به نام خداوند بخشنده مهربان

آزموده را آزمون خطا است
حضور رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد

با عرض سلام و ادب
 
جناب آقاي رئيس جمهور توجه بفرمائيد كه غرب در مجموع علاقه اي به آنچه در بسته پيشنهادي آمده است ندارد (متن بسته پيشنهادي در زير آمده است). آنچه آنان بدان توجه دارند ادامه بي حرمتيها و صدور امر و نهي هائيست كه خود را در انديشه مردم جهان صلح طلب و ما را غير از آنچه كه هستيم جلوه دهند. مردم جهان به پوشالي بودن صدور چنين دستورات و امر و نهي هايي واقفند و آنچه ما بايد بدان توجهي جدي مبذول داريم همانا حفظ عزت و احترامي است كه طي 25 هزار سال تاريخ خود بدست آورده ايم. سخنراني اوباما رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا كه امشب، پنجشنبه شب نهم مهر ماه 1388 در عكس العمل به نشست نمايندگان كشورمان با به اصطلاح كشورهاي پنج + يك انجام گرفت قابل توجه است چه وي بلافاصله آغاز به صدور دستورات از پيش آماده شده خود نمود و بايد گوئي هايش را به گونه اي بر زبان مي آورد كه انگار از ما خطايي سر زده است و ما شرمنده از خطاي خود و  تحت فشار آنان به سر ميز مذاكره كشانيده شده ايم.

در حسن نيت سردمداران نظام جمهوري اسلاميمان با ارائه بسته پيشنهادي هيچگونه شكي نيست. در ظلم ستيزي و فرهنگ سازي مردم سرزمين عزيزمان ايران ترديدي وجود ندارد. خصلتها و بافرهنگ بودن مردم ما را خود غربيان در درازناي تاريخشان بر زبان آورده اند. اينان  كه خود بر كوهي از سلاح هاي هسته نشسته اند و هر روز نسل تازه اي از سلاح هاي كشتار جمعي را توليد مي كنند براي پرده پوشي بر اعمال و جنايات رنگارنگشان در عراق و افغانستان مظلوم، افكار عمومي را با فعاليتهاي فن و فناوري هسته اي ما مشغول سازند.

سخن از عدالت، احترام به حقوق ملتها ،  جلوگيري از خشونت و نظامي‌گري، جلوگيري از تروريسم و عوامل ايجادکننده و تقويت‌کننده آن و .و و...... براي آنان بي معنا است. سير رويدادها در جهان اين ادعاي مرا به اثبات رسانيده است. در ظلم ستيزي در حسن نيت و شريف بودن جنابعالي نه ترديدي است و نه خشي و از همين روي است كه در گوشه و كنار جهان مردم نام فرزندانشان را نام شما بر مي گزينند و دست دعايشان براي تندرستي و بقاي شما بر آسمان است. همين مردم، غرب امروز را با همه ظلمها و بي حرمتيهايش آزموده است ديگر نيازي به آزمون نيست بلكه نياز به فردي ظلم ستيز چون شما است. نياز به مردان و زناني است كه حرمت انساني، عدالت، شجاعت در برابر زورگويان و مهرباني را پيشه خود كرده اند. مردم ما و جهان به اين واقعيت ديرزماني است پي برده اند كه آزموده را آزمون خطا است. من بر اين باور هستم كه پس از صدور فرمانها و امر ونهي هاي امروز اوباما در مقابل حسن نيت و عدالت جويي ما خروج از پيمان به اصطلاح منع گسترش هسته اي در دستور روز قرار گرفته است.

برايتان در ساختمان ايراني آبادتر از خداوند متعال پيروزيهاي بيشتري را آرزومند هستم.

با احترام

منوچهر رضاوندي

نهم مهر ماه 1388

  متن كامل بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران
با تاکيد بر ضرورت پايبندي به اصول عدالت قانونگرايي به رسميت شناختن حقوق ملتها احترام به حق حاکميت کشورها تحکيم صلح و ثبات منطقه‌اي و جهاني پرهيز از انحصارگرايي و تهديد احترام به دموکراسي ارزش‌هاي انساني و فرهنگ ملت‌ها و با اعلام برائت از بي‌عدالتيها و بي‌قانونيهاي اعمال شده نسبت به حقوق ملتها:

جمهوري اسلامي ايران معتقد است طيف وسيعي از موضوعات نظير مسائل امنيتي تحولات منطقه‌اي و جهاني انرژي هسته‌اي تروريسم دموکراسي و ... وجود دارد که به‌طور جدي ظرفيت زيادي را براي همکاري دارا مي‌باشد. اين مباحث در کنار موضوعاتي نظير مبارزه با مواد مخدر و حفظ محيط ‌زيست مسائل اقتصادي تکنولوژيک تجاري و به‌ويژه انرژي فرصت‌ها و زمينه‌هاي بسيار خوبي را براي همکاري‌هاي سازنده فراهم مي‌آورد. لذا با توجه به تحولات حادث در سطح منطقه‌اي و جهان ارائه طرحي نو و تکامل يافته از تعامل ضرورت مي‌يابد.

هدف اصلي جمهوري اسلامي ايران در دور جديد مذاکرات توافق همه‌جانبه مبتني بر حسن‌نيت دسته ‌جمعي براي تحقق همکاري‌هاي بلندمدت طرفين و تحکيم صلح و امنيت پايدار منطقه‌اي و بين‌المللي مبتني بر عدالت مي‌باشد. ما بر اين باوريم که اين مذاکرات ظرفيت آن را دارد که در ادامه از ساير دولت‌هايي که براي همکاري حول اين بسته ظرفيت‌ها و علايق لازم را دارند نيز دعوت به عمل آيد. نتيجه اصلي دور جديد مذاکرات توافق درباره «تعهدات دسته‌جمعي» در زمينه همکاري‌هاي اقتصادي سياسي منطقه‌اي ـ بين‌المللي هسته‌اي و امنيت انرژي است. لذا ما آمادگي داريم مذاکرات همه‌جانبه و فراگيري را بر مبناي موضوعات ذيل آغاز نماييم:

الف) موضوعات سياسي و امنيتي:
1ـ دفاع از حقوق و کرامت انسان‌ها و احترام به فرهنگ ملت‌ها از مهم‌ترين دغدغه‌هاي جامعه بشري است که گفتگو براي تحقق شايسته آن ضرورت دارد.
2ـ گفتگو درباره تقويت ثبات و تحکيم صلح عادلانه و پيشرفت مردم‌ سالاري در جهان و منطقه بر مبناي:
ـ احترام به حقوق ملتها و منافع ملي آنها؛
ـ کمک به حاکميت ملي کشورها بر مبناي روش‌هاي مردم‌سالارانه؛
ـ جلوگيري از خشونت و نظامي‌گري؛
ـ جلوگيري از تروريسم و عوامل ايجادکننده و تقويت‌کننده آن.

بر اين مبنا جمهوري اسلامي ايران آماده گفتگو براي همکاري در جهت تقويت ثبات و تحکيم صلح عادلانه و پيشرفت مردم‌سالاري در مناطقي است که از بي‌ثباتي نظامي‌گري خشونت و تروريسم رنج مي‌برند. اين همکاري مي‌تواند در نقاطي از جهان به خصوص خاورميانه بالکان آفريقا و آمريکاي جنوبي شکل‌ گيرد. همکاري براي کمک به مردم فلسطين در جهت يافتن طرحي جامع پايدار دموکراتيک و عادلانه براي حل موضوع 60 ساله فلسطين مي‌تواند نمونه‌اي از اين همکاري‌ها باشد.

3ـ مبارزه با تهديدهاي مشترک امنيتي و گفتگو براي تحقق همکاري دسته جمعي جهت مبارزه با عوامل ايجاد کننده و تقويت‌کننده تهديدهاي امنيتي ذيل:
ـ تروريسم؛
ـ مواد مخدر؛
ـ مهاجرت‌هاي غيرقانوني؛
ـ جرائم سازمان يافته.

ب) موضوعات اقتصادي:
1ـ همکاري در زمينه انرژي و امنيت آن در عرصه‌هاي توليد عرضه انتقال و مصرف.
2ـ همکاري در زمينه تجارت و سرمايه‌گذاري.
3ـ کمک عمومي به رفع فقر از کشورهاي ضعيف و تلاش براي کاهش فقر و فاصله طبقاتي.
4ـ کاهش آسيب‌هاي ناشي از نوسانات شديد قيمت‌ها و باز تنظيم مناسبات پولي و مالي جهان براي حمايت از کشورهاي جهان.
 

ج) موضوع هسته‌اي

در ارتباط با موضوع هسته‌اي ايران آماده است در يک نگرش جامع و به عنوان عضوي فعال و موثر از (ان پي تي )و آژانس موضوعات ذيل را در دستور کار قرار دهد:
 اطمينان بيشتر از عدم انحراف فعاليت‌ هسته‌اي کشورها؛
2ـ ايجاد کنسرسيوم غني‌سازي و توليد سوخت هسته‌اي در نقاط مختلف دنيا از جمله ايران؛
3ـ همکاري مشترک براي دستيابي و بهره‌گيري از فناوري صلح‌آميز هسته‌اي و تسهيل بهره‌مندي عموم کشورها از آن؛
4ـ تحقق خلع سلاح هسته‌اي و تعيين کميته‌اي براي پيگيري اين موضوع؛
5ـ تقويت نظارت آژانس بر فعاليت هسته‌اي کشورها؛
6ـ همکاري‌هاي مشترک در ايمني و حفاظت فيزيکي هسته‌اي.

د) جمهوري اسلامي ايران در چارچوب اين بسته آماده شروع مذاکراتي جدي و هدفمند براي نيل به نتيجه‌اي مشخص مي‌باشد. اين مذاکرات مي‌تواند پس از دوره‌اي مشخص (حداکثر 6 ماه) مورد ارزيابي قرار گرفته و درباره ادامه آن تصميم‌گيري شود.

 

 

تداوم ساختمان ايراني آبادتر
اكثريت مطلق جامعه مستقيم يا غير مستقيم منتخبشان يعني دولت را براي اداره كشور،  پاسداري از حقوق اجتماعي خود  و به منظور برپايي زيستي قانون گرا و شايسته بر مسند قدرت مي نشاند، بدين معني كه با شركت در انتخابات ابزار حاكميت سياسي را به نماينده منتخب خود واگذار كرده و اين چنين دولت را بر كليت جامعه حاكم مي گرداند. در نتيجه مي توان گفت كه  مردم سالاري همان ابزار حاكميت دولت بر مردم است.
شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود, بسته به درجه اي از بلوغ, رشد, و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگون زيست اجتماعي است كه تبلور آن در نهادهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي جامعه قابل مشاهده خواهد بود. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا, خود عميقاً ريشه در ميزان بغرنجي و تكامل آگاهي, دانش, فن, ادبيات, هنر, سازمان, سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد.

شركت هشتاد و پنج در صد از مردم كشور ما در انتخابات 22 خرداد ماه 1388 رياست جمهوري دوره دهم نشانگر ارتقاي كيفي مردم سالاري در جامعه ايراني ما است. مردم ما يكپارچه هنگامي براي دوره دهم به پاي صندوقهاي راي رفتند كه كشور عزيز ما در پرتو رهبري مدبرانه رهبر معظم انقلاب و تلاش خستگي ناپذير و صادقانه دكتر محمود احمدي نژاد، همه جوانان و ديگر دلسوزان كشور توانسته است در عرصه هاي گوناگون به دستاوردهاي سترگي نائل گردد.
با نگاهي گذرا به بخش كوچكي از دستاوردهاي دولت نهم به آساني مي توان قانع شد كه مردم سرزمين ما آگاهانه و يك پارچه به پاي صندوق هاي راي رفتند، حماسه آفريدند و با اكثريتي       چشم گير به تداوم رياست جمهوري دكتر محمود احمدي نژاد راي دادند؛

دولت نهم حول محور تحقق بخشيدن به مطالبات بر زمين مانده مردم شكل گرفت و در اين راستا نيز عمل كرد. رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت در سال 1386 نسبت به سال 1383 را به بيست در صد افزايش داد.

با طرح ايجاد بنگاه هاي اقتصادي زودبازده توانست نرخ بيكاري را از 9/11 درصد در بهار 1384 به 6/9 در صد در بهار سال 1387 تقليل دهد و متوسط حقوق بازنشستگان را كه در سال 1383 برابر با 139هزارتومان بود به مبلغ 458هزار تومان در سال  1387 افزايش دهد كه در صد رشد آن برابر با 229 در صد است.

دولت به منظور رفع، تبعض، بي عدالتي و واپس ماندگي هاي مانده از پيش در بخش هاي گوناگون كشور سياست تمركز زدايي و نظارت نزديك در برنامه ريزي را با سفرهاي استاني آغاز كرد، كه نسبتا ًمنجر به تقليل كاغذ بازيهاي اداري شده و بر بستر چنين شيوه اي از اداره كشور،  چابك و  روانتر به معضل تبعيض و بي عدالتي ها برخورد نمود. دولت نهم اينچنين با تكيه بر آرمانها و ارزشهاي ايراني اسلامي ابتكار عمل را در خلق شيوه هاي نوين اداره كشور به دست گرفت. اين شيوه اجرايي نوينِ دولت مورد توجه و  استفاده دول اروپايي از جمله دولت براون در انگلستان قرار گرفت.

از آنجا كه كشور ما نيازمند پيشرفتي تصاعدي در گستره هاي گوناگون زيست اجتماعي خود است دولت نهم با توجه به اين ضرورت مهم،  همه توش و توان خود را وقف ايجاد فرصت و شتاب بخشي به امر نو آوري در بخش ها و عرصه هاي متنوع دانش و پژوهش قرار داده است. جدول آمار اختراعات ثبت شده طي سال هاي بين 1384 تا 1387 نشانگر بخش كوچكي از اين شتاب بخشي است؛

آمار اختراعات ثبت شده در ايران       

از سال 1342 تا 1357سال

از سال 1357 تا پايان سال 1383

ازسال 1384 تا سال 1387

841 هشتصدوچهل ويك مورد

4640 چهارهزاروششصدوچهل مورد

حدود 20000 بيست هزار مورد

  (ارقام ياد شده برگرفته از كارنامه عملكرد دولت نهم از مرداد 1378 تا بهمن 1387ميباشد)

 دستاوردهاي علمي ما در گستره هاي گوناگون فن آوري نيروي هسته اي، سلولهاي بنيادين و پرتاب نخستين ماهواره اميد پيروزيهاي چشمگيري هستند كه ما را در عرصه جهاني نام آور ساخته اند. اين دستاوردها در شرايطي بدست آمده اند كه ما چند سويه تحت فشارهاي سخت و همه جانبه داخلي و خارجي بوده ايم. 

همه باهم با تكيه و اميد به خداوند متعال تداوم ساختمان ايراني آبادتر را پيروزمندانه تر پيش بريم و بيگانگان را با اتحاد، سخت كوشي و قانون پذيري از دخالت در امور كشور عزيزمان ايران بازداريم .

منوچهر رضاوندي

27خرداد ماه 1388 هجري شمسي

انتخاب باراك اوباما تبلور مبارزات مردم ايالات متحده آمريكا

نومحافظه كاران و نظريه پردازان خودبزرگ بين ايالات متحده آمريكا با اتخاذ سياستهاي جنگ طلبانه و متكبرانه به مدت هشت سال جهان را به عرصه تاخت و تاز نظامي و تهديدهاي گوناگون خود قرار دادند. اشغال و به ويراني كشاندن كشورهاي افغانستان و عراق و ارتكاب جنايتهاي تكان دهنده در حق مردم بي دفاع و بي گناه كشورهاي نامبرده، پايمال ساختن حقوق شهروندي و تحميل مخارج هنگفت اين جنگها بر مردم خود و ديگر ملتها موجب افت و كاهش جدي و جبران ناپذير وجه دولت ايالات متحده آمريكا در جهان و در ميان مردم خود شد.

سياستهاي غلط دولت بوش بحران اقتصادي سنگين و نفس گيري را بر جامعه آمريكا تحميل ساخته است. كشوري كه در دوران رياست جمهوري بيل كلينتون كسر بودجه اي نداشته و از اقتصاد بسيار شكوفايي هم برخوردار بود، در برابر بحران ايجاد شده از سوي دولت بوش، به زانو در آمد، تا جايي كه بوش از "سرمايه داري دمكراتيك" سخن به زبان آورد تا بلكه به حساب مردم و با جيب ديگران به گونه اي خود را از زير بار اين بحران برهاند. اما زندگي درسهاي فراموش نشدني خود را همواره همراه دارد. اين بار درس، درسٍ "حساب" بود و نتيجه اين حساب پس دهي چيزي جز از دور خارج شدن كامل و هميشگي نومحافظه كاران از عرصه سياست و انتخاب باراك اوباما نبود.

سياه پوستان و ديگر رنگين پوستان مبارزات سخت، طولاني و خستگي ناپذير خود را عليه بي عدالتي و تبعيض نژادي تحميل شده از سوي سفيد پوستان ادامه داده اند. ثمره مثبت اين مبارزات در مقاطعي تاريخي خود را به گونه اي و در گستره اي از زندگي اجتماعي و سياسي جامعه آمريكا آشكار نموده و در پايان مجموعه دستگاه دولتي ايالات متحده آمريكا را به اتخاذ رويكردي بنيادين درعملكرد و سياستگذاري وادار ساخته است. انتخاب باراك اوباما در انتخابات سال 2008 مستثني از اين حكم تاريخي نيست. مجموعه عملكرد خونين و زشت دستگاه سياسي نظامي ايالات متحده آمريكا در دهه هاي گذشته ضربات جبران ناپذيري را به اعتبار اين كشور وارد ساخته و زمان آن فرا رسيده بود كه براي ترميمش كاري كرد كارستان كه مي توانست هم پذيرش شكستي مقطعي و آبرومندانه در برابر مبارزات مردمي باشد كه با گوشت و پوست و استخوان خود طعم تلخ تبعيض را چشيده بودند و هم باز گرداندن آبروي از دست رفته. چه كسي بهتر و انسان تر از باراك اوباماي سياستمدار، كوشا، مردمي، سخنور و فرهيخته. او مي توانست زخمهاي برداشته از دهه ها ظلم، ستم و نابرابري بر مردم را التيام بخشد و همزمان اعتبار از دست رفته را به ايالات متحده بازگرداند. چنين شد كه مردم با بوجود آوردن اين فرصت تاريخي كه ثمره رنج ها و مبارزاتشان بود، يكپارچه به پاي خاستند نماينده راستين خود را به كاخ سفيد فرستادند و با اوباما باري ديگر پاي بر صحنه جهاني گذاردند. در قياس بايد گفت كه اين مقطع از تاريخ مبارزات مردم آمريكا كه با پيروزي باراك اوباما در انتخابات رياست جمهوري سال 2008  تبلور يافت با ديگر مقاطع پيروزمند تاريخي مردم اين كشور همخواني بدون چون و چرايي دارد.

در آينده اي نه چندان دور باراك اوباما رئيس جمهور محبوب و منتخب اكثر مردم اين كشور وارد كاخ سفيد خواهد شد. آيا او انتخاب خود توسط مردم را با اعمالي مردمي پاسخ خواهد داد و يا اينكه وي نيز دنباله رو سياست هاي مانده از پيش خواهد بود؟  آيا دستان پشت پرده سياست خارجي ايالات متحده آمريكا او را خواهند گذارد كه زخمهاي كهنه و مانده بر پيكر ايالات متحده را التيام بخشد يا اينكه وي تحت فشار آنان سياستي مغاير با خواست مردمش را برخواهد گزيد؟ اينان پرسشهايي هستند در ذهن و دغدغه اي در خاطر. طبيعتاً انتظار از وي بسيار است. اما حد اقل آنچه كه از او در مجموع انتظار مي رود خارج ساختن هرچه زودتر نيروهاي نظامي ايالات متحده آمريكا از عراق و افغانستان است. باراك اوباما با چنين كاري ميتواند اقتصاد بيمار آمريكا را بهبود بخشيده و نخستين گام را در راه عادي سازي روابط خود با كشور ما بگشايد. ما ايرانيان اميدوار هستيم كه باراك اوباما سياستي واقع بينانه و به دور از تنش و دخالت در امور كشور ما را پيش گيرد. اگر چه وي پيش از اين سخن از اين رانده بود كه مانع از دست يابي ايران به سلاح هسته اي خواهد شد. اما اين ادعاها، به شهادت همه بازرسان بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي بي پايه بوده و نامي جز فرافكني بدان اطلاق نمي شود.  بايد توجه نمود اين خود ايالات متحده آمريكا است كه كماكان به متحول ساختن سلاح هاي هسته اي دست مي زند و اگر قرار است سخني در باره سلاح هسته اي به ميان آيد پيش از همه روي سخن با خود آمريكائيان خواهد بود.  

بايد توجه كرد دو اتحاديه اروپا و آفريقا شكل گرفته اند. اتحاديه ها و پيمان هاي منطقه اي ديگر نيز شكل گرفته و يا در حال شكل گيري هستند. بدون ترديد اتحاديه خاورميانه يا به گفته خود آمريكائيان "خاور ميانه بزرگ" شكل خواهد گرفت. اميد اين است كه دولتمردان آمريكايي و در راس آن آقاي باراك اوباما به اين امر واقف شوند كه خروج نيروهاي آمريكائي از خاورميانه و شكل گيري اتحاديه كشورهاي خاورميانه نه تنها زياني را متوجه آنان نخواهند كرد بلكه در دراز مدت به سود آنان هم خواهد بود. بدون ترديد نفت و فراورده هاي توليد شده در كشور ما و ساير كشورهاي خاور ميانه تنها مصرف داخلي نخواهند داشت بلكه به بازارهاي جهاني هم عرضه خواهند شد. آقاي باراك اوباما و دولتش به اين امر واقف هستند كه دوران تاراج منابع نفتي و به رايگان بردن آن با زور نيروي نظامي و ترفندهاي سياسي به پايان رسيده است. همانگونه كه بازار و دستان نامريي نرخ كالاهاي آمريكائي را تعيين مي كند نرخ نفت و فراورده هاي نفت وشيمي( پتروشيمي) هم از اين امر مستثني نخواهد بود.

منوچهر رضاوندي

چهاردهم آبان 1387

 

 

 

چرخشي در رويكرد ايالات متحده آمريكا

ايالات متحده آمريكا و متحدان غربيش همواره در تلاش بوده اند موضوع هسته اي ايران را ”مشكل“ و ”مسئله اي“ جهاني تعريف نمايند و اينكه همواره آن را در اذهان عمومي تازه نگه دارند. دنبال كردن ”مذاكره“ ما را در دايره حيله اي وقت گير و توهين آميز نگه ميدارد. ما خود و بادست خود با شركت در اين به اصطلاح ”مذاكرات“ تنور تبليغات عليه خود را گرم نگه داشته ايم. ما در واقع تبديل به هيزم بيار معركه اي شده ايم كه خود را در آن بسوزانيم. ما با سختي و سخت كوشي توانستيم خود را از چنگال ”تعليقي“ رها سازيم كه زيانهاي جبران ناپذيري را بر روند پيشرفت ما وارد ساخته بود.

بسيار خنده دار است كه سردمداران كشورهاي داراي سلاح هسته اي، كه خود سلاح هسته اي را عليه مردم بي گناه جهان بكار برده اند و مدام تجهيزات اتمي خود را بروز مي نمايند، گرد هم آمده و تصميم گرفته اند بنگاهي را شامل كشورهاي فاقد سلاح هسته اي بنياد نهند و آنان اعضاي را متعهد نمايند در آينده سلاح هسته اي توليد نكنند! بسيار جالب و خنده دار است نيست؟ بدتر و خنده دارتر از آن اين كه ما ايرانيان تحت فشار هاي همه جانبه قرار مي گيريم تا مبادا به دانش هسته اي دست يابيم. با فرافكني ما را به هر آنچه كه لايق خود آنان است متهم ميسازند. در اين بنگاه الم شنگه راه مي اندازند و ما را وادار مي سازند تا نيروي خود را صرف رفع "اتهام" زدايي از خود كنيم. به هر سوراخ سنبه اي از كشورمان سر مي كشند. در اين راستا تعليق را هم بر ما تحميل مي سازند. و ديديم كه همه كشور يكپارچه و با همه نيرو به حركت در آمد تا توانستيم از شر اين تعليق تحميلي برهيم. به نظر، ما هنوز از آنچه كه بر سرمان آمده است درسي كافي بر نگرفته ايم و كماكان به حضور در اين بنگاه بيگانه ساخته پاي مي فشاريم، چرا؟

برخوردهاي دوگانه محمد البرادعي در ارتباط با موضوع هسته اي ايران به روشني نشان از اين دارد كه تصميمات بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي تحت تاثير مستقيم سردمداران غرب قرار دارد.  مهم نيست تا چه اندازه ما به بازرسان اين بنگاه اجازه بازرسي تاسيسات خود را داده باشيم، صلح آميز بودن فعاليتهاي ما براي آنان هيچگونه اهميتي ندارد. آنان ميخواهند ما را از دست يافتن به دانش هسته اي بازدارند و به همين دليل هر زمان كه بخواهند به دروغ متوسل مي شوند و با تهمت، افترا و ديگر شيوه هاي غير اخلاقي ما را تحت فشارهاي همه جانبه قرار خواهند داد. ما تنها در صورتي خواهيم توانست مانع از اقدامات آنان بشويم كه نيرو و توان  بازدارندگي خود را در عرصه هاي گوناگون توسعه بخشيم. با استفاده از اصطلاحات، ادبيات و زبان غرب نميتوان به مقابله با آنان برخاست.

در مجموع پافشاري ما به تداوم تحقيق در همه عرصه هاي علم و فن و برخوردها و اتخاذ سياستهاي خردمندانه رهبري نظام با تكيه بر يكپارچگي مردم مصمم و سخت كوش ما در دفاع از كشور و  ساختمان ايراني آباد و سرفرازتر بوده است كه به گونه اي جدي راه را بر دشمنان بسته و آنان را درمانده به دندان قروچه و هذيان گويي واداشته است و نه ماندن و درجا زدن در اين "بنگاه". گزارشهاي ضد و نقيض اين "بنگاه" در باره فعاليتهاي هسته اي ما و چشم پوشي باز هم اين  بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از فعاليتهاي ديگر كشورهاي داراي سلاح هسته اي خود گويا و دليلي ديگر بر اين ادعا است كه اهداف بشر دوستانه و استدلال هاي درست و صادقانه را در اين  "بنگاه" گوش شنوايي نيست. خلاصه اينكه ما كشوري صلح دوست هستيم و خروج از اين بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي هم ما را جنگ طلب نخواهد كرد ولي دست كم به دخالت و تحمل تحقير مورد بازرسي بيگانگان قرار گرفتن پايان خواهد داد.

همه جهان به اين امر آگاه است كه ما كشوري صلح دوست فرهنگ ساز و گهواره تمدن جهان هستيم. در نتيجه نيازي به اين نداريم كه با امضا و تعهد و عضويت در اين و يا آن بنگاه بيگانه ساخته به جهان بفهمانيم كه صلح و نوع دوستي سرلوحه زندگي ما است. ما به عضويت بنگاهي در آمده ايم كه گردانندگانش تحت نفوذ كشورهاي داراي سلاح هسته اي هستند. معلوم نيست كه حضور ما در اين بنگاه به چه منظور است.

پيش از اين در اين باره گفته بودم وجود ما در اين بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي (آژانس بين المللي انرژي اتمي) بدون توجيه است. اگر قرار بود در اين بنگاه حلوا تقسيم كنند ما را از آن سهمي نمي بود چه آنگاه با دلايل بسيار به ما ثابت ميكردند كه ما قانوناً عضو آن بنگاه نيستيم.   آيا واقعاً ما خواهيم توانست ايالات متحده آمريكا و ديگر دولتهاي داراي سلاح هسته اي را وادار به نابودي زرادخانه هايشان كنيم؟ اگر پاسخ به اين پرسش مثبت است آنگاه  پرسشهاي ديگري مطرح مي گردند، چگونه و با چه نيرويي؟ در غير اين صورت بايد از خود پرسيد به چه دليلي ما كماكان بر عضويت خود در اين بنگاه بيگانه ساخته اصرار ميورزيم؟

برخي از دلسوزان كشورمان چنين استدلال مي كنند كه نبايد بدست غرب بهانه داد و نبايد آنان را تحريك كرد، از اين روي بايد در بنگاه بيگانه ساخته بين المللي نيروي هسته اي باقي ماند و به بازرسان اين بنگاه حق نظارت بر فعاليتهاي خود را داد. ما سالها فعاليتهاي هسته اي خود را به حالت تعليق درآورديم كه به قول يكي از روزنامه ها تلاش تركيبي از مسئولين بود كه "....... با هنرمندي و در عين شجاعت و صلابت توانست تأسيسات اتمي كشور را يكي پس از ديگري از تعليق خارج سازد" چرا؟ براي اينكه به اصطلاح بر اين باور بوديم نبايد به دست غرب بهانه داد كه نكند تهديدهايشان را عملي كنند. در اين "استدلال" و آنچه كه غرب در گوشه و كنار جهان به بهانه هاي واهي و من در آوردي بر سر مردم رنجديده  جهان مي آورد تضادي غير قابل توضيح به چشم مي خورد. غربيان در صورتي كه عملاٌ بتوانند بدون ترديد هر كشوري را بدون هرگونه بهانه اي به اشغال درخواهند آورد و هر جنايتي را هم برمردمش اعمال خواهند كرد كه امروز شاهد چنين اعمالي در عراق و افغانستان هستيم. 

به در و تخته زدنهاي اخير ايالات متحده آمريكا در ارتباط با فعاليتهاي هسته اي ما به نظر نگارنده راه به جايي نخواهد برد. واقعيت اين است كه آمريكائيها بد جوري در عراق گير افتاده اند. از سويي وجه جهاني آنان به شدت آسيب ديده است و از سوي ديگر مخارج هنگفت نگهداري نيروهاي نظامي در دو كشور عراق و افغانستان اقتصاد ايالات متحده آمريكا را به شدت تحت تاثير منفي قرار داده است. آنان نه مي توانند شكست خورده و سرافكنده از عراق و افغانستان خارج شوند و نه  مي توانند به حضور خود ادامه دهند. آمريكائيها در جستجوي راهي هستند كه بتوانند به اصطلاح آبرومندانه از اين باتلاق خارج شوند. آنان به اين نتيجه رسيده اند كه شايد با ياري كشور نيرومند ما بتوانند با حد اقل سرافكندگي از منطقه خارج شوند. ما هم كه در اين راستا هر آنچه را كه توانسته ايم در ياري رسانيدن به دولت منتخب عراق دريغ نورزيده ايم. آمريكائيان سخن از خاورميانه بزرگ راندند. خاورميانه بزرگ تحت محوريت جمهوري اسلامي ايران مي تواند گزينه اي مناسب براي خروج آمريكائيان از منطقه باشد.  نگارنده پيش از اين در بهمن ماه 1380 چنين نگاشتم: "تنها راهي كه آمريكائيان در اين مقطع از تاريخ پيش روي دارند همانا فراخواني همه نيروهاي نظامي خود از منطقه,  پايان دادن به دخالت در امور ديگر كشورها و از همه مهمتر عدم پشتيباني از كشتار مردم بيگناه و بي پناه فلسطين است.  شواهد و روند رويدادها نشان از آن دارند كه آمريكائيان به سياستهاي مداخله جويانه خود ادامه خواهند داد. اين خود روز به روز و هر روز بيش از گذشته آمريكائيان را در جامعه جهاني به سوي انزواي بيشتري سوق خواهد داد. در اين راستا هستند كشورهايي  كه دوش به دوش آمريكائيان تداوم اين روند را،  كه بي ترديد عليه منافع دور و نزديك ايالات متحده آمريكا خواهد بود،  تشويق و تشديد خواهند نمود و هرچه بيشتر دست آمريكائيان را در پوست گردو قرار خواهند داد. طبيعي است كه ما ايرانيان  به  امر عادي سازي روابطمان با آمريكائيان مي انديشيم و آنرا مورد بررسي هم قرار ميدهيم. اما تازاندن اين عادي سازي، مخصوصاً در اين مقطع به هيچ وجه توصيه نميشود. چه خطر خود بزرگ بيني آمريكائيان هر حركت صلح طلبانه را نشاني از ضعف قلمداد كرده و در نتيجه به ضد خود تبديل خواهد شد........... لازم است كه تكرار كنم؛  اولين شرط عادي سازي روابط و مناسبات ما ايرانيان با ايالات متحده آمريكا فراخواني همه نيروهاي نظامي آمريكا از منطقه است. فلات ايران بايد به منطقه صلح, آرامش و بري از نيروهاي نظامي آمريكا تبديل شود."

آيا ايالات متحده آمريكا به اين امر واقف گشته است؟ به نظر من ضد و نقيض گوئيهاي محمد البرادعي در گزارشهاي خود در باره موضوع هسته اي ايران و تغيير لحن ايالات متحده آمريكا نشان از اين دارند كه چرخشي بنيادين در رويكرد سياسي ايالات متحده آمريكا نسبت به جهان به طور عام و نسبت به كشور ما به طور خاص در حال شكل گيري است، چه با سياستهاي گذشته توان مقابله با تحولات غول آساي سياسي و اقتصادي اتحاديه اروپا، شانگهاي و ديگر اتحاديه ها و پيمانهاي منطقه اي را ندارد. ايران با موقعيت ممتاز فرهنگي جغرافيايي، سياسي، عقيدتي و تاريخيش به قدرتي تبديل شده است كه با سياستهاي مانده از پيش نمي توان با آن برخورد نمود. مجموعه اين تحولات شكل گيري رويكردي بنيادين را در مجموعه دستگاه دولتي ايالات متحده آمريكا در دستور روز قرار داده است. سياستهاي جنگ طلبانه بوش ديگر مورد پسند اين دستگاه نيست. آنان بر اين واقعيت واقف گشته اند، بيش از اين نمي توانند شاهد كاهش وجه خود در جهان باشند. و از آنجا كه چاره اي جز مصالحه با ما را ندارند تلاش خواهند نمود ضمن "حفظ آبرو" با شگردهايي خود را از مخمصه سياستهاي گذشته رهانيده و در جهت "همراهي" با ايران گام بردارند و با حفظ و تكيه بر شبكه شبه مافيايي خود در منطقه آنچه را كه متخاصمانه نتوانستند بدست آورند با "همراهي" بدست آورند.

اظهارات و گزارشات چند پهلوي محمد البرادعي مدير كل بنگاه بين المللي نيروي هسته اي نرم شده و چون گذشته نيستند. از آنجا كه بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از ايالات متحده تاثير به سزايي مي پذيرد، گزارشات نرم اخير محمد البرادعي را بايد نشاني از تغيير موضع ايالات متحده آمريكا قلمداد كرد. ميتوان به درستي پيش بيني كرد كه ايالات متحده آمريكا شگردي ديگر را براي راهيابي به سرزمين ما بكار مي گيرد. اما بايد توجه داشت راه دوستي با كشور ما ايران و عادي سازي روابط با ما شرط و شروطي دارد كه ايالات متحده آمريكا بايد پيش از اين از آن آگاهي يافته باشد.

فرصتهايي در حال شكل گيري هستند كه رهبران ما بايد با درايت هميشگي خود بهره برداري درست را از آن به انجام رسانند.   بايد هشيار بود و از اين فرصت بدست آمده به درستي بهره گرفت و نبايد دست به اقدامات و  اتخاذ سياستهايي نه چندان خردمندانه زد. بايد توجه داشت كه مواضع ايالات متحده آمريكا نسبت به ما كماكان و به گونه اي جدي خصمانه است. نبايد اجازه داد برخوردهاي نرم اخير بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي و ايالات متحده آمريكا ما را از راه اصلي و اصولي كشورمان به بيراهه بكشاند و خداي ناخواسته عزت و سربلندي خود را به گرو گذاريم.  هنوز تا عادي سازي روابط راهي بس طولاني موجود است مگر اينكه ايالات متحده آمريكا به راستيٌ بخواهد به گونه اي شفاف و صادقانه  و با ترك سياستهاي متخاصمانه گذشته در قبال كشور ما  اين روند را با پذيرفتن و به اجرا در آوردن شرطهاي ما تسريع بخشد. آنگاه بدون ترديد خود بهتر از ما ميداند كه حد اقل پيش شرطهاي آغاز مذاكرات عادي سازي روابط با ما عبارت از پايان دادن به اشغال دو كشور عراق و افغانستان با خروج نيروهاي نظاميشان از منطقه و آزاد سازي دارايي هاي مسدود شده ما است.

 والسلام

منوچهر رضاوندي

سوم آذر 1386

 

بنام خداوند بخشاينده مهربان

حضور مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي

با عرض سلام و ادب

بدينوسيله گرمترين شادباش هاي خود را به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد فطر حضور آن مقام معظم .و مردم كشورم تقديم ميدارم.

امروز راهي بس دشوار در ساختمان كشوري آبادتر با شهرونداني آزادتر را با موفقيت پشت سر گذارده ايم. شايد راهي بس دشوارتر را پيش روي داشته باشيم. اما بي ترديد با پشتكار، تجربه و ديگر اندوخته هاي مادي و معنوي خود، با تكيه بر خداوند يكتا و تحت رهبري خردمندانه آن رهبر فرزانه خواهيم توانست آينده را پيروزمند تر درنورديم.

چنين گفته مي شود كه «بازار» تصميم مي گيرد چه، چگونه و براي كه كالايي توليد شود و «دولت» نيز تصميم مي گيرد كه قدرت چگونه توزيع و به چه كسي اختصاص يابد. اين تعريف به خودي خود آزادي را از انسان سلب كرده  و اميد را در دل فرد مي ميراند. اگر اين نظريه را بپذيريم كه؛ آزادي هر فرد در؛

*  كسب دانش, مهارت و توانايي در هر عرصه و ميزاني,

*  مشاركت كامل و در حد توان او در پيشبرد امور جامعه,

*  ابراز عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي را در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد,

*  بهره مندي كامل او از سرمايه اش و هرآنچه كه حاصل كار و انديشه اش هست,

متبلور ميشود. (منوچهر رضاوندي   1374 هجري شمسي )

آنگاه دولت وظيفه اي جز آماده ساختن زمينه هاي آزادتر زيستن فرد و در اين ارتباط ارتقاي سطح دانش و دست يافتن به مهارتهاي لازم جهت هر چه بي نيازتر و آزادتر ساختن تك تك مردم سرزمينمان ايران را نخواهد داشت. آماده سازي چنين زمينه هايي با وجود كنكور و ديگر امتحانات غيرضرور مشابه نشدني است.  چه ما با دست خود از ورود فرزندانمان به دانشگاه به بهانه هاي واهي جلوگيري مي كنيم. آنان را وارد رقابتي بي سود كرده  و در جريان و پايان اين رقابت آنان را دچار افسردگي، تنش و خود بي باوري  مي نمائيم. به اين سخن پيامبر اكرم (ص) بايد توجهي ويژه داشت؛ « زگهواره تا گور دانش بجوي» با توجه به اين گفته، ما هرچه زودتر بايد مبادرت به حذف كنكور و ديگر امتحانات غير ضرور مشابه نمائيم. چه داشتن گواهي پايان تحصيلات متوسطه و پيش دانشگاهي براي ورود به دانشگاه كافي است، مگر اينكه اين فرض نادرست را پذيرفته باشيم كه نظام آموزشي پيش دانشگاهي ما كارايي لازم را ندارد.  در اين صورت اين نظام آموزش پيش دانشگاهي ما است كه بايد، آنگونه بايد سامان داده شود و نه پا فشاري به عدم حذف كنكور.

برايتان از خداوند متعال طول عمر و تندرستي خواستارم.

والسلام

                  با احترام     منوچهر رضاوندي

 

مهر ماه 1386 هجري شمسي

 

برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي!

در طرح پيشنهادي قطعنامه تحريم اروپائي سخن از مسدود كردن حساب مقامات در خارج از كشور به ميان آمده بود. جاي دارد كه اعلام شود اين برخي از مقامات كه قرار است حسابهايشان در خارج از كشور مسدود شود چه كساني هستند؟ تا آنجا كه ما ايرانيان از آن با خبر هستيم همه مقامات كشوري ما افرادي صالح و برگزيدگان مردم سرزمين ما هستند. اين گونه تهمتها اصولاً ره به جايي نخواهد برد. اروپائيان زيركانه در تلاشند ذهنيت مردم كشور ما را نسبت به مقامات كشورمان  آلوده ساخته و در صدد تخريب شخصيت افرادي باشند كه بر احقاق حقوق ما ايرانيان در سطح بين المللي پاي مي فشارند. اين هم بخشي ديگر از تهاجم غرب به پايه هاي استوار دولت و نظام جمهوري اسلامي ما است گويا فراموش كرده اند كه دولت ما برخاسته از راي و خواست قلبي مردم است.

مردم ما با همدلي دست در دست يكديگر به پا خاسته، همت كرده اند تا ساختمان ايراني آبادتر با شهرونداني آزادتر را پيش برند  و هيچ نيرويي نخواهد توانست در اين راه مانعي ايجاد نمايد.  مردم ما به خوبي دريافته اند كه سازمان ملل متحد در عمل نشان داده است توانايي ممانعت از جنگ، كشتار، اشغال كشورها و ديگر جنايات ريز و درشتي كه قلدران جهان به آن دست ميزنند را ندارد. نمونه هاي بارز آن حمله عراق به كشورمان و تحميل هشت سال جنگ، كشتار مردم بي دفاع فلسطين، قتل عام مردم رواندا، اشغال عراق و افغانستان و كشتار روزانه مردم بي دفاع اين سرزمينها است به اين فهرست ميتوان ده ها نمونه ديگر را افزود. نمايندگان ما در سازمان ملل تا به حال تنها براي افشاي هرچه بيشتر چهره دشمنان ملتها حضور يافته اند و لاغير چه ما به خوبي ميدانيم كه سازمان ملل هنوز نتوانسته است گرهي را نه از دست ما و نه از دست ديگر ملتها بگشايد. سازمان ملل متحد ابزاري در دست ايالات متحده آمريكا جهت توجيه سركوب ديگر ملتها ، خرابكاري و ايجاد ترس و وحشت در جهان است.

اگر چه دولتمردان ايالات متحده بالاخره هن وهن كنان و با ترفندهاي گوناگون و به ضرب كاغذ هاي سبز رنگ بي پشتوانه اي  به نام دلار توانستند چند عروسك روسي و چيني ديگري را بفريبند اما بايد گفت و اميدوار بود كه  دوران قلدري و يكه تازي در جهان ديرزماني است به سر آمده است.  چه حضورمفتضحانه و در گل مانده دستگاه  نظامي و سياسي ايالات متحده آمريكا در عراق و افغانستان آغاز و نويدي است بر پايان سيطره غرب در منطقه.

شوراي به اصطلاح امنيت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه اخير خود عليه كشورمان عملاً برگي ديگر را بر ديگر برگهاي ناعادلانه خود نسبت به ملتهاي جهان افزود. اين قطعنامه بيش از پيش اين واقعيت را به اثبات رسانيد كه سازمان ملل متحد وسيله ايست در خدمت منافع نامشروع ايالات متحده آمريكا. البته بايد افزود كه زلزله شكل گيري اتحاديه هايي چون اتحاديه آفريقا، اتحاديه اروپا  و طرح شكل گيري اتحاديه هاي مشابهي ديگر چون اتحاديه كشورهاي اسلامي و اتحاديه كشورهاي آمريكاي جنوبي خواب راحت را از چشمان گردانندگان كاخ سفيد ربوده است. ديديم كه شكل گيري يورو در ژانويه پس از يازدهم سپتامبر فشاري سخت را بر پيكره اقتصاد آمريكا وارد ساخت. طبيعتاً روند شكل گيري اتحاديه هاي مشابه آنگونه است كه موجوديت  سازمان ملل متحد به اين شكل را منتفي خواهد ساخت چه هم اكنون اين سازمان موضوعيت خود را از دست داده است. سازمان ملل متحد در آينده اي نه چندان دور  به مجمع نمايندگان اتحاديه ها تبديل خواهد شد. اين حكم تاريخ است و هيچ  نوشته، تخريب، انفجار، جنگ و اشغال كشوري هم مانع از شكل گيري آن نخواهد شد.

باري، پاسخ ما به صدور اين قطعنامه بدون ترديد پيش از هر عمل شايسته  ديگري،  خروج فوري از معاهده عدم اشاعه ( ان/ پي/ تي) خواهد بود؛ مهم اينكه شايد اين بهترين فرصت ما براي خروج از معاهده عدم اشاعه باشد.  به آن كساني كه ”استدلال“ ميكنند حضور ما در بنگاه بين المللي نيروي اتمي مانع از حمله آمريكا به كشور ما ميشود بايد گفت؛ آمريكائيان هركجا كه بتوانند عليه ما اقدام خواهند كرد،  در نتيجه عضويت ما در بنگاه به هيچ وجه مانع از دشمني ايالات متحده با ما نشده است و نخواهد شد. حتي دشمني آنها نسبت به ما را كم رنگترهم نكرده است؛  ساده انگاري است كه به بهانه هاي واهي به حضور خود در اين بنگاه ادامه دهيم و همواره مورد تحقير قرار گيريم. غرب در برابر قدرت و هيمنه كشور ما ايران و نظامش جمهوري اسلامي ناتوان مانده است تداوم حضور ما در اين بنگاه و عدم خروج فوري ما از معاهده عدم اشاعه اشتباهي جدي بوده و آنچه كه به دست آورديه ايم را به مخاطره خواهد انداخت. متعهد ماندن به تعهدي غير قانوني كه ديگر وجود خارجي ندارد  نه تنها امنيت ملي ما را دچار مخاطرات جدي مينمايد بلكه به حيثيت، اعتبار، شعور و شخصيت جهاني ما نيز خدشه وارد خواهد ساخت، چه هر كودكي امروزه ميداند كه اين بنگاه بيگانه ساخته براي مهار و به  زير فرمان گرفتن ملتها بنياد يافته است  و نه امري ديگر.

خواسته هاي غيرقانوني سازمان ملل متحد و بنگاه بين المللي نيروي اتمي بسيار مضحك مينمايد چه كشورهاي داراي سلاحهاي مرگ آور اتمي و شمييايي و .....  كه خود عملاً آنها را     عليه مردم جهان به كار برده و با تكيه بر چنين سلاح هايي به زورگويي خود در جهان ادامه ميدهند، در مقامي نيستند كه نگران اشاعه چنين سلاح هايي باشند؛ زيرا اخيراً شاهد بوديم دستان هند مسلح به سلاح اتمي و نيرومند را به گرمي ميفشارند و سند همكاري در اشاعه و گسترش هرچه بيشتر آن امضا ميكنند كه مصداق اين سخن است؛ برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي كه در نظام طبيعت ضعيف پايمال است.

ديگر اينكه پاسخ ما به كشورهاي روسيه و چين بايد پاسخي بسيار سنجيده و قاطع باشد.  استقبال چين و روسيه از طرح تحريم مفتضحانه تر از تلاش، خواست و تصميم ايالات متحده آمريكا بود. اين كوچك مردان به ظاهر بزرگ در عمل، با سادگي و شايد ناخواسته،  برده وار مجري تصميمات ”غربي“  شدند كه خود همواره مورد تهاجم و تاخت وتازش بوده و هستند.

 پيش از اين در مورد فرانسه گفته بودم كه تجديد نظر در قرار داد توتال بايد هرچه زودتر فرانسه را بر جا خود بنشاند.

والسلام
منوچهر رضاوندي   
سوم دي ماه1385


حضور رياست محترم جمهوري اسلامي ايران دكتر محمود احمدي نژاد

با عرض سلام

پايداري و ايستادگي دليرانه مردم با ايمان لبنان در برابر تجاوزات صهيونيستهاي اشغالگر تحسين و توجه همه مردم آزاده جهان را نسبت به خود برانگيخته است. در كنار اين توجه مردمي، همياري و همسويي دولتمردان آمريكايي و اروپايي با اين نظام جنايت پيشه تنفر مردم را نسبت به آنان بخصوص نسبت به ايالات متحده آمريكا افزايش داده است. اين واقعيتي است كه امروز ما شاهد آن هستيم. شاهد هم بوده و هستيم كه سازمان ملل متحد هرگز به نفع ما و ديگر كشورهاي اسلامي حتي يك قطعنامه هم صادر نكرده است. برخورد و عكس العمل شوراي به اصطلاح امنيت سازمان ملل متحد نسبت به جنايات رژيم صهيونيستي در قانا نمونه بارز عملكرد، رويكرد و اهداف راهبردي سازمان ملل متحد است. اين سازمان هرگز باري را نه از دوش ما برداشته است و نه از دوش ملتهاي ديگر. سازمان ملل متحد همواره به ضرر ما و در جهت منافع غير مشروع اروپائيان و ايالات متحده آمريكا عمل كرده است. آيا توجيهي براي عضويت و باقي ماندن ما در اين سازمان تحت مهار ايالات متحده آمريكا موجود است؟

 تشكيل اتحاديه ايران و كشورهاي همسايه ضرورتي است تاريخي كه بايد به جاي درجا زدن در كوچه بن بست سازمان ملل متحد بدان پرداخت، چه ما گامهاي لازم را، طي چند سال اخير،  در اين راستا برداشته ايم. به باور من امروز ما در مقطعي از تاريخ جهان قرار گرفته ايم كه سازمان ملل متحد به شكل كنوني اش موضوعيت و كاربرد خود را از دست داده است. اين سازمان جاي خود را به سازمان نمايندگان اتحاديه هاي اروپا، نفتا، آسه آن، آفريقا، كشورهاي اسلامي ( سازمان كنفرانس كشورهاي اسلامي ) و ديگر اتحاديه هاي در حال شكل گيري خواهد داد. ما ضمن محكوم كردن جنايات رنگارنگ قلدران غرب در گوشه و كنار جهان بويژه در لبنان، فلسطين، عراق و افغانستان مي بايد در جهت شكل دادن به اتحاديه ايران و كشورهاي همسايه همه نيرو و امكانات خود را تجهيز و به كار گيريم. اكنون با شرايط بوجود آمده ما توانايي دست زدن به چنين اقدامي را داريم. همسويي خاص برخي از همسايگان ما با غرب نبايد مانع از حركت ما در جهت شكل دادن به چنين اتحاديه اي گردد.

والسلام

منوچهر رضاوندي            نهم مرداد ماه 1385


 
توان بازدارندگي ما
بيگانگان در درازناني تاريخ ديرينه سرزمين ما بسيار كوشيده اند تا كشور ما را در گستره هاي گونه گون جغرافيايي، سياسي، اقتصادي، تاريخي و. . . . .مورد تاخت و تاز قرار دهند. اين دشمني با ما كاملاً قابل فهم است. ما گهواره تمدن جهان هستيم. گويا همه تحريف هاي تاريخي انجام گرفته هم، هنوز نتوانسته است دشمنان ما را راضي نگه داشته و به مقصد برساند، چه خود ميدانند با وجود همه تحريفها ما كماكان مركز و مظهرانسان دوستي، تمدن، تعامل، ازخود گذشتگي و پيشرفت جامعه در بعد اخلاق، فن  و انساني آن هستيم. در دوران حكومت گذشته بسيار تلاش كردند تا معيارها و ضد ارزش هاي خود را بر جامعه ما تحميل كنند، تاريخ بيست و پنج هزار ساله ما را به دوهزار و پانصد سال تقليل دهند،  ما را جهان سوم بنامند، درحال توسعه بنامند و از اين تعاريف تحقير كننده و من درآوردي. امروز هم شاهديم كه با به راه انداختن شبكه هاي ماهواره اي  تهاجم  فرهنگي را عليه زبان و فرهنگ ما تشديد كرده اند و ( برخي از روزنامه ها و مجموعه هاي صدا و سيما با درهم آميزي زبان بيگانه با زبان فارسي، غلط گويي و شكستن فعل ها در گزارشات رسمي و اخبار، عنوان بندي ها به زبان و حروف بيگانه و اشاعه آن در ميان مردم نمونه هايي از تاثير گيري هاي مخرب از برنامه هاي ماهواره اي بيگانه هستند.) مي كوشند با تحميل شيوه زندگي خود شيرازه جامعه ايراني، حق جو، مذهبي و سالم  ما را درهم ريزند و مانع از نمونه وار بودن آن شوند، چه مي بينند، جوامع اروپائي خودشان هم رفته رفته، اگر چه كُند،  راه و روش و سمت و سوي ما را در زندگي نمونه قرار مي دهند.

اروپائيان آن زمان كه با نسخه برداري از همه دستاوردهاي علمي، فني، اقتصادي، سياسي و كشور داري ما خود را به اين نقطه از دانش رسانيدند فكر نمي كردند امروز با چُنين مخمصه اي از معضلات اجتماعي خود ربرو شوند. رفته رفته تبديل به انسانهايي شدند كه صبحانه را با چاشني زجر و زاري مردم بي دفاع عراق، افغانستان و ديگر مردمي تناول مي كنند كه خود با زمينه چيني هاي سال هاي گذشته اين چُنين بي دفاعشان باقي گذارده اند.  امروز تلاش مي كنند با ”مشوق“ هاي بسته بندي شده هيمنه ما را درهم ريزند و  زهري را بر ما بخورانند كه ما نيز چون برخي كشورها دست نياز را به سويشان دراز كرده و ضعيف و بي دفاع مورد غارت، چپاول و تحقير قرا ر گيريم.

آري ما هيچ هدف توسعه طلبانه اي را دنبال نمي كنيم كه براي آن،  دست به ساخت سلاح هسته اي بزنيم. آنچه را كه داريم توان بازدارندگي ما است كه مشتي ديوانه را از اقدام به حركتي نابجا، غلط و تهديد كننده باز ميدارد، مگر نه اينكه آمريكائيان و ديگر قدرتهاي هسته اي با تكيه بر توان هسته اي خود اين چُنين مردم عراق و افغانستان را هر روز قصابي مي كنند؟

دشمنان ما گويا فراموش كرده اند كه ما پيروان مكتب امام علي (ع) و امام حسين (ع) هستيم. فراموش كرده اند كه دولت و نظام ما مشروعيت خود را همانا بر مبناي ظلم ستيزي، حق جويي و سازش ناپذيري در برابر دشمنان دين و خدا و اين سرزمين مقدس بدست آورده است. فراموش كرده اند كه القائات مشتي كارگذار سياستهاي بيگانه نخواهد توانست در تصميم و اراده ملت ما كه نه تنها مسلمانان جهان بلكه همه مردم رنجديده جهان به آن چشم دوخته اند، خللي ايجاد نمايد. كساني كه در تلاشند ما را گام به گام با همراهي عروسكهاي روسي و چيني به مسلخ مشتي اوباش برند سخت در اشتباهند چه همانطور كه امام ( ره) فرمودند ما فرزندان رمضان هستيم ما را از تحريم نترسانيد.  ما آن لحظه اي كه به عرض امام رسانيدند هواپيماهاي هيئت مذاكره كننده از مرز هم گذشته است را فراموش نكرده ايم،  كه امام خميني (ره) در پاسخ دستور فرمودند كه هواپيمايشان هم حق برزمين نشستن در سرزمين ما را ندارد. امروز در سالگرد رحلت آن بزرگ مرد تاريخ سرزمين مقدسمان، باري ديگر بر راه و مشي آن بزرگوار پاي خواهيم فشرد و چنين  يادش را گرامي مي داريم.
والسلام
منوچهر رضاوندي
خرداد ماه 1385

شرايط لازم براي تشكيل اتحاديه كشورهاي اسلامي

بخشي از توانمنديهاي بازدارندگي خود را در رزمايش بزرگ پيامبر اعظم (ص)  با پيروزي به نمايش گذارديم، جا دارد كه در اين مورد به خود بباليم و تلاش خود را در هرچه توانمند ترساختن بنيه دفاعي كشور تشديد نمائيم. پيام صلح و دوستي ما توسط كشورهاي همسايه  با خوشحالي دريافت گرديد.  آمادگي ما براي برگزاري  رزمايشي مشترك مورد توجه قرار گرفته است.  اروپائيان به خاطر حركتهاي ناپسند خود بهاي گزافي را دارند مي پردازند كه به تكاپو افتاده اند تا شايد آب رفته را به جوي بازگردانند و روابط تجاري خود را با ما تحكيم سازند.

با در نظر گرفتن شرايط كنوني و  توان ايجاد شده در گستره هاي گوناگون حيات كشور چه وظايفي را در پيش روي داريم؟ حركت بعدي ما در تداوم، ارتباط و در جريان تلاش شبانه روزي و همه جانبه مجموعه همه ايرانيان، بخوان خرد جمعي،  براي دست يافتن كامل  به آنچه كه بايد،  چيست؟

شرايط لازم براي تشكيل اتحاديه كشورهاي اسلامي بوجود آمده است. پايه هاي تشكيل اين اتحاديه مي تواند با كشورهاي ايران، سوريه و لبنان شكل گيرد  و مجلس نمايندگان كشورهاي اسلامي هرچه زودتر با نمايندگاني از از كشورهاي ياده شده  بوجود آمده  و كار خود را آغاز نمايد.

 در بعد داخلي مسئله خويشاوند سالاري اين عامل دست و پاگير در استخدام افراد را بايد همچون حذف كنكور يك بار براي هميشه كنار گذارد و اجازه داد تا  افراد شايسته و كارشناس در هر عرصه اي به كار گمارده شوند. اينگونه خواهيم توانست بازدهي كار را ارتقاء داده و با توليد كالاهايي نمونه وار خود را براي تسخير بازار كشورهاي جهان آماده سازيم.

پيش از اين در بيست آذر ماه 1383  مرتبط با انجام كار مفيد در ادارات چنين نگاشتم؛ ”در ادارات ما مدت زمان كار مفيد بسيار ناچيز بود و بخش اعظم ساعات اداري كارمندان به بطالت و در خارج از اداره براي انجام كارهاي شخصي صرف ميشد. مراجعين و كاربران ما با توهينات و ” برو فردا بيا “ هاي خسته كننده و عصيان برانگيز روبرو بودند و كسي هم جلودارشان نبود. رشوه خواري و خويشاوند سالاري به معضلي سرسام آور مبدل شده بود. كاغذ بازيهاي بي دليل، وقت تلف كردنهاي بي مورد و گاه به منظور اخاذي و رشوه خواري، بي توجهي به آئين نامه ها و گاه تكيه بر موارد و تبصره هاي  دست و پا گير مسائلي بودند كه انگيزه كاري مفيد، لذت بخش و موثر را ميزدائيد و به يكي از عوامل مهم فرار مغزها از كشور تبديل شده بود.  مقابله با چنين پديده ها و معضل هايي در حال انجام است. البته نسبت نادرست درآمد و هزينه ها اجازه مقابله درست و موثري را نميدهد. چنين پديده هاي منفي و ضد ارزش كه در پيكره جامعه ما جا خوش كرده اند به آساني و بدون برنامه ريزي دقيق  زدوده نخواهند شد.

 پيش از هر حركتي بايد به اين امر توجه داشته باشيم؛ يا بايد بهاي زمين و ساختمان و كرايه خانه و سبد غذايي خانواده ها  را مناسب و نسبتاً در مقايسه با حقوق دريافتي حد اقل،  كاهش دهيم و يا اينكه حد اقل مزد را نسبت به آنان افزايش دهيم. يك كارگر، كارمند و يا آموزگار بايد بتواند، بدون اشكال و تاخير، منزلي مناسب خود را با قيمت يك سوم حقوق دريافتيش در ماه كرايه نمايد. بدين معنا، به فرض اينكه كرايه يك آپارتمان دو اطاق خوابه مناسب  در محله اي متوسط به صورت ميانگين  برابر با يك ميليون ريال (صد هزار تومان) در ماه است آنگاه حقوق فرد مستاجر، پس از كسري هاي مالياتي، نبايد كمتر از سه ميليون ريال (سيصد هزار تومان) در ماه باشد. از آن سوي در صورتيكه مقدار كرايه سود سرمايه در ماه را باز نگرداند، آنگاه دولت موظف خواهد شد مابه التفاوت سود سرمايه را به صاحب ملك بپردازد. به ديگر سخن چنين خواهيم داشت كه اگر صاحب خانه به موجب محاسبات درست سود و سرمايه در هر مقطعي براي ملك خود كرايه اي يك ميليون و پانصد هزار ريالي ( يكصد و پنجاه هزار تومان) را مطالبه كند آنگاه مستاجر مورد نظر ما يك سوم حقوق خود را كه همان يك ميليون ريال ( يكصد هزارتومان) است را ميپردازد و تفاوت پانصد هزار ريالي ( پنجاه هزار تومان ) را دولت خواهد پرداخت. اين مبلغ از محل درآمدهاي مالياتي بر مستغلات و املاك برآورده خواهد شد. در همين مقياس هزينه سبد غذايي خانواده ها بايد محاسبه گردد. اين گام نخست در مبارزه با معضلاتي است كه بر ادارات ما حاكم است.“

بر اين باور هستم كه دولت آقاي دكتر احمدي نژاد گامهاي مثبتي را در راستاي حل مشكلات ياد شده برداشته است. ضمن پشتيباني از چنين اقداماتي لازم است يادآوري كنم كه مشكل پايه اي در جامعه ما همانگونه كه بارها و بارها اعلام كرده ام وجود كنكور و ديگر آزمونهاي ورودي دانشگاه ها است. ما توانايي اين را داريم كه براي مهر ماه 1385 بدون كنكور در همه رشته ها دانشجو بپذيريم. اجازه دهيم كه عرضه و تقاضا تعيين كننده انتخاب رشته باشد و نه ديگر ساز و كارهاي مصنوعي.

با آرزوي پيروزيهاي بيشتر.

والسلام       منوچهر رضاوندي             بيستم فروردين ماه 1385

 

خدمت آيت الله خامنه اي رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي

با عرض سلام!
با پاسداشت نهضت امام حسين (ع)، بدينوسيله گرمترين شادباشهايم را به مناسبت فرارسيدن نوروز باستاني حضور آن مقام معظم و همه مردم سرزمينم تقديم ميدارم. در اين سال براي مردم ميهنم و آن مقام معظم از خداوند متعال سالي پرخير و بركت آرزو مى كنم.  ايستادگي و پايمردي مردم شريف اين سرزمين به رهبري مدبرانه آن مقام والا راه را بر دشمنان سوگند خورده ايران و اسلام  بسته و  راه پيشرفت و بالندگي را گشوده و چشم مردم رنجديده و مظلوم سرزمينهاي اسلامي را بر ما دوخته است.  باشد كه به ياري خداوند منان و تسليم ناپذيري در برابر زور، قلدري  و تهديدات دشمنان اين آب و خاك اميد مردم رنجديده و مظلوم  را افزون  و عزمشان را در مبارزه با ظلم و ستم استوارتر سازيم.

بدون ترديد با تكيه بر خداوند متعال و با رهبري مدبرانه جنابعالي هيچ قدرت سلطه گر، متكبر و زياده خواهي نخواهد توانست اراده خود را بر ما تحميل نمايد. كساني كه به بهانه هاي واهي و كودكانه در تلاشند ما را به پاي ميز مذاكره با مشتي اوباش و گرداننده  زندانهاي ابوغريب و گوانتانامو بكشانند كه صفت اشغالگري، متجاوز و جنايتكار تاريخ بر پيشانيشان نشانده شده است، سخت در اشتباهند چه چنين حركتي موجب پيامدهاي ناگوار شكست و  به معناي درهم ريختن هيمنه، اقتدار و  سرفرازي ملتي است كه در طول بيست و پنج هزار سال تاريخِ تمدن ساز خود شجاعت، ازخود گدشتگي، تدبير و فرهنگش زبان زد همه جهانيان بوده و همواره درپشتيباني حق و حقيقت راست قامت ايستاده است.

امروزه نظام مقدس ما را چنين حق طلبي و شجاعتي مشروعيت بخشيده است. در اربعين سالار شهيدان و در فرخنده روز نوروز كه  هر دو از سنتهاى كهن مردم پاك اين سرزمين ديرينه اند باري ديگر ايستادگي خود را در برابر متجاوزين و زورگويان  با سوگند به خون پاك  امام حسين (ع) و شهداي راه اسلام و پايداري سرزمينمان ايران  اعلام ميداريم.  

در بهمن ماه 1380 طي مقاله اي كه حضور آن مقام محترم ارسال نمودم چنين نگاشتم؛ (.......  تنها راهي كه آمريكائيان در اين مقطع از تاريخ پيش روي دارند همانا فراخواني همه نيروهاي نظامي خود از منطقه,  پايان دادن به دخالت در امور ديگر كشورها و از همه مهمتر عدم پشتيباني از كشتار مردم بيگناه و بي پناه فلسطين است.......طبيعي است كه ما ايرانيان  به  امر عادي سازي روابطمان با آمريكائيان مي انديشيم و آنرا مورد بررسي هم قرار ميدهيم. اما تازاندن اين عادي سازي، مخصوصاً در اين مقطع به هيچ وجه توصيه نميشود. چه خطر خود بزرگ بيني آمريكائيان هر حركت صلح طلبانه را نشاني از ضعف قلمداد كرده و در نتيجه به ضد خود تبديل خواهد شد. حقيقت اين است كه در هر حال آمريكائيان از منطقه خارج خواهند شد چه با تدبير و معقوليت برخي سياست مداران واقع بين ايالات متحده و چه با زور و مبارزه مردم منطقه. به همين دليل بايد توجه كرد كه بايد از هرگونه تلاش براي عادي سازي روابط با ايالات متحده آمريكا دوري جست و لازم است كه تكرار كنم؛  اولين شرط عادي سازي روابط و مناسبات ما ايرانيان با ايالات متحده آمريكا فراخواني همه نيروهاي نظامي آمريكا از منطقه است. فلات ايران بايد به منطقه صلح, آرامش و بري از نيروهاي نظامي آمريكا تبديل شود......)

امروز بايد توجه داشت كه عامل اصلي ثبات فلات ايران نظام جمهوري اسلامي و پشتيباني مردم از آن   است و عامل همه  آشوبها و بي ثباتي جهاني آمريكائيان هستند كه موجب رويگرداني جهان از آنها شده است. بي اعتباري رهبري ايالات متحده آمريكا، كه ستيز نابخردانه آنان با كشورهاي اسلامي موجباتش را فراهم ساخته است، آنان را بيش از هميشه در جهان منزوي و آسيب پذير نموده است. تهديد ها و درخواستهاي بيجا و غير معقول آنان از ايران، كه سردرگمي، شكست سياستها و عملكردهايشان و پيچارگي آنها را به نمايش گذارده،  كنار گذاشتن جمهوري خواهان از قدرت را در دستور روز قرار داده است. در نتيجه، در اين مقطع زماني حد اقل شروط ما براي مذاكره ما با آمريكائيان را مي توان چنين ترسيم كرد؛

-  برگذاري انتخابات زود هنگام در ايالات متحده آمريكا (آوريل 2006)  و سركار آمدن دولتي معقول و برخاسته از راي واقعي اكثريت مردم آمريكا، چون مذاكره با دولت فعلي ايالات متحده آمريكا به هيچ وجه به مصلحت نيست.

-  اعلام  برنامه زمانبندي شده خروج نيروهاي آمريكائي از منطقه و اقدام به خروج اولين دسته از نيروهاي آمريكايي از عراق و افغانستان.

- پايان دادن به سياستهاي تفرقه افكنانه در عراق،

- پايان دادن به مداخلات تروريستي در منطقه،

طبيعتاً شرطهاي ديگر ما، از سوي دولت،  پس از انجام مرحله اول شروط مذاكره به اطلاع آمريكائيان خواهد رسيد.

با آرزوي تندرستي و طول عمر براي آن مقام معظم.

منوچهر رضاوندي     29 اسفند ماه   1384

 

دست آمريكائيان در پوست گردو! اين مقاله در بهمن ماه 1380 نوشته شده است

ايالات متحده امريكا باري ديگر و به بهانه اي ديگر سرزميني و مردمي ديگر را مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار داد. اين حركت در پي دست آويزي از پيش طراحي شده به چند منظور انجام گرفته است؛

* متوقف كردن روند شكل گيري اتحاديه اروپا و ممانفت از شكل گيري اتحاديه هاي مشابه چون آسه آن، نفتا، اتحاديه كشورهاي فلات ايران ، اتحاديه كشورهاي اسلامي و ديگر پيمان هاي منطقه اي، 
 

* محاصره ايران با به اشغال درآوردن عراق و در زدوبندي چند جانبه و مداخله جويانه استقرار نيروهاي نظامي خود در كشورهايي چون گرجستان، آذربايجان و.....

* تحت فشار قرار دادن روسيه به منظور قطع روابط تجاريش با ايران.

اگر چه شرايط موجود بسيار پيچيده، سخت، هولناك و دردآور مينمايد اما آمريكائيان به ويژه جمهوري خواهان دارند به خرج و هزينه ماليات دهندگان، دوستان خود را در جهان از دست ميدهندكه جاي بسي تاسف است چه آمريكائيان با ثروت، فن وفن آوري و وسعت سرزميني كه دارند ميتوانند به جاي حركتهايي از اين قبيل دوست ملتها باشند. با كمك و  ياري رسانيدن به ديگران خود را محبوب سازند و نه منفور.

امروز اتحاديه اروپا, با وجود, بي ميلي آمريكائيها شكل گرفته و  با به بازار آمدن يورو شكل بر جسته تري را به خود گرفته است، ميرود كه به نمونه اي براي شكل گيري اتحاديه هايي مشابه از جمله اتحاديه كشورهاي مسلمان, اتحاديه كشورهاي آفريقايي و آسه آن و..... تبديل شود. شكل گيري چنين اتحاديه هايي  به نظر عرصه را بر نظريه پردازان خود برتر بين و جنگ طلب آمريكايي بسيار تنگ كرده است. ديگر دلارهاي سبز آمريكايي نخواهد توانست بدون ارائه هيچگونه خدمات و كالايي ثروت هاي باد آورده را به ايالات متحده آمريكا سرازيرسازد و نيز از همين روي است كه آمريكائيان  به هر طريقي قصد متوقف ساختن روند شكل گيري اتحاديه ها  را دارند. بر پايه انعكاس شديد افكار عمومي دنيا عليه جنايت از پيش طراحي شده روز بيستم شهريور ماه امسال و در همان لحظاتي كه اكثر انسانهاي جهان همدردي خود را با مردم ايالات متحده آمريكا اعلام كردند و  در همان ساعات اوليه غم, ماتم و سوگ,  دولت جمهوري خواه ايالات متحده آمريكا به جاي همدردي با قربانيان آن جنايت دهشتناك, عليه افغانستان و مسلمانان جهان جنگ صليبي خود را اعلام كرد. اگر چه اينجا و آنجا اعلام جنگ عليه مسلمانان اشتباهي لپي قلمداد شد اما در عمل شاهديم كه آنچه در انديشه جنگ طلبان دولت ايالات متحده ميگذرد همانا جنگ و ريختن خون انسانهاي بيگناهي است كه تنها "گناهشان" تمدن ديريني است كه با خود همراه دارند.

امروز كه مردم رنجديده افغانستان توانسته است با مبارزات خستگي ناپذير و از دست دادن فرزندان برومند و عزيزان بيشماري زندگي عادي را باري ديگر به ميهن خود باز گرداند آمريكائيها به بمباران و ويران كردن كشور ادامه ميدهند. مردم بيگناه و بي پناه بيشماري را كشتار كرده اند. همه ميدانند كه دنبال دستپروردگان خود گشتن تنها بهانه اي بيش نيست. من معتقدم كه به نفع آمريكائيان خواهد بود كه هر چه زودتر به اين ويراني و كشتار بي فرجام پايان دهند و بيش از اين هم بحران سياسي اقتصادي خود را به ديگران تحميل نكنند. اتحاديه اروپا شكل گرفته است و  ديگر اتحاديه ها هم به زودي شكل خواهند گرفت. اين حكم و ضرورت تاريخ است و مانعي را بر نمي تابد. پس چه بهتر كه آمريكائيان از چنين فرصتي استفاده نمايند و خود را در روند شكل گيري اين پديده نوين شريك سازند تا اينكه به مانعي در برابر ‌آن قرارگيرند.

 تنها راهي كه آمريكائيان در اين مقطع از تاريخ پيش روي دارند همانا فراخواني همه نيروهاي نظامي خود از منطقه,  پايان دادن به دخالت در امور ديگر كشورها و از همه مهمتر عدم پشتيباني از كشتار مردم بيگناه و بي پناه فلسطين است.  شواهد و روند رويدادها نشان از آن دارند كه آمريكائيان به سياستهاي مداخله جويانه خود ادامه خواهند داد. اين خود روز به روز و هر روز بيش از گذشته آمريكائيان را در جامعه جهاني به سوي انزواي بيشتري سوق خواد داد. در اين راستا هستند كشورهايي  كه دوش به دوش آمريكائيان تداوم اين روند را،  كه بي ترديد عليه منافع دور و نزديك ايالات متحده آمريكا خواهد بود،  تشويق و تشديد خواهند نمود و هرچه بيشتر دست آمريكائيان را در پوست گردو قرار خواهند داد.

طبيعي است كه ما ايرانيان  به  امر عادي سازي روابطمان با آمريكائيان مي انديشيم و آنرا مورد بررسي هم قرار ميدهيم. اما تازاندن اين عادي سازي، مخصوصاً در اين مقطع به هيچ وجه توصيه نميشود. چه خطر خود بزرگ بيني آمريكائيان هر حركت صلح طلبانه را نشاني از ضعف قلمداد كرده و در نتيجه به ضد خود تبديل خواهد شد. حقيقت اين است كه در هر حال آمريكائيان از منطقه خارج خواهند شد چه با تدبير و معقوليت برخي سياست مداران واقع بين ايالات متحده و چه با زور و مبارزه مردم منطقه. به همين دليل بايد توجه كرد كه بايد از هرگونه تلاش براي عادي سازي روابط با ايالات متحده آمريكا دوري جست و لازم است كه تكرار كنم؛  اولين شرط عادي سازي روابط و مناسبات ما ايرانيان با ايالات متحده آمريكا فراخواني همه نيروهاي نظامي آمريكا از منطقه است. فلات ايران بايد به منطقه صلح, آرامش و بري از نيروهاي نظامي آمريكا تبديل شود. 

در ارتباط با آخرين اظهارات رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا بايد گفت كه سياست ايالات متحده آمريكا نسبت به كشور ما همواره سياستي تنش افزا بوده است و علت آن هم بحران هويتي است كه آمريكائيان از آن رنج ميبرند. بدون شك مردم كشور ما با حضور يكپارچه خود در راه پيمايي سالگرد انقلاب باري ديگر پاسخ اظهارات رئيس جمهوري آمريكا را خواهند داد و آنان را باري ديگر به خود خواهند آورد.

والسلام                                           

منوچهر رضاوندي

بهمن ماه يك هزار و سيصد و هشتاد 1380 هجري شمسي

 

تجديد نظر در قرارداد ”توتال“ پاسخي داندان شكن!

رويكردهاي خصمانه فرانسويان عليه كشورمان را بايد پاسخي دندان شكن داد و گرنه هر روز بيش از پيش، فرانسه و ديگر كشورهاي مسلح به سلاح هسته اي توان هسته اي خود را به رخ ما كشيده و ما را در برابر حقوق خود وادار به عقب نشيني هاي غير ضرور و مضر خواهند كرد.  دولت ما مي تواند بدون تلف كردن حتي لحظه اي در قرارداد ”توتال“ تجديد نظر نمايد. چون آن دسته از كشورهايي كه از نظر سياسي با ما دشمني ميكنند، ما را تهديد كرده و در امور داخلي ما دخالت مي نمايند، جنگ رواني عليه ما براه مي اندازند و به مقدسات ما توهين ميكنند ديگر جايي را براي روابط اقتصادي با خود باقي نگذاشته اند و اصولاً چنين روابطي توجيه خود را از دست داده است. در صورتيكه ما در اقدام به چنين تجديد نظري تاخير نمائيم امنيت ملي كشور را در معرض مخاطراتي جدي قرار داده ايم. هيچگونه توجيهي براي نشستن پشت ميز مذاكره با چنين كشورهايي را نمي توان يافت.  بايد به اين واقعيت توجه كرد كه ما بنيه دفاعي لازم را در برابر هرگونه حمله نظامي دارا هستيم. در نتيجه هيچ عامل ديگري نبايد مانع از قطع رابطه تجاري و اقتصادي ما با  فرانسه گردد، مگر اينكه فرانسه مواضع خود را نسبت به ما در اسرع وقت تغيير داده و آن را رسماً اعلام نمايد. ما با قطع روابط اقتصادي با فرانسه يك بار براي هميشه موضع خود را، عملاً، در برابر حركتهاي خصمانه عليه ايران مشخص كرده و اينگونه مانع از ايجاد و تداوم كش و قوسهاي مصنوعي و وقت گير از سوي كشورهاي متخاصم عليه خود خواهيم شد.  مردم ما به درستي با همه توان حمايت هاي همه جانبه خود را به كرات از نظام ابراز كرده اند. در راستاي ايستادگي با قدرتها بايد از برخي نيز گله كرد چه ورد زبانشان اين شده است كه ” اگر هم بخواهيم در برابر امر غني سازي كوتاه بياييم مردم ما نمي گذارند.“ البته كه مردم ما نخواهند گذارد كسي در اين رابطه كوتاهي نمايد. مردم و خيلي از دست اندركاران نظام ما فراموش نكرده اند كه امام (ره) در برابر قلدري و زورگويي دشمنان اسلام و ايران چگونه ايستادگي مي كردند.

پيشنهادات غير منتظرانه روسيه در رابطه با انجام غني سازي در خاك خود، راي مثبت به گزارش به سازمان ملل و همخواني اخير آن با فرانسه مبني بر اجراي كامل مفاد قطعنامه اخير شوراي حكام بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از جمله تعليق كامل همه اقدامات مربوط به غني سازي اورانيوم از سوي ايران، بيش از هميشه اين واقعيت را به نمايش ميگذارد كه نه مي توان و نه بايد به بيگانگان اعتماد كرد، چه به عنوان نمونه روسيه به دنبال پيشنهاد ايالات متحده آمريكا مبني بر اضافه كردن ماده اي ( اينكه كشورهاي فاقد سلاح هسته اي نبايد اجازه غني سازي را در خاك خود را داشته باشند) به پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي به ناگهان خود را ”ذينفع“ يافت و مواضع خود را در برابر ما تغيير داد.  در اين صورت به هيچ وجه نمي توان به آنان اعتماد كرد، اين از سويي و از آن سوي هيچ توجيه حقوقي يا قانوني براي درخواست آمريكائيان، اروپائيان و روسيه موجود نيست كه بر مبناي آن ايران را از حق بي چون و چراي خود محروم سازند. روسيه بايد مواضع غيردوستانه اخير خود را تغيير دهد. به باور من گفتمان سياسي و فعاليتهاي وزارت امور خارجه در برابر پيشنهادات و وقت كشي هاي غيرمنتظرانه روسيه،  مي تواند از نظر كيفي ارتقاء يابد.  ما ايرانيان هرگز خفت وابستگي به ديگران را نخواهيم پذيرفت. چگونه است كه پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي دست ديگران را در توليد و گسترش سلاح هسته اي باز مي گذارد ولي مانع از غني سازي اورانيوم در جهت اهداف صلح آميز ما ايرانيان ميشود؟ اين واقعيت تلخ، راهي جز خروج ازاين پيمان نامه را براي ما باقي نگذاشته است.

 منوچهر رضاوندي                      26 بهمن ماه 1384

احياي عظمت و اقتدار دوباره ايران زمين

 بيست وهفت سال سازندگي و بالندگي به مردم ايران مبارك باد!
همه جهان، امروز، بيست و دوم بهمن ماه شاهد حضور يك پارچه مردم ما در دفاع مجدد از نظام، رهبري، حفظ و تداوم دستآوردهاي فني و علمي كشور و محكوم ساختن توهين و حركتهاي وقيحانه دانمارك و كشورهاي مشابه بودند.

مردم ما در دفاع از نظام و در راه پيشرفت كشور از هيچ چيز خود دريغ نكرده اند. جوانان ما همه توان و هوش خود را براي هرچه نيرومند ساختن كشور در همه گستره هايش به كار برده و خواهند برد. ميتوان به جرات گفت ما خيلي پيش از اين ميتوانستيم به فن آوريهاي موجود دست يافته و راه را براي پيشرفتهاي ژرفتر هموار سازيم كه طبيعتاً وقت كشي و متوقف ساختن ”داوطلبانه“ غني سازي كمك چنداني به اين امر ننمود. به هر حال كاري بود كه شد و بايد از آن درس آموخت و بي وقفه در راه نيرومند سازي بنيه دفاعي كشور همه امكانات را به خدمت گرفت. و ديگر به امر به اصطلاح ”مذاكره“ توجهي ننمود. چون آنچه را ما در مذاكرات و رسانه هاي خود بيان مي كنيم به گوش مردم غرب، آنگونه بايد و شايد،  نمي رسد. در نتيجه مذاكراتي از اين دست به سود ما نيست.

 ما به ”بازرسان“ بنگاه بين المللي نيروي هسته اي ، به كرات اجازه سركشي به مراكز خود را داده ايم اما رسانه هاي غربي هرگز اين كار ما را برزبان نياورده اند و زياده خواهانه به امر و نهي ميپردازند. پس علت اجازه بازرسي به چه منظوري انجام پذيرفته است؟ اعتماد سازي و ابهام زدايي!؟ خود كشورهاي غربي كه انباشته از سلاح هاي هسته اي، ميكربي و شيميائي هستند بايد در جهت اعتماد سازي و ابهام زدايي تلاش ورزند نه ما.
به باور من ماعضو قانوني و تمام و كمال اين سازمان نيستيم و اگر قرار ميبود كه به اعضاي آن جايزه اي تعلق گيرد بر اساس بندهاي مختلف اين پيمان نامه، همين غربي ها ادعا كرده و به سادگي ثابت ميكردند كه ما عضو اين سازمان نيستيم.   به فرض آنكه عضو هم باشيم،  آنگاه بايد توجه داشت كه بر اساس
 ماده ۱۰ اين پيمان نامه، هر كشور عضو مي تواند از اين نظام خارج شود و بدون هر گونه مانع حقوقي به دنبال تسليحات اتمي برود. آنگونه كه كره شمالي عمل كرد.

مردم ما همواره پشتيباني كامل و بدون چون و چراي خود را از نظام مقدس خود،  دولت و تلاش همه دلسوزان كشور در راه پيشرفت كشور به طرق گوناگون اعلام نموده اند. مردم كشورهاي اسلامي دستآوردهاي ايران اسلامي را دستاورد و افتخار خود ميدانند، اميد خود را اول به خدا و سپس به ما و نظام ما بسته اند،  پس مشكل ما به راستي چيست؟ ما ميتوانيم آنگونه كه بايد عمل كنيم، ميتوانيم همين امروز از اين بنگاه بيگانه ساخته خارج شويم. چرا بايد باري ديگر فرصت طلايي بوجود آمده را چون فرصت از دست رفته زمان فرو پاشي اتحاد شوروي از دست بدهيم؟ امروز بهترين زمان براي تشكيل اتحاديه كشورهاي اسلامي است، در اين راه نبايد هيچگونه زماني را تلف كرد. نام گنگ” سازمان كنفرانس كشور هاي اسلامي“  را  به نام ” اتحاديه كشورهاي اسلامي“ تبديل نمود و اقدامات خود را براي تشكيل اين اتحاديه از طريق متحول ساختن روابط كشور هاي عضو سازمان اكو تسريع بخشيد. در طي دو هفته گذشته من كه شاهد هيچگونه اقدامي در اين راستا نبوده ام. آيا شما بوده ايد؟

به شهادت همه ارقام و داده هاي موجود و به باور من نظام ما به رهبري مدبرانه رهبر انقلاب ادامه دهنده راهي است به سوي احياي عظمت و اقتدار دوباره ايران زمين.  در اين راه نبايد لحظه يا نيرويي را از دست داد. در نتيجه بايد همه توان خود را براي جلو گيري از فرار مغزها و جلوگيري از اتلاف وقت به كار برد. تكرار مي كنم كنكور اين عامل بازدارنده كسب دانش و مهارت را بايد همين امسال پيش از مهر ماه 1385 حذف كرد. (نه اينكه شيوه گزينش دانشجو را تغيير دهيم بلكه بايد كنكور و هر گونه آزمون ورود به دانشگاه حذف شود چون خود امتحانات نهايي دوره متوسطه و  آزمون پايان دوره پيش دانشگاهي كافي است.)  ما همه زمينه ها، ذخاير انساني و مادي تشكيل كلاسهاي دانشگاهي را در دست داريم.  به منظور جذب ايرانيان خارج از كشور بايد همه تدابير لازم را به كار بنديم.
زبان، ادب فارسي و تاريخ جامع ايران زمين بايد با وسواسي خاص آموخته شود و مجموعه همه مورخين ما سازمان يافته تحريفات انجام شده در تاريخ كشور را مورد بررسي هاي همه جانبه قرار دهند. ( زبان ما هند و اروپائي نيست، اسكندري هم وجود نداشته است و ...) نبايد اجازه داد كه رسانه هاي گروهي به ويژه صدا و سيما تيشه به ريشه زبان و ادب فارسي وارد سازد. به هيچ وجه نبايد از زبان محاوره در گزارشات رسمي و برنامه هاي خبري ما استفاده شود. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و اعضاي هيئت دولت بايد به زبان رسمي كشور تسلطي كامل داشته باشند.

منوچهر رضاوندي          22 بهمن ماه 1384

 

پاسخ به كشورهاي مسلح به سلاح هسته اي؛ شتاب بخشيدن به كارو پژوهش

ايران سرزمين ما با داشتن بيش از بيست و پنج هزار سال تاريخ تمدن در عرصه هاي علوم سياسي، كشورداري، اقتصاد، بانكداري، پست، كاريز و آبرساني، كشاورزي، پزشكي، شيمي، برق يا كهربا ( مراجعه شود به پيل بغداد كه ايرانيان در دوران اشكاني براي اولين بار پيل ساختند)   

،دستور زبان و واژه سازي، فن و فن آوري، فلسفه، علوم اجتماعي و ديگر گستره هاي گونه گون زندگي نقش اصلي و پر اهمتي را ايفا كرده اند ( براي نمونه بسياري از ابزارهاي دريانوردي و نجوم توسط ايرانيان اختراع شده است از جمله؛ قطب نما، سكان، ژرفناياب - عمق ياب، مسافت ياب، رهنامه‌ها، پيل الكتريكي، كشتي‌سازي، نقشه‌برداري، ابزارهاي اندازه‌گيري، شاخص خورشيدي، ابزار نمايش و پردازش حركت سيارات، مواد نفتي، خشاب (چراغ دريايي)، چكيده نويسي، دوربين (تلسكوپ)، پزشكي دريايي و............). با توجه به اين نقش پر اهميت نبايد پاي ميز مزاكره قلدراني نشست كه دانش، زبان، لباس و مذهب خود را از سرزمين ايران برگرفته اند. نگرش و رويكرد بي ادبانه برخي عناصر بي مقدار نسبت به ما ايرانيان احتمالاً از آنجا سرچشمه مي گيرد كه هنوز، شايد، باشند كساني كه ارزش ايراني بودن خود را به فراموشي سپرده اند كه توانسته است دشمنانمان را كه كمر به  نابودي، تحريف، خدشه دار كردن اعتقاد ( حركت اخير كشور دانمارك نمونه آن است)، فرهنگ و تاريخ ما به هر شيوه و ترفتندي بسته اند پر جرات و جسور سازد و قيم مآبانه خود را همه جهان پنداشته و عليه ما و همه مسلمانان در گستره هاي گوناگون جنگ رواني براه اندازند.

در برابر و مقابله با اين مسئله اي چنين پيشنهاد مي كنم؛

با توجه به سياستهاي دوگانه و تبعيض آميز عليه ايران و با توجه به متن پيمان نامه كه صراحتاً بيان مي كند كه ” هيچ نكته اي در اين پيمان نبايد به گونه اي تفسير شود كه حق مسلم همپيمانان در انجام تحقيقات، توليد واستفاده از انرژي هسته اي براي مقاصد صلح آميز را تحت تاثير قرار دهد و اينكه اين امر بايد بدون اعمال تبعيض و در مطابقت با مواد يك و دو اين پيمان نامه انجام گيرد“  لذا به باور من؛

  • × يا بايد همين امروز همچون كره شمالي از پيمان بيگانه ساخته به اصطلاح منع گسترش سلاح هاي هسته اي ( ان پي تي) خارج شد، چون عطف به ماده  10 اين پيمان؛، ” هركشور عضو در صورت تمايل مي تواند از اين نظام خارج شود...“

·        × ويا  در صورت باقي ماندن در اين سازمان بايد با همه نيرو كارزار خلع سلاح هسته اي را به صورت زمان بندي و برنامه ريزي شده درجهان پيش بريم و اجازه ندهيم كه كشورهاي داراي سلاح هسته اي هرزمان كه خواستند عليه ديگر كشورها زور گويي كرده و يا دست به اشغال آنان زنند.

  • × نام گنگ” سازمان كنفرانس اسلامي“  را  به نام ” اتحاديه كشورهاي اسلامي“ تبديل نمود و اقدامات خود را براي تشكيل اين اتحاديه از طريق متحول ساختن روابط كشور هاي عضو سازمان اكو تسريع بخشيد.

  • × خود را از چنگال سازمان هاي بيگانه ساخته رهانيد و بيش از اين وقت و نيروي مردم بزرگوار سرزمينمان را به هدر نداد و با دست خود براي پيشرفت و بالندگي كشور محدوديت ايجاد نكرد.

  • × همه شرايط لازم را براي ممانعت از فرار مغزها مهيا كرد.

  • × كنكور اين عامل بازدارنده كسب دانش و مهارت را حذف نمود. چه جوانان ما براي كسب دانش به بهانه هاي ساختگي با تحمل مخارجي هنگفت راهي خارج از كشور مي شوند.

  • ×  در رابطه خود با كشورهايي كه قيم مآبانه با ما برخورد مي كنند تجديد نظر كرد.

  • × با كساني كه زبان رسمي كشور  را مورد تاخت و تاز قرار داده اند به صورتي جدي برخورد كرد. چه كشوري به اهميت، ثبات و پايداري كشور ايران نمي تواند با زباني بي ثبات، كوچه بازاري، بيگانه و الكن اداره شود.

  • ×  به منظور  شتاب بخشي به كار و پژوهش و ارتقاي بازدهي كار بايد اقدامات لازم را هرچه زودتر به اجرا درآورد. ( ميتوان با به اجرا درآوردن برنامه پيشنهادي ارسال شده به اين امر اقدام كرد.)

منوچهر رضاوندي

11 بهمن 1384

 

 

 

 دستيابي كامل به حقوق هسته اى
رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، آقاي هاشمي رفسنجاني، به درستي اظهار داشتند كه روند موجود در مذاكرات هسته اي در مسيري نادرست قرار گرفته است
. اين هشداري درست و بجا است. به درستي معلوم نيست كه ما به چه دليلي خود با دست خود داوطلبانه بخشي از فعاليتهايمان را متوقف كرده ايم. اين امر زيانهاي جبران ناپذيري را، تا همين امروز،  بر امنيت ملي كشور وارد ساخته است. در نتيجه هرچه زودتر اين فعاليتها بدون شرط و شروط بايد از سر گرفته شوند. چون اين سخن به ارث رسيده،  كه دبير شوراي عالي امنيت در گفتگو با روزنامه فاينانشال تايمز، اظهار داشته است بيشتر به باج دهي مي ماند تا راه حلي سياسي كه؛ ” اگر پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود ، تهران غني‌سازي اورانيوم را در بعد صنعتي انجام خواهد دهد“. مگر بدون ارجاع به سازمان ملل نبايد در بعد صنعتي غني سازي انجام گيرد؟ چرا نبايد انجام گيرد. و اگر اين حق ما است كه در بعد صنعتي غني سازي انجام پذيرد اين تاخير و عدم غني سازي به چه دليلي انجام پذيرفته است؟
” اگر پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع شود توليد كامل سوخت هسته اي را از سرمي گيريم.“
و يا اينكه اظهار شده است؛ ” ما مي توانيم در اين مورد به آنها كمك كنيم، اروپا همچنين مي تواند در بخش نفت سرمايه گذاري كند.“ كه خود باج دهي ديگري است. كه خورده خورده طرف اروپائي زياده خواه تر شده و با پررويي شايد خواسته هاي ديگري هم داشته است كه دبير محترم شواري عالي امنيت جناب آقاي لاريجاني به درستي پاسخ داده اند كه؛ ” ... اما بايد درخواست ها براي دسترسي به مراكز نظامي محدودتر شود.“  محدود تر شود! يا اينكه ميتوانستيم بگوييم؛  متوقف شود. يا اينكه ما به هيچ وچه اجازه دسترسي به مراكز نظامي را نمي دهيم.
جناب آقاي لاريجاني به درستي اظهار ميدارند كه؛ ” روشي هم كه اروپا با ايران برخورد مي كند نشان دهنده عدم اجماع بين المللي است.“  اگر چنين است اين قضيه داوطلبانه متوقف كردن فعاليتهاي خود به چه دليلي انجام گرفته است، چه سودي از آن عايد ما مي شود جز اينكه امنيت ملي ما در معرض خطر قرار ميگيرد.
جناب آقاي "علي لاريجاني" در مصاحبه خود با روزنامه انگليسي "فايننشال تايمز" امروز دوشنبه سوم بهمن ماه 1384 اظهار داشتند : ”اگر ما به شوراي امنيت ارجاع داده شويم دولت از سوي مجلس موظف شده از همه اقدامات داوطلبانه از جمله اجراي پروتكل الحاقي معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌‌اي ("ان‌پي‌تي") دست بردارد.“ خوب چرا امروز دست برنميداريم؟ مگر شرط دست برداشتن از ان پي تي ارجاع به سازمان ملل است؟
جناب آقاي لاريجاني افزودند كه؛ ”به هر حال معاهده ان‌پي‌تي همچنان زنده است و مي‌تواند ادامه حيات داشته باشد و ايران در ان‌پي‌تي باقي خواهد ماند. اگر اين معاهده به درستي اجرا شود مي‌تواند به نظم بين‌المللي كمك كند.“  چه كمكي؟ زير تهديد سلاحهاي هسته اي غرب كه موجوديت ما را مورد تهديد قرار داده اند چگونه خواهيم توانست به نظم بين المللي كمك كنيم.؟ ما اگر نتوانيم از موجوديت خود دفاع كنيم، ما اگر فعاليتهاي هسته اي خود را با دست خود و داوطلبانه متوقف كرده ايم چگونه خواهيم توانست به نظم بين المللي كمك كنيم؟ اگر براستي كارزاري بين المللي را عليه سلاح هاي هسته اي در جهان سازمان داده بوديم، اگر توانسته بوديم كه همه كشور هاي فاقد سلاح هسته اي را يك پارچه عليه كشور هاي داريا سلاح هسته اي متحد ساخته و آنان را مجبور به نابود كردن زراد خانه هاي هسته اي، ميكربي و شيميائي نمايئم، آنگاه بلي ميتوانستيم چنين ادعايي را مطرح سازيم. امروز ايالات متحده آمريكا و برخي كشورهاي اروپائي تبليغات منفي و جنگ رواني عليه ما را تشديد كرده اند. تاريخ ما را وارونه به جهان تحميل كرده اند. در مدارس اروپائي و همين سه كشور طرف به اصطلاح مذاكرات تاريخ ايران را تدريس نمي كنند و به قول خودشان ميخواهند ايران فراموش شده قلمداد شود. در برابر چنين و صدها  اقدامات زبانبار ديگر دو راه پيش روي ما قرار دارد؛
 

الف- خروج كامل از سازمان به اصطلاح بين المللي انرژي ( نيروي هسته اي)  اتمي
ب – در صورت باقي ماندن در اين سازمان بايد با همه نيرو كارزار خلع سلاح هسته اي را به صورت زمان بندي و برنامه ريزي شده درجهان پيش بريم و اجازه ندهيم كه كشورهاي داراي سلاح هسته اي هرزمان كه خواستند عليه ديگر كشورها زور گويي كرده و يا دست به اشغال آنان زنند.

آيا ما توانائي اين را داريم كه در چارچوب پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌يي همه كشورهاي داراي سلاح هسته اي را وادار به نابودي زراد خانه هاي هسته اي سازيم؟ در پاسخ به اين پرسش به مطلب مندرجه در بهمن سال 1383 با عنوان  پرسشهاي بي پاسخ مراجعه ميكنيم؛

صلح شكننده در جهان امروز ما از چه روي تا به اين اندازه موجبات نگراني مردم را در سراسر جهان فراهم ساخته است؟ تلاش براي تغيير جغرافياي مناطق گوناگون جهان براي چه، به سود كه و به خواست چه كساني صورت ميگيرد؟ اقدام براي زبان زدايي در جهان و از اين طريق اعمال بي فرهنگي در جوامع بي دفاع از نظر نظامي و اقتصادي به چه منظور انجام ميپذيرد؟ نقش شبكه هاي شبه مافيايي كه حتي رياست جمهوري را هم ارثي كرده اند تا چه اندازه موجبات تداوم سيطره كشورهايي را فراهم ساخته است؟  در برابر اين پديده هاي به غايت منفي و پرخطر چه بايد كرد؟ زمان تدارك همه زمينه ها و ذخاير، دست يافتن به فن مقابله و سازمان دادن همه اهرمهاي بازدارندگي در برخورد با چنين خطري تا چه اندازه محدود و اندك است؟ بيداري و رشد اقتصادي كشورهاي اروپايي، آفريقايي و ديگر مناطق جهان تا چه اندازه مرهون انقلاب اسلامي ايران  بوده است؟ كدام بعد شكل گيري اتحاديه هاي آفريقا و اروپا مرتبط با امر دست يافتن به ذخاير نيرو زاي فسيلي بوده است؟ رشد و توسعه كشورهايي كه تا ديروز صادر كننده نفت خام بودند و امروز تبديل به كشورهايي شده و يا خواهند شد كه خود به وارد كننده نفت خام تبديل ميگردند تا چه اندازه به تداوم صلح جهاني كمك خواهد كرد؟ نيرومند سازي بنيه نظامي اين كشورها چگونه خواهد توانست صلح را در جهان به امري دائمي تبديل سازد؟ آيا دست يافتن عمومي به سلاح هسته اي لازم و اجتناب ناپذير است؟ آيا كشورهاي داراي سلاح هاي هسته اي توانسته اند خود را از شر و خطر اشغال بيگانگان بدور نگه دارند؟ آيا خلع سلاح هسته اي زماني بوقوع خواهد پيوست كه همه كشورهاي جهان بدان دست يافته باشند؟  انتقال ذخاير نيروزا به كشورهاي نيازمند بدان تا چه اندازه به تقويت صلح مابين آنان خواهد انجاميد؟ آيا رقابت در دست يافتن به ذخاير نيروزا و نفت و شيمي خونين خواهد بود؟   شكل گيري اتحاديه هاي سياسي اقتصادي در جهان چه زماني كامل خواهد شد؟ آيا شكل گيري كامل اتحاديه هاي سياسي اقتصادي، شكل سازمان ملل متحد را هم تحت تاثير خود قرار خواهد داد؟ آيا سازمان ملل متحد در برگيرنده نمايندگان اتحاديه آفريقا، آسه-آن، اروپا، نفتا ( و يا حتي اتحاديه قاره آمريكا ) و كشورهاي اسلامي خواهد بود؟ آيا پس از آن حفظ محيط زيست در اولويت قرار خواهد گرفت؟

به درستي ميدانم كه آنچه به جنابعالي به ارث رسيده است را با درايت و سياستي درست در جهت منافع ملي كشور پيش خواهيد برد چه آنچه را كه در ارتباط با حقوق مردم سرزمين ما بيان فرموديد بسيار گويا و درست است ؛ ” كه جمهورى اسلامى ايران بر سر استيفا و دستيابى كامل به حقوق هسته اى خودش ذره اى مسامحه و عقب نشينى نخواهد كرد.“

با آرزوي پيروزيها بيشتر براي جنابعالي و كشورمان

والسلام

منوچهر رضاوندي

سوم بهمن ماه 1384

فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران  و تهديد هسته اي ژاك شيراك

واكنش جامعه بين المللي به اظهارات ”ژاك شيراك“رئيس جمهوري فرانسه در جمع كاركنان پايگاه زيردريايي هسته اي در للانگ فرانسه كه جهان را تهديد به استفاده از سلاح هسته اي نمود بسيار چشم گير بوده است، تا اندازه اي كه دولت فرانسه مجبور به وصله و پبنه كردن سخنان وي شد و برخي آن را شكست و درماندگي سياست خارجي اروپاي نوپا دانستند.  اما بايد توجه داشت كه شكست و درماندگي قلمداد كردن سياست هاي اروپا و ديگر صداهاي ضعيف برخاسته از برخي سياسيون اروپا نه به منظور محكوم كردن شيراك به دليل جنگ طلبي و حركتها و رفتارهاي قيم مآبانه فرانسه و دو كشور ديگر آلمان و انگليس بوده است، بلكه به اين خاطر انجام پذيرفته است كه ژاك شيراك نادانسته پته اين كشورهاي به ظاهر مردمي را به روي آب انداخته است كه ديگر نخواهند توانست با  فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران آنگونه كه ميخواستند به مخالفت برخيزند. از همين روي تلاش ميكنند كه با تبليغات گسترده و هياهوي محكوم كردن شيراك زمينه را به منظور تداوم دخالتهاي خود در امور داخلي ايران مهيا سازند. آنان مدام سخن از صلح طلبي خود زده و در باره وجود كوهي از كلاهكهاي اتمي در كشورهايشان مهر سكوت بر لب زده اند. با كمال پر رويي با وجود حضور ارتشهاي اشغالگر خود در افغانستان و عراق،  كه با تكيه بر سلاح هاي هسته اي جرات حضور در اين سرزمين ها را يافته اند، در تلاش بودند مانع از فعاليتهاي صلح آميز ما گردند. امروز با سخنان ژاك شيراك براي جهانيان روشن شد كه چنين كشورهايي نه حق سخن از صلح طلبي را دارند و نه حق دخالت در امور ايران كبير با بيش از بيست و پنج هزار سال تاريخ تمدن را.  من مطمئن هستم دوران سطه جويي اروپائيان و آمريكائيان به پايان رسيده است.  تنها راهي كه اروپائيان و آمريكائيان پيش روي دارند همانا فراخواني همه نيروهاي اشغالگر از افغانستان و عراق و پايان دادن به دخالت در امور ديگر كشورها بويژه ايران است.

در بهمن ماه سال 1380 چنين نگاشتم؛ ”.....حقيقت اين است كه در هر حال آمريكائيان از منطقه خارج خواهند شد چه با تدبير و معقوليت برخي سياستمداران واقع بين ايالات متحده و چه با زور و مبارزه مردم منطقه. به همين دليل بايد توجه كرد كه بايد از هرگونه تلاش براي عادي سازي روابط با ايالات متحده آمريكا دوري جست و لازم است كه تكرار كنم؛  اولين شرط عادي سازي روابط و مناسبات ما ايرانيان با ايالات متحده آمريكا فراخواني همه نيروهاي نظامي آمريكا از منطقه است. فلات ايران بايد به منطقه صلح, آرامش و بري از نيروهاي نظامي آمريكا تبديل شود.“

چهار سال پس از فرخوان من امروز ايالات متحده آمريكابيش از پيش به درماندگي خود واقف شده است. اگر چه ما دو سال و نيم از وقت گرانبهاي خود را با اين به اصطلاح مذاكرات تلف كرديم ولي حد اقل باري ديگر به اروپائيان نشان داديم اين خود آنان هستند كه جنگ طلبند و براي پيش برد اهداف نامشروع خود متوسل به زور، ايجاد وحشت ”ترور“، جنگ و به رخ كشيدن سلاح هاي هسته اي مي شوند.

به باور من پس از سخنان ژاك شيراك، دو راه پيش روي ما و ديگر كشورهاي عضو سازمان   بين المللى نيروي اتمى وجود دارد؛

الف- خروج كامل از سازمان به اصطلاح بين المللي نيروي اتمي

ب – در صورت باقي ماندن در اين سازمان بايد با همه نيرو كارزار خلع سلاح هسته اي را به صورت زمان بندي و برنامه ريزي شده درجهان پيش بريم و اجازه ندهيم كه كشورهاي داراي سلاح هسته اي هرزمان كه خواستند عليه ديگر كشورها زور گويي كرده و يا دست به اشغال آنان زنند.

برنامه تحقيقات صلح آميز هسته اى ما با همه توان و ظرفيت بايد تداوم يابد و در اين ارتباط نبايد پاي هيچگونه مذاكره اي با كشورهاي داراي سلاح هسته اي نشست. چه امروز ما توانائي آن را داريم به دخالت و زور گويي آنان در امور كشور خود پايان دهيم.

منوچهر رضاوندي

بهمن ماه 1384 هجري شمسي

 

بسمه تعالي

حضور رياست محترم مجلس شوراي اسلامي ايران جناب آقاي حداد عادل

با عرض سلام و تبريك به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد قربان

زبان فارسي زبان مشترك همه ايرانيان است. گسترش، حفظ، تحول و تكامل زبان و  فرهنگ ايراني زمينه هاي وحدت مردم همه فلات ايران را، جدا از مرزهاي سياسي آن،  فراهم خواهد ساخت. هر حركتي در جهت تضعيف زبان و فرهنگ اين سرزمين مانعي در برابر وحدت اين مجموعه است.  نگهداري، آراستن و پيراستن زبان فارسي وظيفه تك تك همه كساني است كه خود را ايراني ميدانند و از اين سرزمين بهره ميگيرند.

زبان، فرهنگ و انديشه هاي ايراني به گونه اي زنده به هم مرتبط هستند. هرگونه نقص در هر بخش از آن زياني جيران ناپذير بر مجموعه هستي فرهنگي ما وارد ميسازد.  براي نمونه ايجاد نقص در زبان، ابهام گويي، تنبلي در استفاده از زبان رسمي  و استفاده از زبان كوچه بازاري و محاوره در رسانه هاي گروهي،  برگيري واژه بيگانه و تركيب آن با زبان فارسي منجر به فقر فرهنگي و بي رنگي انديشه ميگردد چه انتقال دستآوردهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي وبويژه دستاوردهاي اسلامي ما  را آنگونه بايد و شايد ناممكن ميسازد كه در نهايت نسل هاي فردا را به تكيه بر بيگانگان ناچار مي سازد.

زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي  خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و  دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است.   وارد ساختن هرگونه صدمه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگيري  زبان علمي و فني ما را دچار نقصان و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.

استفاده از لغت هاي بيگانه، تحميل زبان كوچه بازاري ( آتش = آتيش  +   را = رو  +  آن = اون   +  ميگويد = ميگه  +  شده است = شده   +  ميشود = ميشه   +  به او ميگويد = بهش ميگه  + چه چيزي = چي چي  و صدها نمونه ديگر)  در برنامه هاي خبري، علمي و اقتصادي صدا و سيما هر روز بيش از پيش دامنه ميگيرد. امروز شاهد تكرار و تداوم غلط گويي و  اصرار در بكار گيري لغت هاي بيگانه و تخريب زبان فارسي هستيم. در سال گذشته زبان كوچه بازاري زبان مسلط در بيان اخبار صدا وسيما گشته است و به هيچ وجه به نظر نمي آيد به انتقادات و درخواست هاي اديبان، اساتيد و صاحب نظران توجهي بنمايند بلكه بي پروا و بي توجه به زيانهايي كه از اين رهگذر متوجه نسلهاي امروز و فرداي اين سرزمين شده است، كماكان  به استفاده از زبان محاوره ادامه داده ميشود. در اين راستا مخاطبان آسيب پذير اخبار دانش آموزي و دانشگاهي   ( به بهانه اينكه زبان كوچه بازاري و محاوره دوستانه تر است ) در معرض خطر بيگانه شدن با زبان رسمي كشور قرار گرفته اند.

پيشنهاد ميكنم؛

  • فرهنگستان زبان فارسي بايد تلاش خود را در حفظ زبان و ادبيات فارسي اين نيرومند ترين ابزار انتقال مجموعه فرهنگي، معنوي، مادي و روحي نسلهاي گذشته تا امروز را صدچندان كند.

  • دولت نيز همانگونه كه انتظار ميرود زبان رسمي كشور را پاس دارد و با تصويب قوانين لازم اجازه ندهد كه هر فردي سرخود اقدام به تغيير زبان رسمي كشور نمايد،

  •  دوره پبش دانشگاهي به دوسال تغيير يابد و يك سال آن به فراگيري تاريخ و ادبيات فارسي اختصاص يابد و براي آن آزموني سراسري در نظر گرفته شود. بدينوسيله كساني كه وارد دانشگاه ميشوند نه تنها در رشته مورد نظر خود بلكه تسلطي كامل بر زبان و ادبيات فارسي و تاريخ ايران داشته باشند.

  • به مجريان و مسئولين صداو سيما آموزشهاي لازم داده شود و همزمان افراد و مجريان تازه نفس با مدارك لازم در رشته هاي تاريخ و ادبيات فارسي به استخدام درآيند.

 والسلام    با احترام

                           منوچهر رضاوندي

                                                بيستم دي ماه 1384

 رونوشت به روزنامه هاي رسمي كشور

 

 

 

اهداف هنرنمايش

هر اثر هنري از جمله هنر نمايش چهار منظور را در برميگيرد؛

1- دوباره سازي رخداد و برشي از زندگي

2- ارائه پيامي، كه مي تواند اخلاقي، تاريخي، اجتماعي، هشدار دهنده، عاطفي، زيستي، و يا سياسي باشد.

3-  غلبه بر ناتواني و عجز ، برآوردن آرزويي خيالي و بيان دنياي تخيلي ي به وجود آورنده اثر

4- باز آفريني  شرايطي به منظور:

  • ايجاد فضاي درماني-توانبخشي ي  عواطف سركوب شده

  • ايجاد ميدان و فضاي لازم براي درك، بسط، پالايش و گسترش خلق و خوي و عواطفي پربار و والاتر انساني

  • حفظ، تحكيم، گسترش و كيفيت افزوني به باورها، ارزشهاي فرهنگ اسلامي و مباني نظام.

  • حفظ، تحكيم ،گسترش و ارتقاي احساسات ملي ميهني از طريق؛

  • شفاف سازي و تحريف زدايي تاريخ كشور   و

                                                                        غنابخشي سخنوري و بدايع زبان و ادبيات ملي.

  • ايجاد فضاي آرام بخش ، تنش زدا در خانواده و خوشايند سازي اوقات استراحت به منظور تجديد قواي نيروي كار جامعه.

  • تشويق و ايجاد انگيزش پيشرفت در جامعه.

  • ارتقاي سطح روابط و تحكيم بنياد نهادهاي گوناگون  اجتماعي از جمله نهاد پر اهميت خانواده.

شكل نمايش؛

نمايش يا با كلام است و يا بي كلام. عروسكي است و يا زنده . در هر حال و در مجموع نمايش يا خنده آور است، يا حزن آور و يا تركيبي از هر دو. مي تواند داراي پاياني خوش و يا ناخوشانيد و غمگين باشد.

نمايشي جذاب و قابل تماشا است كه كيفيت، توانايي و قابليت ايجاد؛ رغبت، دلهره، انتظار و توقع متداوم و غير قابل انقطاع را در تماشاچي تا پايان نمايش داشته باشد.

جذابيت نمايش

آنچه كه تماشاچي را به تماشاي نمايش ترغيب ميكند عبارتند از:

  • شگفت آفريني، بلاغت، بداعت و خوشايندي زبان

  • زيبايي، زيركي، سرگرم كنندگي و غافلگير كنندگي سخن

  • مناسب، ماهر، نقش آفرين بودن بازيگر

  • بهره گيري درست، بجا و مناسب از صحنه، نور ،صدا و شگردهاي گوناگون نمايشي

  • متناسب و غير يكنواخت بودن بافت نمايش

دلهره، انتظار و توقعات ايجاد شده  مرتبط با ايجاد گره هاي متناسب  و متكي بر مضمون اصلي نمايش شكل ميگيرند.

توانايي نويسنده در پرورش و بوجود آوردن گره ها، رمز و رازها، نهفته ها و پرسشها،  ضامن اصلي ايجاد كشش لازم براي جلب توجه تماشاچي تا پايان نمايش است.

اين مقدمه نسبتاً بلند در جهت بيان مطلبي است كوتاه.  در راستاي پرسشهايي است كه بايد با خود مطرح سازيم؛

برنامه هاي نمايشي و سرگرم كننده و مجموعه هاي صدا و سيماي ما تا چه اندازه با معيارهاي ياد شده و ديگر معيارهاي ملي، مذهبي و اعتقادي ما در انطباق هستند؟ چگونه خواهيم توانست توليدات خود را هرچه بيشتر در راستا ي چنان معيارهايي نزديكتر سازيم؟ آيا معيارهاي خود را دسته بندي و الويت بندي كرده ايم؟ آيا برنامه ساخت فيلمها و مجموعه هاي تاريخي را كه پاسخگوي تاريخ و فرهنگ بيست و پنج هزار ساله ما باشد را ريخته ايم؟ آيا توجه داريم كه اگر ما خود تاريخ سرزمينمان را به صورت فيلم و مجموعه ها  به نمايش نگذاريم ديگران يعني همانهايي كه همواره تاريخمان را به تحريف كشانيده اند، دوباره و چند باره ما را، زيستمان را انسانيتمان را، شعور و فرهنگ و تمدنمانرا تحريف نخواهند كرد و ما را غير از آنچه كه هستيم به نمايش نخواهند گذارد؟ اميد به آينده بسيار است، اما بيم ما از چيست؟ چه ترسي از اينكه دوران هخامنشي و يا پيش از آن را آنگونه كه بايد به نمايش درآوريم. آيا  اينكه برخي شاهان سرزمين ما ظالم بوده اند بايد گذشته خود را لعن و نفرين كرده و به تحريفهاي غربيان در مورد تاريخ كشورمان بسنده كنيم? آنكه ظالم است طبيعتاً ظلمش را بايد كه گفت و آنكه كشور ساخته است را وصفش نيز.

اينكه برخي از مجمو عه هاي صدا و سيماي ما به جاي رفع تنش كار روزانه، تنش مضاعفي را  هم به تماشاچي تحميل مي كنند از كجا ناشي مي شوند؟ تنش روبرو شدن با خرواري از واژه هاي بيگانه كه ميروند تا، تاروپود فرهنگ ايراني و اسلامي ما را به نابودي بكشند.  تنش روبرو شدن با صحنه هايي تكراري، غير كيفي و به راستي مسخره كه  با لوده بازي هاي حقيرانه هم برابر نيستند. آيا نمايش اين گونه مجموعه ها توهين به تماشاچي ايراني نيستند؟

در جهان به طور عام و در كشور ما به طور خاص تقسيم كار هر روز در حال گسترش است. در چنين شرايطي چگونه است كه نويسنده، بازيگر، كارگردان و ...بر عهده يك نفر است؟ آيا اين خود بدان معنا نيست كه فرد مورد نظر جز خود كسي را قابل كار نميداند؟ و يا اينكه براستي ما در  سرزمينمان با كمبود افرادي تحصيل كرده، كاردان و زبده روبرو هستيم؟ يا اينكه خويشاوند سالاري در بدنه مجموعه جامعه فيلم و فيلم سازي ما رخنه كرده است و اجازه ورود افراد كاري و مستعد به كار را به اين عرصه نمي دهد؟  در اين راستا پرسشهاي بيشماري را ميتوان مطرح ساخت كه در اين نوشته مجالي براي طرحشان نيست.

با وجود كاستي ها آنچه كه مايه دلگرمي و اميدواري است اين حقيقت است  كه در نظام و سازمان صدا و سيماي ما  گوش شنوا هست. نيت درست و پاك است. سمت و سوي كارها و سياستگذاريها همان است كه بايد باشد. همان است كه مردم ما برايش از خود گذشتند.  شاهديم كه هر روز  برنامه هاي ما با كيفيتي برتر از پيش ارائه ميشوند.اين به خودي خود  قابل تقدير است. بايد اين بخش از كار و رويكرد را تداوم بخشيد. بي ترديد با تكيه بر حق و با پشتكار و سخت كوشي آينده از آن ما است.             با آرزوي پيروزيهاي بيشتر

و السلام

منوچهر رضاوندي              ارديبهشت 1383

 

 

 

  تا تاريخ خرداد 1385   +