرمانها و ارزشهاي ايراني اسلامي ابتكار عمل را در خلق شيوه هاي نوين اداره كشور به دست گرفت. اين شيوه اجرايي نوينِ دولت مورد توجه و استفاده دول اروپايي از جمله دولت براون در انگلستان قرار گرفت. از آنجا كه كشور ما نيازمند پيشرفتي تصاعدي در گستره هاي گوناگون زيست اجتماعي خود است دولت نهم با توجه به اين ضرورت مهم، همه توش و توان خود را وقف ايجاد فرصت و شتاب بخشي به امر نو آوري در بخش ها و عرصه هاي متنوع دانش و پژوهش قرار داده است. جدول آمار اختراعات ثبت شده طي سال هاي بين 1384 تا 1387 نشانگر بخش كوچكي از اين شتاب بخشي است؛
(ارقام ياد شده برگرفته از كارنامه عملكرد دولت نهم از مرداد 1378 تا بهمن 1387ميباشد) دستاوردهاي علمي ما در گستره هاي گوناگون فن آوري نيروي هسته اي، سلولهاي بنيادين و پرتاب نخستين ماهواره اميد پيروزيهاي چشمگيري هستند كه ما را در عرصه جهاني نام آور ساخته اند. اين دستاوردها در شرايطي بدست آمده اند كه ما چند سويه تحت فشارهاي سخت و همه جانبه داخلي و خارجي بوده ايم. همه باهم با تكيه و اميد به خداوند متعال تداوم ساختمان ايراني آبادتر را پيروزمندانه تر پيش بريم و بيگانگان را با اتحاد، سخت كوشي و قانون پذيري از دخالت در امور كشور عزيزمان ايران بازداريم . منوچهر رضاوندي 27خرداد ماه 1388 هجري شمسي انتخاب باراك اوباما تبلور مبارزات مردم ايالات متحده آمريكا نومحافظه كاران و نظريه پردازان خودبزرگ بين ايالات متحده آمريكا با اتخاذ سياستهاي جنگ طلبانه و متكبرانه به مدت هشت سال جهان را به عرصه تاخت و تاز نظامي و تهديدهاي گوناگون خود قرار دادند. اشغال و به ويراني كشاندن كشورهاي افغانستان و عراق و ارتكاب جنايتهاي تكان دهنده در حق مردم بي دفاع و بي گناه كشورهاي نامبرده، پايمال ساختن حقوق شهروندي و تحميل مخارج هنگفت اين جنگها بر مردم خود و ديگر ملتها موجب افت و كاهش جدي و جبران ناپذير وجه دولت ايالات متحده آمريكا در جهان و در ميان مردم خود شد. سياستهاي غلط دولت بوش بحران اقتصادي سنگين و نفس گيري را بر جامعه آمريكا تحميل ساخته است. كشوري كه در دوران رياست جمهوري بيل كلينتون كسر بودجه اي نداشته و از اقتصاد بسيار شكوفايي هم برخوردار بود، در برابر بحران ايجاد شده از سوي دولت بوش، به زانو در آمد، تا جايي كه بوش از "سرمايه داري دمكراتيك" سخن به زبان آورد تا بلكه به حساب مردم و با جيب ديگران به گونه اي خود را از زير بار اين بحران برهاند. اما زندگي درسهاي فراموش نشدني خود را همواره همراه دارد. اين بار درس، درسٍ "حساب" بود و نتيجه اين حساب پس دهي چيزي جز از دور خارج شدن كامل و هميشگي نومحافظه كاران از عرصه سياست و انتخاب باراك اوباما نبود. سياه پوستان و ديگر رنگين پوستان مبارزات سخت، طولاني و خستگي ناپذير خود را عليه بي عدالتي و تبعيض نژادي تحميل شده از سوي سفيد پوستان ادامه داده اند. ثمره مثبت اين مبارزات در مقاطعي تاريخي خود را به گونه اي و در گستره اي از زندگي اجتماعي و سياسي جامعه آمريكا آشكار نموده و در پايان مجموعه دستگاه دولتي ايالات متحده آمريكا را به اتخاذ رويكردي بنيادين درعملكرد و سياستگذاري وادار ساخته است. انتخاب باراك اوباما در انتخابات سال 2008 مستثني از اين حكم تاريخي نيست. مجموعه عملكرد خونين و زشت دستگاه سياسي نظامي ايالات متحده آمريكا در دهه هاي گذشته ضربات جبران ناپذيري را به اعتبار اين كشور وارد ساخته و زمان آن فرا رسيده بود كه براي ترميمش كاري كرد كارستان كه مي توانست هم پذيرش شكستي مقطعي و آبرومندانه در برابر مبارزات مردمي باشد كه با گوشت و پوست و استخوان خود طعم تلخ تبعيض را چشيده بودند و هم باز گرداندن آبروي از دست رفته. چه كسي بهتر و انسان تر از باراك اوباماي سياستمدار، كوشا، مردمي، سخنور و فرهيخته. او مي توانست زخمهاي برداشته از دهه ها ظلم، ستم و نابرابري بر مردم را التيام بخشد و همزمان اعتبار از دست رفته را به ايالات متحده بازگرداند. چنين شد كه مردم با بوجود آوردن اين فرصت تاريخي كه ثمره رنج ها و مبارزاتشان بود، يكپارچه به پاي خاستند نماينده راستين خود را به كاخ سفيد فرستادند و با اوباما باري ديگر پاي بر صحنه جهاني گذاردند. در قياس بايد گفت كه اين مقطع از تاريخ مبارزات مردم آمريكا كه با پيروزي باراك اوباما در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 تبلور يافت با ديگر مقاطع پيروزمند تاريخي مردم اين كشور همخواني بدون چون و چرايي دارد. در آينده اي نه چندان دور باراك اوباما رئيس جمهور محبوب و منتخب اكثر مردم اين كشور وارد كاخ سفيد خواهد شد. آيا او انتخاب خود توسط مردم را با اعمالي مردمي پاسخ خواهد داد و يا اينكه وي نيز دنباله رو سياست هاي مانده از پيش خواهد بود؟ آيا دستان پشت پرده سياست خارجي ايالات متحده آمريكا او را خواهند گذارد كه زخمهاي كهنه و مانده بر پيكر ايالات متحده را التيام بخشد يا اينكه وي تحت فشار آنان سياستي مغاير با خواست مردمش را برخواهد گزيد؟ اينان پرسشهايي هستند در ذهن و دغدغه اي در خاطر. طبيعتاً انتظار از وي بسيار است. اما حد اقل آنچه كه از او در مجموع انتظار مي رود خارج ساختن هرچه زودتر نيروهاي نظامي ايالات متحده آمريكا از عراق و افغانستان است. باراك اوباما با چنين كاري ميتواند اقتصاد بيمار آمريكا را بهبود بخشيده و نخستين گام را در راه عادي سازي روابط خود با كشور ما بگشايد. ما ايرانيان اميدوار هستيم كه باراك اوباما سياستي واقع بينانه و به دور از تنش و دخالت در امور كشور ما را پيش گيرد. اگر چه وي پيش از اين سخن از اين رانده بود كه مانع از دست يابي ايران به سلاح هسته اي خواهد شد. اما اين ادعاها، به شهادت همه بازرسان بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي بي پايه بوده و نامي جز فرافكني بدان اطلاق نمي شود. بايد توجه نمود اين خود ايالات متحده آمريكا است كه كماكان به متحول ساختن سلاح هاي هسته اي دست مي زند و اگر قرار است سخني در باره سلاح هسته اي به ميان آيد پيش از همه روي سخن با خود آمريكائيان خواهد بود. بايد توجه كرد دو اتحاديه اروپا و آفريقا شكل گرفته اند. اتحاديه ها و پيمان هاي منطقه اي ديگر نيز شكل گرفته و يا در حال شكل گيري هستند. بدون ترديد اتحاديه خاورميانه يا به گفته خود آمريكائيان "خاور ميانه بزرگ" شكل خواهد گرفت. اميد اين است كه دولتمردان آمريكايي و در راس آن آقاي باراك اوباما به اين امر واقف شوند كه خروج نيروهاي آمريكائي از خاورميانه و شكل گيري اتحاديه كشورهاي خاورميانه نه تنها زياني را متوجه آنان نخواهند كرد بلكه در دراز مدت به سود آنان هم خواهد بود. بدون ترديد نفت و فراورده هاي توليد شده در كشور ما و ساير كشورهاي خاور ميانه تنها مصرف داخلي نخواهند داشت بلكه به بازارهاي جهاني هم عرضه خواهند شد. آقاي باراك اوباما و دولتش به اين امر واقف هستند كه دوران تاراج منابع نفتي و به رايگان بردن آن با زور نيروي نظامي و ترفندهاي سياسي به پايان رسيده است. همانگونه كه بازار و دستان نامريي نرخ كالاهاي آمريكائي را تعيين مي كند نرخ نفت و فراورده هاي نفت وشيمي( پتروشيمي) هم از اين امر مستثني نخواهد بود. منوچهر رضاوندي چهاردهم آبان 1387
چرخشي در رويكرد ايالات متحده آمريكا ايالات متحده آمريكا و متحدان غربيش همواره در تلاش بوده اند موضوع هسته اي ايران را ”مشكل“ و ”مسئله اي“ جهاني تعريف نمايند و اينكه همواره آن را در اذهان عمومي تازه نگه دارند. دنبال كردن ”مذاكره“ ما را در دايره حيله اي وقت گير و توهين آميز نگه ميدارد. ما خود و بادست خود با شركت در اين به اصطلاح ”مذاكرات“ تنور تبليغات عليه خود را گرم نگه داشته ايم. ما در واقع تبديل به هيزم بيار معركه اي شده ايم كه خود را در آن بسوزانيم. ما با سختي و سخت كوشي توانستيم خود را از چنگال ”تعليقي“ رها سازيم كه زيانهاي جبران ناپذيري را بر روند پيشرفت ما وارد ساخته بود. بسيار خنده دار است كه سردمداران كشورهاي داراي سلاح هسته اي، كه خود سلاح هسته اي را عليه مردم بي گناه جهان بكار برده اند و مدام تجهيزات اتمي خود را بروز مي نمايند، گرد هم آمده و تصميم گرفته اند بنگاهي را شامل كشورهاي فاقد سلاح هسته اي بنياد نهند و آنان را متعهد نمايند در آينده سلاح هسته اي توليد نكنند! بسيار جالب و خنده دار است نيست؟ بدتر و خنده دارتر از آن اين كه ما ايرانيان تحت فشار هاي همه جانبه قرار مي گيريم تا مبادا به دانش هسته اي دست يابيم. با فرافكني ما را به هر آنچه كه لايق خود آنان است متهم ميسازند. در اين بنگاه الم شنگه راه مي اندازند و ما را وادار مي سازند تا نيروي خود را صرف رفع "اتهام" زدايي از خود كنيم. به هر سوراخ سنبه اي از كشورمان سر مي كشند. در اين راستا تعليق را هم بر ما تحميل مي سازند. و ديديم كه همه كشور يكپارچه و با همه نيرو به حركت در آمد تا توانستيم از شر اين تعليق تحميلي برهيم. به نظر، ما هنوز از آنچه كه بر سرمان آمده است درسي كافي بر نگرفته ايم و كماكان به حضور در اين بنگاه بيگانه ساخته پاي مي فشاريم، چرا؟ برخوردهاي دوگانه محمد البرادعي در ارتباط با موضوع هسته اي ايران به روشني نشان از اين دارد كه تصميمات بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي تحت تاثير مستقيم سردمداران غرب قرار دارد. مهم نيست تا چه اندازه ما به بازرسان اين بنگاه اجازه بازرسي تاسيسات خود را داده باشيم، صلح آميز بودن فعاليتهاي ما براي آنان هيچگونه اهميتي ندارد. آنان ميخواهند ما را از دست يافتن به دانش هسته اي بازدارند و به همين دليل هر زمان كه بخواهند به دروغ متوسل مي شوند و با تهمت، افترا و ديگر شيوه هاي غير اخلاقي ما را تحت فشارهاي همه جانبه قرار خواهند داد. ما تنها در صورتي خواهيم توانست مانع از اقدامات آنان بشويم كه نيرو و توان بازدارندگي خود را در عرصه هاي گوناگون توسعه بخشيم. با استفاده از اصطلاحات، ادبيات و زبان غرب نميتوان به مقابله با آنان برخاست. در مجموع پافشاري ما به تداوم تحقيق در همه عرصه هاي علم و فن و برخوردها و اتخاذ سياستهاي خردمندانه رهبري نظام با تكيه بر يكپارچگي مردم مصمم و سخت كوش ما در دفاع از كشور و ساختمان ايراني آباد و سرفرازتر بوده است كه به گونه اي جدي راه را بر دشمنان بسته و آنان را درمانده به دندان قروچه و هذيان گويي واداشته است و نه ماندن و درجا زدن در اين "بنگاه". گزارشهاي ضد و نقيض اين "بنگاه" در باره فعاليتهاي هسته اي ما و چشم پوشي باز هم اين بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از فعاليتهاي ديگر كشورهاي داراي سلاح هسته اي خود گويا و دليلي ديگر بر اين ادعا است كه اهداف بشر دوستانه و استدلال هاي درست و صادقانه را در اين "بنگاه" گوش شنوايي نيست. خلاصه اينكه ما كشوري صلح دوست هستيم و خروج از اين بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي هم ما را جنگ طلب نخواهد كرد ولي دست كم به دخالت و تحمل تحقير مورد بازرسي بيگانگان قرار گرفتن پايان خواهد داد. همه جهان به اين امر آگاه است كه ما كشوري صلح دوست فرهنگ ساز و گهواره تمدن جهان هستيم. در نتيجه نيازي به اين نداريم كه با امضا و تعهد و عضويت در اين و يا آن بنگاه بيگانه ساخته به جهان بفهمانيم كه صلح و نوع دوستي سرلوحه زندگي ما است. ما به عضويت بنگاهي در آمده ايم كه گردانندگانش تحت نفوذ كشورهاي داراي سلاح هسته اي هستند. معلوم نيست كه حضور ما در اين بنگاه به چه منظور است. پيش از اين در اين باره گفته بودم وجود ما در اين بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي (آژانس بين المللي انرژي اتمي) بدون توجيه است. اگر قرار بود در اين بنگاه حلوا تقسيم كنند ما را از آن سهمي نمي بود چه آنگاه با دلايل بسيار به ما ثابت ميكردند كه ما قانوناً عضو آن بنگاه نيستيم. آيا واقعاً ما خواهيم توانست ايالات متحده آمريكا و ديگر دولتهاي داراي سلاح هسته اي را وادار به نابودي زرادخانه هايشان كنيم؟ اگر پاسخ به اين پرسش مثبت است آنگاه پرسشهاي ديگري مطرح مي گردند، چگونه و با چه نيرويي؟ در غير اين صورت بايد از خود پرسيد به چه دليلي ما كماكان بر عضويت خود در اين بنگاه بيگانه ساخته اصرار ميورزيم؟ برخي از دلسوزان كشورمان چنين استدلال مي كنند كه نبايد بدست غرب بهانه داد و نبايد آنان را تحريك كرد، از اين روي بايد در بنگاه بيگانه ساخته بين المللي نيروي هسته اي باقي ماند و به بازرسان اين بنگاه حق نظارت بر فعاليتهاي خود را داد. ما سالها فعاليتهاي هسته اي خود را به حالت تعليق درآورديم كه به قول يكي از روزنامه ها تلاش تركيبي از مسئولين بود كه "....... با هنرمندي و در عين شجاعت و صلابت توانست تأسيسات اتمي كشور را يكي پس از ديگري از تعليق خارج سازد" چرا؟ براي اينكه به اصطلاح بر اين باور بوديم نبايد به دست غرب بهانه داد كه نكند تهديدهايشان را عملي كنند. در اين "استدلال" و آنچه كه غرب در گوشه و كنار جهان به بهانه هاي واهي و من در آوردي بر سر مردم رنجديده جهان مي آورد تضادي غير قابل توضيح به چشم مي خورد. غربيان در صورتي كه عملاٌ بتوانند بدون ترديد هر كشوري را بدون هرگونه بهانه اي به اشغال درخواهند آورد و هر جنايتي را هم برمردمش اعمال خواهند كرد كه امروز شاهد چنين اعمالي در عراق و افغانستان هستيم. به در و تخته زدنهاي اخير ايالات متحده آمريكا در ارتباط با فعاليتهاي هسته اي ما به نظر نگارنده راه به جايي نخواهد برد. واقعيت اين است كه آمريكائيها بد جوري در عراق گير افتاده اند. از سويي وجه جهاني آنان به شدت آسيب ديده است و از سوي ديگر مخارج هنگفت نگهداري نيروهاي نظامي در دو كشور عراق و افغانستان اقتصاد ايالات متحده آمريكا را به شدت تحت تاثير منفي قرار داده است. آنان نه مي توانند شكست خورده و سرافكنده از عراق و افغانستان خارج شوند و نه مي توانند به حضور خود ادامه دهند. آمريكائيها در جستجوي راهي هستند كه بتوانند به اصطلاح آبرومندانه از اين باتلاق خارج شوند. آنان به اين نتيجه رسيده اند كه شايد با ياري كشور نيرومند ما بتوانند با حد اقل سرافكندگي از منطقه خارج شوند. ما هم كه در اين راستا هر آنچه را كه توانسته ايم در ياري رسانيدن به دولت منتخب عراق دريغ نورزيده ايم. آمريكائيان سخن از خاورميانه بزرگ راندند. خاورميانه بزرگ تحت محوريت جمهوري اسلامي ايران مي تواند گزينه اي مناسب براي خروج آمريكائيان از منطقه باشد. نگارنده پيش از اين در بهمن ماه 1380 چنين نگاشتم: "تنها راهي كه آمريكائيان در اين مقطع از تاريخ پيش روي دارند همانا فراخواني همه نيروهاي نظامي خود از منطقه, پايان دادن به دخالت در امور ديگر كشورها و از همه مهمتر عدم پشتيباني از كشتار مردم بيگناه و بي پناه فلسطين است. شواهد و روند رويدادها نشان از آن دارند كه آمريكائيان به سياستهاي مداخله جويانه خود ادامه خواهند داد. اين خود روز به روز و هر روز بيش از گذشته آمريكائيان را در جامعه جهاني به سوي انزواي بيشتري سوق خواهد داد. در اين راستا هستند كشورهايي كه دوش به دوش آمريكائيان تداوم اين روند را، كه بي ترديد عليه منافع دور و نزديك ايالات متحده آمريكا خواهد بود، تشويق و تشديد خواهند نمود و هرچه بيشتر دست آمريكائيان را در پوست گردو قرار خواهند داد. طبيعي است كه ما ايرانيان به امر عادي سازي روابطمان با آمريكائيان مي انديشيم و آنرا مورد بررسي هم قرار ميدهيم. اما تازاندن اين عادي سازي، مخصوصاً در اين مقطع به هيچ وجه توصيه نميشود. چه خطر خود بزرگ بيني آمريكائيان هر حركت صلح طلبانه را نشاني از ضعف قلمداد كرده و در نتيجه به ضد خود تبديل خواهد شد........... لازم است كه تكرار كنم؛ اولين شرط عادي سازي روابط و مناسبات ما ايرانيان با ايالات متحده آمريكا فراخواني همه نيروهاي نظامي آمريكا از منطقه است. فلات ايران بايد به منطقه صلح, آرامش و بري از نيروهاي نظامي آمريكا تبديل شود." آيا ايالات متحده آمريكا به اين امر واقف گشته است؟ به نظر من ضد و نقيض گوئيهاي محمد البرادعي در گزارشهاي خود در باره موضوع هسته اي ايران و تغيير لحن ايالات متحده آمريكا نشان از اين دارند كه چرخشي بنيادين در رويكرد سياسي ايالات متحده آمريكا نسبت به جهان به طور عام و نسبت به كشور ما به طور خاص در حال شكل گيري است، چه با سياستهاي گذشته توان مقابله با تحولات غول آساي سياسي و اقتصادي اتحاديه اروپا، شانگهاي و ديگر اتحاديه ها و پيمانهاي منطقه اي را ندارد. ايران با موقعيت ممتاز فرهنگي جغرافيايي، سياسي، عقيدتي و تاريخيش به قدرتي تبديل شده است كه با سياستهاي مانده از پيش نمي توان با آن برخورد نمود. مجموعه اين تحولات شكل گيري رويكردي بنيادين را در مجموعه دستگاه دولتي ايالات متحده آمريكا در دستور روز قرار داده است. سياستهاي جنگ طلبانه بوش ديگر مورد پسند اين دستگاه نيست. آنان بر اين واقعيت واقف گشته اند، بيش از اين نمي توانند شاهد كاهش وجه خود در جهان باشند. و از آنجا كه چاره اي جز مصالحه با ما را ندارند تلاش خواهند نمود ضمن "حفظ آبرو" با شگردهايي خود را از مخمصه سياستهاي گذشته رهانيده و در جهت "همراهي" با ايران گام بردارند و با حفظ و تكيه بر شبكه شبه مافيايي خود در منطقه آنچه را كه متخاصمانه نتوانستند بدست آورند با "همراهي" بدست آورند. اظهارات و گزارشات چند پهلوي محمد البرادعي مدير كل بنگاه بين المللي نيروي هسته اي نرم شده و چون گذشته نيستند. از آنجا كه بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از ايالات متحده تاثير به سزايي مي پذيرد، گزارشات نرم اخير محمد البرادعي را بايد نشاني از تغيير موضع ايالات متحده آمريكا قلمداد كرد. ميتوان به درستي پيش بيني كرد كه ايالات متحده آمريكا شگردي ديگر را براي راهيابي به سرزمين ما بكار مي گيرد. اما بايد توجه داشت راه دوستي با كشور ما ايران و عادي سازي روابط با ما شرط و شروطي دارد كه ايالات متحده آمريكا بايد پيش از اين از آن آگاهي يافته باشد. فرصتهايي در حال شكل گيري هستند كه رهبران ما بايد با درايت هميشگي خود بهره برداري درست را از آن به انجام رسانند. بايد هشيار بود و از اين فرصت بدست آمده به درستي بهره گرفت و نبايد دست به اقدامات و اتخاذ سياستهايي نه چندان خردمندانه زد. بايد توجه داشت كه مواضع ايالات متحده آمريكا نسبت به ما كماكان و به گونه اي جدي خصمانه است. نبايد اجازه داد برخوردهاي نرم اخير بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي و ايالات متحده آمريكا ما را از راه اصلي و اصولي كشورمان به بيراهه بكشاند و خداي ناخواسته عزت و سربلندي خود را به گرو گذاريم. هنوز تا عادي سازي روابط راهي بس طولاني موجود است مگر اينكه ايالات متحده آمريكا به راستيٌ بخواهد به گونه اي شفاف و صادقانه و با ترك سياستهاي متخاصمانه گذشته در قبال كشور ما اين روند را با پذيرفتن و به اجرا در آوردن شرطهاي ما تسريع بخشد. آنگاه بدون ترديد خود بهتر از ما ميداند كه حد اقل پيش شرطهاي آغاز مذاكرات عادي سازي روابط با ما عبارت از پايان دادن به اشغال دو كشور عراق و افغانستان با خروج نيروهاي نظاميشان از منطقه و آزاد سازي دارايي هاي مسدود شده ما است. والسلام منوچهر رضاوندي سوم آذر 1386
بنام خداوند بخشاينده مهربان حضور مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي با عرض سلام و ادب بدينوسيله گرمترين شادباش هاي خود را به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد فطر حضور آن مقام معظم .و مردم كشورم تقديم ميدارم. امروز راهي بس دشوار در ساختمان كشوري آبادتر با شهرونداني آزادتر را با موفقيت پشت سر گذارده ايم. شايد راهي بس دشوارتر را پيش روي داشته باشيم. اما بي ترديد با پشتكار، تجربه و ديگر اندوخته هاي مادي و معنوي خود، با تكيه بر خداوند يكتا و تحت رهبري خردمندانه آن رهبر فرزانه خواهيم توانست آينده را پيروزمند تر درنورديم. چنين گفته مي شود كه «بازار» تصميم مي گيرد چه، چگونه و براي كه كالايي توليد شود و «دولت» نيز تصميم مي گيرد كه قدرت چگونه توزيع و به چه كسي اختصاص يابد. اين تعريف به خودي خود آزادي را از انسان سلب كرده و اميد را در دل فرد مي ميراند. اگر اين نظريه را بپذيريم كه؛ آزادي هر فرد در؛* كسب دانش, مهارت و توانايي در هر عرصه و ميزاني, * مشاركت كامل و در حد توان او در پيشبرد امور جامعه, * ابراز عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي را در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد, * بهره مندي كامل او از سرمايه اش و هرآنچه كه حاصل كار و انديشه اش هست, متبلور ميشود. (منوچهر رضاوندي 1374 هجري شمسي )آنگاه دولت وظيفه اي جز آماده ساختن زمينه هاي آزادتر زيستن فرد و در اين ارتباط ارتقاي سطح دانش و دست يافتن به مهارتهاي لازم جهت هر چه بي نيازتر و آزادتر ساختن تك تك مردم سرزمينمان ايران را نخواهد داشت. آماده سازي چنين زمينه هايي با وجود كنكور و ديگر امتحانات غيرضرور مشابه نشدني است. چه ما با دست خود از ورود فرزندانمان به دانشگاه به بهانه هاي واهي جلوگيري مي كنيم. آنان را وارد رقابتي بي سود كرده و در جريان و پايان اين رقابت آنان را دچار افسردگي، تنش و خود بي باوري مي نمائيم. به اين سخن پيامبر اكرم (ص) بايد توجهي ويژه داشت؛ « زگهواره تا گور دانش بجوي» با توجه به اين گفته، ما هرچه زودتر بايد مبادرت به حذف كنكور و ديگر امتحانات غير ضرور مشابه نمائيم. چه داشتن گواهي پايان تحصيلات متوسطه و پيش دانشگاهي براي ورود به دانشگاه كافي است، مگر اينكه اين فرض نادرست را پذيرفته باشيم كه نظام آموزشي پيش دانشگاهي ما كارايي لازم را ندارد. در اين صورت اين نظام آموزش پيش دانشگاهي ما است كه بايد، آنگونه بايد سامان داده شود و نه پا فشاري به عدم حذف كنكور. برايتان از خداوند متعال طول عمر و تندرستي خواستارم. والسلام با احترام منوچهر رضاوندي
مهر ماه 1386 هجري شمسي
برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي! در طرح پيشنهادي قطعنامه تحريم اروپائي سخن از مسدود كردن حساب مقامات در خارج از كشور به ميان آمده بود. جاي دارد كه اعلام شود اين برخي از مقامات كه قرار است حسابهايشان در خارج از كشور مسدود شود چه كساني هستند؟ تا آنجا كه ما ايرانيان از آن با خبر هستيم همه مقامات كشوري ما افرادي صالح و برگزيدگان مردم سرزمين ما هستند. اين گونه تهمتها اصولاً ره به جايي نخواهد برد. اروپائيان زيركانه در تلاشند ذهنيت مردم كشور ما را نسبت به مقامات كشورمان آلوده ساخته و در صدد تخريب شخصيت افرادي باشند كه بر احقاق حقوق ما ايرانيان در سطح بين المللي پاي مي فشارند. اين هم بخشي ديگر از تهاجم غرب به پايه هاي استوار دولت و نظام جمهوري اسلامي ما است گويا فراموش كرده اند كه دولت ما برخاسته از راي و خواست قلبي مردم است. مردم ما با همدلي دست در دست يكديگر به پا خاسته، همت كرده اند تا ساختمان ايراني آبادتر با شهرونداني آزادتر را پيش برند و هيچ نيرويي نخواهد توانست در اين راه مانعي ايجاد نمايد. مردم ما به خوبي دريافته اند كه سازمان ملل متحد در عمل نشان داده است توانايي ممانعت از جنگ، كشتار، اشغال كشورها و ديگر جنايات ريز و درشتي كه قلدران جهان به آن دست ميزنند را ندارد. نمونه هاي بارز آن حمله عراق به كشورمان و تحميل هشت سال جنگ، كشتار مردم بي دفاع فلسطين، قتل عام مردم رواندا، اشغال عراق و افغانستان و كشتار روزانه مردم بي دفاع اين سرزمينها است به اين فهرست ميتوان ده ها نمونه ديگر را افزود. نمايندگان ما در سازمان ملل تا به حال تنها براي افشاي هرچه بيشتر چهره دشمنان ملتها حضور يافته اند و لاغير چه ما به خوبي ميدانيم كه سازمان ملل هنوز نتوانسته است گرهي را نه از دست ما و نه از دست ديگر ملتها بگشايد. سازمان ملل متحد ابزاري در دست ايالات متحده آمريكا جهت توجيه سركوب ديگر ملتها ، خرابكاري و ايجاد ترس و وحشت در جهان است. اگر چه دولتمردان ايالات متحده بالاخره هن وهن كنان و با ترفندهاي گوناگون و به ضرب كاغذ هاي سبز رنگ بي پشتوانه اي به نام دلار توانستند چند عروسك روسي و چيني ديگري را بفريبند اما بايد گفت و اميدوار بود كه دوران قلدري و يكه تازي در جهان ديرزماني است به سر آمده است. چه حضورمفتضحانه و در گل مانده دستگاه نظامي و سياسي ايالات متحده آمريكا در عراق و افغانستان آغاز و نويدي است بر پايان سيطره غرب در منطقه. شوراي به اصطلاح امنيت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه اخير خود عليه كشورمان عملاً برگي ديگر را بر ديگر برگهاي ناعادلانه خود نسبت به ملتهاي جهان افزود. اين قطعنامه بيش از پيش اين واقعيت را به اثبات رسانيد كه سازمان ملل متحد وسيله ايست در خدمت منافع نامشروع ايالات متحده آمريكا. البته بايد افزود كه زلزله شكل گيري اتحاديه هايي چون اتحاديه آفريقا، اتحاديه اروپا و طرح شكل گيري اتحاديه هاي مشابهي ديگر چون اتحاديه كشورهاي اسلامي و اتحاديه كشورهاي آمريكاي جنوبي خواب راحت را از چشمان گردانندگان كاخ سفيد ربوده است. ديديم كه شكل گيري يورو در ژانويه پس از يازدهم سپتامبر فشاري سخت را بر پيكره اقتصاد آمريكا وارد ساخت. طبيعتاً روند شكل گيري اتحاديه هاي مشابه آنگونه است كه موجوديت سازمان ملل متحد به اين شكل را منتفي خواهد ساخت چه هم اكنون اين سازمان موضوعيت خود را از دست داده است. سازمان ملل متحد در آينده اي نه چندان دور به مجمع نمايندگان اتحاديه ها تبديل خواهد شد. اين حكم تاريخ است و هيچ نوشته، تخريب، انفجار، جنگ و اشغال كشوري هم مانع از شكل گيري آن نخواهد شد. باري، پاسخ ما به صدور اين قطعنامه بدون ترديد پيش از هر عمل شايسته ديگري، خروج فوري از معاهده عدم اشاعه ( ان/ پي/ تي) خواهد بود؛ مهم اينكه شايد اين بهترين فرصت ما براي خروج از معاهده عدم اشاعه باشد. به آن كساني كه ”استدلال“ ميكنند حضور ما در بنگاه بين المللي نيروي اتمي مانع از حمله آمريكا به كشور ما ميشود بايد گفت؛ آمريكائيان هركجا كه بتوانند عليه ما اقدام خواهند كرد، در نتيجه عضويت ما در بنگاه به هيچ وجه مانع از دشمني ايالات متحده با ما نشده است و نخواهد شد. حتي دشمني آنها نسبت به ما را كم رنگترهم نكرده است؛ ساده انگاري است كه به بهانه هاي واهي به حضور خود در اين بنگاه ادامه دهيم و همواره مورد تحقير قرار گيريم. غرب در برابر قدرت و هيمنه كشور ما ايران و نظامش جمهوري اسلامي ناتوان مانده است تداوم حضور ما در اين بنگاه و عدم خروج فوري ما از معاهده عدم اشاعه اشتباهي جدي بوده و آنچه كه به دست آورديه ايم را به مخاطره خواهد انداخت. متعهد ماندن به تعهدي غير قانوني كه ديگر وجود خارجي ندارد نه تنها امنيت ملي ما را دچار مخاطرات جدي مينمايد بلكه به حيثيت، اعتبار، شعور و شخصيت جهاني ما نيز خدشه وارد خواهد ساخت، چه هر كودكي امروزه ميداند كه اين بنگاه بيگانه ساخته براي مهار و به زير فرمان گرفتن ملتها بنياد يافته است و نه امري ديگر. خواسته هاي غيرقانوني سازمان ملل متحد و بنگاه بين المللي نيروي اتمي بسيار مضحك مينمايد چه كشورهاي داراي سلاحهاي مرگ آور اتمي و شمييايي و ..... كه خود عملاً آنها را عليه مردم جهان به كار برده و با تكيه بر چنين سلاح هايي به زورگويي خود در جهان ادامه ميدهند، در مقامي نيستند كه نگران اشاعه چنين سلاح هايي باشند؛ زيرا اخيراً شاهد بوديم دستان هند مسلح به سلاح اتمي و نيرومند را به گرمي ميفشارند و سند همكاري در اشاعه و گسترش هرچه بيشتر آن امضا ميكنند كه مصداق اين سخن است؛ برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي كه در نظام طبيعت ضعيف پايمال است. ديگر اينكه پاسخ ما به كشورهاي روسيه و چين بايد پاسخي بسيار سنجيده و قاطع باشد. استقبال چين و روسيه از طرح تحريم مفتضحانه تر از تلاش، خواست و تصميم ايالات متحده آمريكا بود. اين كوچك مردان به ظاهر بزرگ در عمل، با سادگي و شايد ناخواسته، برده وار مجري تصميمات ”غربي“ شدند كه خود همواره مورد تهاجم و تاخت وتازش بوده و هستند. پيش از اين در مورد فرانسه گفته بودم كه تجديد نظر در قرار داد توتال بايد هرچه زودتر فرانسه را بر جا خود بنشاند. والسلام منوچهر رضاوندي سوم دي ماه1385
با عرض سلام پايداري و ايستادگي دليرانه مردم با ايمان لبنان در برابر تجاوزات صهيونيستهاي اشغالگر تحسين و توجه همه مردم آزاده جهان را نسبت به خود برانگيخته است. در كنار اين توجه مردمي، همياري و همسويي دولتمردان آمريكايي و اروپايي با اين نظام جنايت پيشه تنفر مردم را نسبت به آنان بخصوص نسبت به ايالات متحده آمريكا افزايش داده است. اين واقعيتي است كه امروز ما شاهد آن هستيم. شاهد هم بوده و هستيم كه سازمان ملل متحد هرگز به نفع ما و ديگر كشورهاي اسلامي حتي يك قطعنامه هم صادر نكرده است. برخورد و عكس العمل شوراي به اصطلاح امنيت سازمان ملل متحد نسبت به جنايات رژيم صهيونيستي در قانا نمونه بارز عملكرد، رويكرد و اهداف راهبردي سازمان ملل متحد است. اين سازمان هرگز باري را نه از دوش ما برداشته است و نه از دوش ملتهاي ديگر. سازمان ملل متحد همواره به ضرر ما و در جهت منافع غير مشروع اروپائيان و ايالات متحده آمريكا عمل كرده است. آيا توجيهي براي عضويت و باقي ماندن ما در اين سازمان تحت مهار ايالات متحده آمريكا موجود است؟ تشكيل اتحاديه ايران و كشورهاي همسايه ضرورتي است تاريخي كه بايد به جاي درجا زدن در كوچه بن بست سازمان ملل متحد بدان پرداخت، چه ما گامهاي لازم را، طي چند سال اخير، در اين راستا برداشته ايم. به باور من امروز ما در مقطعي از تاريخ جهان قرار گرفته ايم كه سازمان ملل متحد به شكل كنوني اش موضوعيت و كاربرد خود را از دست داده است. اين سازمان جاي خود را به سازمان نمايندگان اتحاديه هاي اروپا، نفتا، آسه آن، آفريقا، كشورهاي اسلامي ( سازمان كنفرانس كشورهاي اسلامي ) و ديگر اتحاديه هاي در حال شكل گيري خواهد داد. ما ضمن محكوم كردن جنايات رنگارنگ قلدران غرب در گوشه و كنار جهان بويژه در لبنان، فلسطين، عراق و افغانستان مي بايد در جهت شكل دادن به اتحاديه ايران و كشورهاي همسايه همه نيرو و امكانات خود را تجهيز و به كار گيريم. اكنون با شرايط بوجود آمده ما توانايي دست زدن به چنين اقدامي را داريم. همسويي خاص برخي از همسايگان ما با غرب نبايد مانع از حركت ما در جهت شكل دادن به چنين اتحاديه اي گردد. والسلام منوچهر رضاوندي نهم مرداد ماه 1385
اروپائيان آن زمان كه با نسخه برداري از همه دستاوردهاي علمي، فني، اقتصادي، سياسي و كشور داري ما خود را به اين نقطه از دانش رسانيدند فكر نمي كردند امروز با چُنين مخمصه اي از معضلات اجتماعي خود ربرو شوند. رفته رفته تبديل به انسانهايي شدند كه صبحانه را با چاشني زجر و زاري مردم بي دفاع عراق، افغانستان و ديگر مردمي تناول مي كنند كه خود با زمينه چيني هاي سال هاي گذشته اين چُنين بي دفاعشان باقي گذارده اند. امروز تلاش مي كنند با ”مشوق“ هاي بسته بندي شده هيمنه ما را درهم ريزند و زهري را بر ما بخورانند كه ما نيز چون برخي كشورها دست نياز را به سويشان دراز كرده و ضعيف و بي دفاع مورد غارت، چپاول و تحقير قرا ر گيريم. آري ما هيچ هدف توسعه طلبانه اي را دنبال نمي كنيم كه براي آن، دست به ساخت سلاح هسته اي بزنيم. آنچه را كه داريم توان بازدارندگي ما است كه مشتي ديوانه را از اقدام به حركتي نابجا، غلط و تهديد كننده باز ميدارد، مگر نه اينكه آمريكائيان و ديگر قدرتهاي هسته اي با تكيه بر توان هسته اي خود اين چُنين مردم عراق و افغانستان را هر روز قصابي مي كنند؟
دشمنان ما گويا
فراموش كرده اند كه ما پيروان مكتب امام علي (ع) و امام حسين (ع) هستيم.
فراموش كرده اند كه دولت و نظام ما مشروعيت خود را همانا بر مبناي ظلم
ستيزي، حق جويي و سازش ناپذيري در برابر دشمنان دين و خدا و اين سرزمين مقدس
بدست آورده است. فراموش كرده اند كه القائات مشتي كارگذار سياستهاي بيگانه
نخواهد توانست در تصميم و اراده ملت ما كه نه تنها مسلمانان جهان بلكه همه
مردم رنجديده جهان به آن چشم دوخته اند، خللي ايجاد نمايد. كساني كه در
تلاشند ما را گام به گام با همراهي عروسكهاي روسي و چيني به مسلخ مشتي اوباش
برند سخت در اشتباهند چه همانطور كه امام ( ره) فرمودند ما فرزندان رمضان
هستيم ما را از تحريم نترسانيد. ما آن لحظه اي كه به عرض امام رسانيدند
هواپيماهاي هيئت مذاكره كننده از مرز هم گذشته است را فراموش نكرده ايم، كه
امام خميني (ره) در پاسخ دستور فرمودند كه هواپيمايشان هم حق برزمين نشستن
در سرزمين ما را ندارد. امروز در سالگرد رحلت آن بزرگ مرد تاريخ سرزمين
مقدسمان، باري ديگر بر راه و مشي آن بزرگوار پاي خواهيم فشرد و چنين يادش
را گرامي مي داريم.
بخشي از توانمنديهاي بازدارندگي خود را در رزمايش بزرگ پيامبر اعظم (ص) با پيروزي به نمايش گذارديم، جا دارد كه در اين مورد به خود بباليم و تلاش خود را در هرچه توانمند ترساختن بنيه دفاعي كشور تشديد نمائيم. پيام صلح و دوستي ما توسط كشورهاي همسايه با خوشحالي دريافت گرديد. آمادگي ما براي برگزاري رزمايشي مشترك مورد توجه قرار گرفته است. اروپائيان به خاطر حركتهاي ناپسند خود بهاي گزافي را دارند مي پردازند كه به تكاپو افتاده اند تا شايد آب رفته را به جوي بازگردانند و روابط تجاري خود را با ما تحكيم سازند. با در نظر گرفتن شرايط كنوني و توان ايجاد شده در گستره هاي گوناگون حيات كشور چه وظايفي را در پيش روي داريم؟ حركت بعدي ما در تداوم، ارتباط و در جريان تلاش شبانه روزي و همه جانبه مجموعه همه ايرانيان، بخوان خرد جمعي، براي دست يافتن كامل به آنچه كه بايد، چيست؟ شرايط لازم براي تشكيل اتحاديه كشورهاي اسلامي بوجود آمده است. پايه هاي تشكيل اين اتحاديه مي تواند با كشورهاي ايران، سوريه و لبنان شكل گيرد و مجلس نمايندگان كشورهاي اسلامي هرچه زودتر با نمايندگاني از از كشورهاي ياده شده بوجود آمده و كار خود را آغاز نمايد. در بعد داخلي مسئله خويشاوند سالاري اين عامل دست و پاگير در استخدام افراد را بايد همچون حذف كنكور يك بار براي هميشه كنار گذارد و اجازه داد تا افراد شايسته و كارشناس در هر عرصه اي به كار گمارده شوند. اينگونه خواهيم توانست بازدهي كار را ارتقاء داده و با توليد كالاهايي نمونه وار خود را براي تسخير بازار كشورهاي جهان آماده سازيم. پيش از اين در بيست آذر ماه 1383 مرتبط با انجام كار مفيد در ادارات چنين نگاشتم؛ ”در ادارات ما مدت زمان كار مفيد بسيار ناچيز بود و بخش اعظم ساعات اداري كارمندان به بطالت و در خارج از اداره براي انجام كارهاي شخصي صرف ميشد. مراجعين و كاربران ما با توهينات و ” برو فردا بيا “ هاي خسته كننده و عصيان برانگيز روبرو بودند و كسي هم جلودارشان نبود. رشوه خواري و خويشاوند سالاري به معضلي سرسام آور مبدل شده بود. كاغذ بازيهاي بي دليل، وقت تلف كردنهاي بي مورد و گاه به منظور اخاذي و رشوه خواري، بي توجهي به آئين نامه ها و گاه تكيه بر موارد و تبصره هاي دست و پا گير مسائلي بودند كه انگيزه كاري مفيد، لذت بخش و موثر را ميزدائيد و به يكي از عوامل مهم فرار مغزها از كشور تبديل شده بود. مقابله با چنين پديده ها و معضل هايي در حال انجام است. البته نسبت نادرست درآمد و هزينه ها اجازه مقابله درست و موثري را نميدهد. چنين پديده هاي منفي و ضد ارزش كه در پيكره جامعه ما جا خوش كرده اند به آساني و بدون برنامه ريزي دقيق زدوده نخواهند شد. پيش از هر حركتي بايد به اين امر توجه داشته باشيم؛ يا بايد بهاي زمين و ساختمان و كرايه خانه و سبد غذايي خانواده ها را مناسب و نسبتاً در مقايسه با حقوق دريافتي حد اقل، كاهش دهيم و يا اينكه حد اقل مزد را نسبت به آنان افزايش دهيم. يك كارگر، كارمند و يا آموزگار بايد بتواند، بدون اشكال و تاخير، منزلي مناسب خود را با قيمت يك سوم حقوق دريافتيش در ماه كرايه نمايد. بدين معنا، به فرض اينكه كرايه يك آپارتمان دو اطاق خوابه مناسب در محله اي متوسط به صورت ميانگين برابر با يك ميليون ريال (صد هزار تومان) در ماه است آنگاه حقوق فرد مستاجر، پس از كسري هاي مالياتي، نبايد كمتر از سه ميليون ريال (سيصد هزار تومان) در ماه باشد. از آن سوي در صورتيكه مقدار كرايه سود سرمايه در ماه را باز نگرداند، آنگاه دولت موظف خواهد شد مابه التفاوت سود سرمايه را به صاحب ملك بپردازد. به ديگر سخن چنين خواهيم داشت كه اگر صاحب خانه به موجب محاسبات درست سود و سرمايه در هر مقطعي براي ملك خود كرايه اي يك ميليون و پانصد هزار ريالي ( يكصد و پنجاه هزار تومان) را مطالبه كند آنگاه مستاجر مورد نظر ما يك سوم حقوق خود را كه همان يك ميليون ريال ( يكصد هزارتومان) است را ميپردازد و تفاوت پانصد هزار ريالي ( پنجاه هزار تومان ) را دولت خواهد پرداخت. اين مبلغ از محل درآمدهاي مالياتي بر مستغلات و املاك برآورده خواهد شد. در همين مقياس هزينه سبد غذايي خانواده ها بايد محاسبه گردد. اين گام نخست در مبارزه با معضلاتي است كه بر ادارات ما حاكم است.“ بر اين باور هستم كه دولت آقاي دكتر احمدي نژاد گامهاي مثبتي را در راستاي حل مشكلات ياد شده برداشته است. ضمن پشتيباني از چنين اقداماتي لازم است يادآوري كنم كه مشكل پايه اي در جامعه ما همانگونه كه بارها و بارها اعلام كرده ام وجود كنكور و ديگر آزمونهاي ورودي دانشگاه ها است. ما توانايي اين را داريم كه براي مهر ماه 1385 بدون كنكور در همه رشته ها دانشجو بپذيريم. اجازه دهيم كه عرضه و تقاضا تعيين كننده انتخاب رشته باشد و نه ديگر ساز و كارهاي مصنوعي. با آرزوي پيروزيهاي بيشتر. والسلام منوچهر رضاوندي بيستم فروردين ماه 1385
خدمت آيت الله خامنه اي رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي
با عرض سلام!
|
|
||||||||||
|
|
دستيابي
كامل به حقوق هسته اى
الف- خروج كامل از سازمان به اصطلاح بين المللي انرژي ( نيروي هسته اي) اتمي آيا ما توانائي اين را داريم كه در چارچوب پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهيي همه كشورهاي داراي سلاح هسته اي را وادار به نابودي زراد خانه هاي هسته اي سازيم؟ در پاسخ به اين پرسش به مطلب مندرجه در بهمن سال 1383 با عنوان پرسشهاي بي پاسخ مراجعه ميكنيم؛
صلح شكننده در جهان امروز ما از چه روي تا به اين اندازه موجبات نگراني مردم را
در سراسر جهان فراهم ساخته است؟ تلاش براي تغيير جغرافياي مناطق گوناگون جهان
براي چه، به سود كه و به خواست چه كساني صورت ميگيرد؟ اقدام براي زبان زدايي در
جهان و از اين طريق اعمال بي فرهنگي در جوامع بي دفاع از نظر نظامي و اقتصادي به
چه منظور انجام ميپذيرد؟ نقش شبكه هاي شبه مافيايي كه حتي رياست جمهوري را هم
ارثي كرده اند تا چه اندازه موجبات تداوم سيطره كشورهايي را فراهم ساخته است؟
در برابر اين پديده هاي به غايت منفي و پرخطر چه بايد كرد؟ زمان تدارك همه
زمينه ها و ذخاير، دست يافتن به فن مقابله و سازمان دادن همه اهرمهاي بازدارندگي
در برخورد با چنين خطري تا چه اندازه محدود و اندك است؟ بيداري و رشد اقتصادي
كشورهاي اروپايي، آفريقايي و ديگر مناطق جهان تا چه اندازه مرهون انقلاب اسلامي
ايران بوده است؟ كدام بعد شكل گيري اتحاديه هاي آفريقا و اروپا مرتبط با امر
دست يافتن به ذخاير نيرو زاي فسيلي بوده است؟ رشد و توسعه كشورهايي كه تا ديروز
صادر كننده نفت خام بودند و امروز تبديل به كشورهايي شده و يا خواهند شد كه خود
به وارد كننده نفت خام تبديل ميگردند تا چه اندازه به تداوم صلح جهاني كمك خواهد
كرد؟ نيرومند سازي بنيه نظامي اين كشورها چگونه خواهد توانست صلح را در جهان به
امري دائمي تبديل سازد؟ آيا دست يافتن عمومي به سلاح هسته اي لازم و اجتناب
ناپذير است؟ آيا كشورهاي داراي سلاح هاي هسته اي توانسته اند خود را از شر و خطر
اشغال بيگانگان بدور نگه دارند؟ آيا خلع سلاح هسته اي زماني بوقوع خواهد پيوست
كه همه كشورهاي جهان بدان دست يافته باشند؟ انتقال ذخاير نيروزا به كشورهاي
نيازمند بدان تا چه اندازه به تقويت صلح مابين آنان خواهد انجاميد؟ آيا رقابت در
دست يافتن به ذخاير نيروزا و نفت و شيمي خونين خواهد بود؟ شكل گيري اتحاديه
هاي سياسي اقتصادي در جهان چه زماني كامل خواهد شد؟ آيا شكل گيري كامل اتحاديه
هاي سياسي اقتصادي، شكل سازمان ملل متحد را هم تحت تاثير خود قرار خواهد داد؟
آيا سازمان ملل متحد در برگيرنده نمايندگان اتحاديه آفريقا، آسه-آن، اروپا، نفتا
( و يا حتي اتحاديه قاره آمريكا ) و كشورهاي اسلامي خواهد بود؟ آيا پس از آن حفظ
محيط زيست در اولويت قرار خواهد گرفت؟ با آرزوي پيروزيها بيشتر براي جنابعالي و كشورمان والسلام منوچهر رضاوندي سوم بهمن ماه 1384 فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران و تهديد هسته اي ژاك شيراك واكنش جامعه بين المللي به اظهارات ”ژاك شيراك“رئيس جمهوري فرانسه در جمع كاركنان پايگاه زيردريايي هسته اي در للانگ فرانسه كه جهان را تهديد به استفاده از سلاح هسته اي نمود بسيار چشم گير بوده است، تا اندازه اي كه دولت فرانسه مجبور به وصله و پبنه كردن سخنان وي شد و برخي آن را شكست و درماندگي سياست خارجي اروپاي نوپا دانستند. اما بايد توجه داشت كه شكست و درماندگي قلمداد كردن سياست هاي اروپا و ديگر صداهاي ضعيف برخاسته از برخي سياسيون اروپا نه به منظور محكوم كردن شيراك به دليل جنگ طلبي و حركتها و رفتارهاي قيم مآبانه فرانسه و دو كشور ديگر آلمان و انگليس بوده است، بلكه به اين خاطر انجام پذيرفته است كه ژاك شيراك نادانسته پته اين كشورهاي به ظاهر مردمي را به روي آب انداخته است كه ديگر نخواهند توانست با فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران آنگونه كه ميخواستند به مخالفت برخيزند. از همين روي تلاش ميكنند كه با تبليغات گسترده و هياهوي محكوم كردن شيراك زمينه را به منظور تداوم دخالتهاي خود در امور داخلي ايران مهيا سازند. آنان مدام سخن از صلح طلبي خود زده و در باره وجود كوهي از كلاهكهاي اتمي در كشورهايشان مهر سكوت بر لب زده اند. با كمال پر رويي با وجود حضور ارتشهاي اشغالگر خود در افغانستان و عراق، كه با تكيه بر سلاح هاي هسته اي جرات حضور در اين سرزمين ها را يافته اند، در تلاش بودند مانع از فعاليتهاي صلح آميز ما گردند. امروز با سخنان ژاك شيراك براي جهانيان روشن شد كه چنين كشورهايي نه حق سخن از صلح طلبي را دارند و نه حق دخالت در امور ايران كبير با بيش از بيست و پنج هزار سال تاريخ تمدن را. من مطمئن هستم دوران سطه جويي اروپائيان و آمريكائيان به پايان رسيده است. تنها راهي كه اروپائيان و آمريكائيان پيش روي دارند همانا فراخواني همه نيروهاي اشغالگر از افغانستان و عراق و پايان دادن به دخالت در امور ديگر كشورها بويژه ايران است. در بهمن ماه سال 1380 چنين نگاشتم؛ ”.....حقيقت اين است كه در هر حال آمريكائيان از منطقه خارج خواهند شد چه با تدبير و معقوليت برخي سياستمداران واقع بين ايالات متحده و چه با زور و مبارزه مردم منطقه. به همين دليل بايد توجه كرد كه بايد از هرگونه تلاش براي عادي سازي روابط با ايالات متحده آمريكا دوري جست و لازم است كه تكرار كنم؛ اولين شرط عادي سازي روابط و مناسبات ما ايرانيان با ايالات متحده آمريكا فراخواني همه نيروهاي نظامي آمريكا از منطقه است. فلات ايران بايد به منطقه صلح, آرامش و بري از نيروهاي نظامي آمريكا تبديل شود.“ چهار سال پس از فرخوان من امروز ايالات متحده آمريكابيش از پيش به درماندگي خود واقف شده است. اگر چه ما دو سال و نيم از وقت گرانبهاي خود را با اين به اصطلاح مذاكرات تلف كرديم ولي حد اقل باري ديگر به اروپائيان نشان داديم اين خود آنان هستند كه جنگ طلبند و براي پيش برد اهداف نامشروع خود متوسل به زور، ايجاد وحشت ”ترور“، جنگ و به رخ كشيدن سلاح هاي هسته اي مي شوند. به باور من پس از سخنان ژاك شيراك، دو راه پيش روي ما و ديگر كشورهاي عضو سازمان بين المللى نيروي اتمى وجود دارد؛ الف- خروج كامل از سازمان به اصطلاح بين المللي نيروي اتمي ب – در صورت باقي ماندن در اين سازمان بايد با همه نيرو كارزار خلع سلاح هسته اي را به صورت زمان بندي و برنامه ريزي شده درجهان پيش بريم و اجازه ندهيم كه كشورهاي داراي سلاح هسته اي هرزمان كه خواستند عليه ديگر كشورها زور گويي كرده و يا دست به اشغال آنان زنند. برنامه تحقيقات صلح آميز هسته اى ما با همه توان و ظرفيت بايد تداوم يابد و در اين ارتباط نبايد پاي هيچگونه مذاكره اي با كشورهاي داراي سلاح هسته اي نشست. چه امروز ما توانائي آن را داريم به دخالت و زور گويي آنان در امور كشور خود پايان دهيم. منوچهر رضاوندي بهمن ماه 1384 هجري شمسي
بسمه تعالي حضور رياست محترم مجلس شوراي اسلامي ايران جناب آقاي حداد عادل با عرض سلام و تبريك به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد قربان
زبان فارسي زبان مشترك همه ايرانيان است. گسترش، حفظ، تحول و تكامل زبان و فرهنگ ايراني زمينه هاي وحدت مردم همه فلات ايران را، جدا از مرزهاي سياسي آن، فراهم خواهد ساخت. هر حركتي در جهت تضعيف زبان و فرهنگ اين سرزمين مانعي در برابر وحدت اين مجموعه است. نگهداري، آراستن و پيراستن زبان فارسي وظيفه تك تك همه كساني است كه خود را ايراني ميدانند و از اين سرزمين بهره ميگيرند. زبان، فرهنگ و انديشه هاي ايراني به گونه اي زنده به هم مرتبط هستند. هرگونه نقص در هر بخش از آن زياني جيران ناپذير بر مجموعه هستي فرهنگي ما وارد ميسازد. براي نمونه ايجاد نقص در زبان، ابهام گويي، تنبلي در استفاده از زبان رسمي و استفاده از زبان كوچه بازاري و محاوره در رسانه هاي گروهي، برگيري واژه بيگانه و تركيب آن با زبان فارسي منجر به فقر فرهنگي و بي رنگي انديشه ميگردد چه انتقال دستآوردهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي وبويژه دستاوردهاي اسلامي ما را آنگونه بايد و شايد ناممكن ميسازد كه در نهايت نسل هاي فردا را به تكيه بر بيگانگان ناچار مي سازد. زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است. وارد ساختن هرگونه صدمه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگيري زبان علمي و فني ما را دچار نقصان و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد. استفاده از لغت هاي بيگانه، تحميل زبان كوچه بازاري ( آتش = آتيش + را = رو + آن = اون + ميگويد = ميگه + شده است = شده + ميشود = ميشه + به او ميگويد = بهش ميگه + چه چيزي = چي چي و صدها نمونه ديگر) در برنامه هاي خبري، علمي و اقتصادي صدا و سيما هر روز بيش از پيش دامنه ميگيرد. امروز شاهد تكرار و تداوم غلط گويي و اصرار در بكار گيري لغت هاي بيگانه و تخريب زبان فارسي هستيم. در سال گذشته زبان كوچه بازاري زبان مسلط در بيان اخبار صدا وسيما گشته است و به هيچ وجه به نظر نمي آيد به انتقادات و درخواست هاي اديبان، اساتيد و صاحب نظران توجهي بنمايند بلكه بي پروا و بي توجه به زيانهايي كه از اين رهگذر متوجه نسلهاي امروز و فرداي اين سرزمين شده است، كماكان به استفاده از زبان محاوره ادامه داده ميشود. در اين راستا مخاطبان آسيب پذير اخبار دانش آموزي و دانشگاهي ( به بهانه اينكه زبان كوچه بازاري و محاوره دوستانه تر است ) در معرض خطر بيگانه شدن با زبان رسمي كشور قرار گرفته اند. پيشنهاد ميكنم؛
والسلام با احترام منوچهر رضاوندي بيستم دي ماه 1384 رونوشت به روزنامه هاي رسمي كشور
اهداف هنرنمايش هر اثر هنري از جمله هنر نمايش چهار منظور را در برميگيرد؛ 1- دوباره سازي رخداد و برشي از زندگي 2- ارائه پيامي، كه مي تواند اخلاقي، تاريخي، اجتماعي، هشدار دهنده، عاطفي، زيستي، و يا سياسي باشد. 3- غلبه بر ناتواني و عجز ، برآوردن آرزويي خيالي و بيان دنياي تخيلي ي به وجود آورنده اثر 4- باز آفريني شرايطي به منظور:
غنابخشي سخنوري و بدايع زبان و ادبيات ملي.
شكل نمايش؛ نمايش يا با كلام است و يا بي كلام. عروسكي است و يا زنده . در هر حال و در مجموع نمايش يا خنده آور است، يا حزن آور و يا تركيبي از هر دو. مي تواند داراي پاياني خوش و يا ناخوشانيد و غمگين باشد. نمايشي جذاب و قابل تماشا است كه كيفيت، توانايي و قابليت ايجاد؛ رغبت، دلهره، انتظار و توقع متداوم و غير قابل انقطاع را در تماشاچي تا پايان نمايش داشته باشد. جذابيت نمايش آنچه كه تماشاچي را به تماشاي نمايش ترغيب ميكند عبارتند از:
دلهره، انتظار و توقعات ايجاد شده مرتبط با ايجاد گره هاي متناسب و متكي بر مضمون اصلي نمايش شكل ميگيرند. توانايي نويسنده در پرورش و بوجود آوردن گره ها، رمز و رازها، نهفته ها و پرسشها، ضامن اصلي ايجاد كشش لازم براي جلب توجه تماشاچي تا پايان نمايش است. اين مقدمه نسبتاً بلند در جهت بيان مطلبي است كوتاه. در راستاي پرسشهايي است كه بايد با خود مطرح سازيم؛ برنامه هاي نمايشي و سرگرم كننده و مجموعه هاي صدا و سيماي ما تا چه اندازه با معيارهاي ياد شده و ديگر معيارهاي ملي، مذهبي و اعتقادي ما در انطباق هستند؟ چگونه خواهيم توانست توليدات خود را هرچه بيشتر در راستا ي چنان معيارهايي نزديكتر سازيم؟ آيا معيارهاي خود را دسته بندي و الويت بندي كرده ايم؟ آيا برنامه ساخت فيلمها و مجموعه هاي تاريخي را كه پاسخگوي تاريخ و فرهنگ بيست و پنج هزار ساله ما باشد را ريخته ايم؟ آيا توجه داريم كه اگر ما خود تاريخ سرزمينمان را به صورت فيلم و مجموعه ها به نمايش نگذاريم ديگران يعني همانهايي كه همواره تاريخمان را به تحريف كشانيده اند، دوباره و چند باره ما را، زيستمان را انسانيتمان را، شعور و فرهنگ و تمدنمانرا تحريف نخواهند كرد و ما را غير از آنچه كه هستيم به نمايش نخواهند گذارد؟ اميد به آينده بسيار است، اما بيم ما از چيست؟ چه ترسي از اينكه دوران هخامنشي و يا پيش از آن را آنگونه كه بايد به نمايش درآوريم. آيا اينكه برخي شاهان سرزمين ما ظالم بوده اند بايد گذشته خود را لعن و نفرين كرده و به تحريفهاي غربيان در مورد تاريخ كشورمان بسنده كنيم? آنكه ظالم است طبيعتاً ظلمش را بايد كه گفت و آنكه كشور ساخته است را وصفش نيز. اينكه برخي از مجمو عه هاي صدا و سيماي ما به جاي رفع تنش كار روزانه، تنش مضاعفي را هم به تماشاچي تحميل مي كنند از كجا ناشي مي شوند؟ تنش روبرو شدن با خرواري از واژه هاي بيگانه كه ميروند تا، تاروپود فرهنگ ايراني و اسلامي ما را به نابودي بكشند. تنش روبرو شدن با صحنه هايي تكراري، غير كيفي و به راستي مسخره كه با لوده بازي هاي حقيرانه هم برابر نيستند. آيا نمايش اين گونه مجموعه ها توهين به تماشاچي ايراني نيستند؟ در جهان به طور عام و در كشور ما به طور خاص تقسيم كار هر روز در حال گسترش است. در چنين شرايطي چگونه است كه نويسنده، بازيگر، كارگردان و ...بر عهده يك نفر است؟ آيا اين خود بدان معنا نيست كه فرد مورد نظر جز خود كسي را قابل كار نميداند؟ و يا اينكه براستي ما در سرزمينمان با كمبود افرادي تحصيل كرده، كاردان و زبده روبرو هستيم؟ يا اينكه خويشاوند سالاري در بدنه مجموعه جامعه فيلم و فيلم سازي ما رخنه كرده است و اجازه ورود افراد كاري و مستعد به كار را به اين عرصه نمي دهد؟ در اين راستا پرسشهاي بيشماري را ميتوان مطرح ساخت كه در اين نوشته مجالي براي طرحشان نيست. با وجود كاستي ها آنچه كه مايه دلگرمي و اميدواري است اين حقيقت است كه در نظام و سازمان صدا و سيماي ما گوش شنوا هست. نيت درست و پاك است. سمت و سوي كارها و سياستگذاريها همان است كه بايد باشد. همان است كه مردم ما برايش از خود گذشتند. شاهديم كه هر روز برنامه هاي ما با كيفيتي برتر از پيش ارائه ميشوند.اين به خودي خود قابل تقدير است. بايد اين بخش از كار و رويكرد را تداوم بخشيد. بي ترديد با تكيه بر حق و با پشتكار و سخت كوشي آينده از آن ما است. با آرزوي پيروزيهاي بيشتر و السلام منوچهر رضاوندي ارديبهشت 1383
|
|
تا تاريخ خرداد 1385
+